eitaa logo
‹ باب‌حِطّة ›
86 دنبال‌کننده
299 عکس
56 ویدیو
3 فایل
قُل هَل تَرَبَصونَ بِنا إلا إحدى الحُسنَيَين • القدس لنا 🇵🇸 • |موقوفه| • هر صحبتی بود من اینجام @Ma_hod
مشاهده در ایتا
دانلود
که زندگی تنها در این جا گواراست که دین خویش بردارم و از کوهی به دیگر کوه با آن بگریزم. - شیخ بهاییِ عزیز.
داشت میگفت؛ آنچه میمونه از ما و همیشه و همه جا بدردمون میخوره اتصال ما به مقام ولایت حضرت امیرالمومنین و ائمه اطهار -علیهم‌السلام- هست. یروزی میرسه ازمون میپرسن اوقات خلوت و دورهمیاتون رو چجوری سپری کردین و ما حسرت این رو میخوریم که چرا کمتر از فضائل مولا پیش هم گفتیم، کمتر قرآن خوندیم-کسی می‌تونه با قرآن در‌ ارتباط باشه که خودش وجود نورانی یافته باشه- این نورانیّت به نحو کامل‌تر روشن‌تر در امیرالمومنین و ائمه اطهار هست، پس هر نوع ارتباط ما بدون اون یکی ناقصه- و در نهایت کمتر از دشمنانش برائت جستیم و لعن کردیم. یوم الحسره که میگن برا بچه شیعه ها اینجوریه‌.
چه بسا بیمارانی را پرستاری کردی، بالای سرشان حاضر بودی، برایشان دارو تهیه کردی و از پزشکان برای آنها معالجه خواستی؛ ولی عجز و ناتوانی خود را دیدی و به مقصودت نرسیدی...! و حاجت تو که بهبود آنان بود، تحقق نیافت. • با این صحنه ها، خودش را به تو معرفی کرده است! و با نشان دادن بیماران فردای تو را به تصویر کشید... _ دنیا نشان داد: که نه کاری از "دوستانت" بر می‌آید و نه فریاد تو به جایی خواهد رسید... _ ازهد‌الزاهدین‌علی‌علیه‌السلام | تحف‌اعقول،ص۱۸۶
تا کویر قم سراغ از ساحت دریا گرفت آمدی و بر لب ایران تبسم پا گرفت... _۲۳ ربیع الاول؛ سالروز ورود باشکوه حضرت معصومه به شهر قم _عمارت
هدایت شده از معلم روزهای آبی
«خدایا..ما شرایط و احکام سیاست را نمی دانیم. ما محاسبات و مصلحت اندیشی ها را درک نمی کنیم. ما هیچ کس و هیچ چیز را جز تو نمی شناسیم. به غیر از تو هیچ کس را، تأثیرگذارِ جهان هستی در نظر نمی گیریم. برای تو برخاستیم، برای تو‌جنگیدیم و دفاع کردیم. برای تو شهید دادیم، برای تو از ولیّ ات اطاعت کردیم. اولیاءِ ما، یادمون دادن از کسی جز تو چیزی نخواهیم، فقط خواستار رضایتت باشیم. این جنگ فرصتی است تا اهل توحید با تو آشنا شوند..ما را در زمره ی غافلان این معرکه قرار نده. »
اوضاع مه‌آلود و نگران‌کننده است.بله، اما این مسیر تحت هر شرایطی ادامه پیدا می‌کنه و وعدهٔ اخیر سیدحسن نصرالله قطعا محقق میشه. آروم باشیم و دعا کنیم.
و لا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا في سَبیلِ اللَّهِ اَمواتًا بَل اَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم ‌یُرزَقون هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند مُردگانند ! بلکه آنان زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند . - آل عمران - آیه ۱۶۹
قبل آن نام مبارک بنویسید شهید 🖤
اگر از شهادت حسن نصرالله خوشحالید، راه یهود و ابن ملجم را میروید! آخر امیرالمومنینﷺ را هم یهود‌ی ها کُشتند. رسول خدا فرمود: علی جان؛ قاتل تو فردی است که اصالتی یهودی دارد...! سقیفه هم زیر سر یهود بود؛ اصالت دشمنان اسلام یهودیت است. دیگر بس است، جبهه هایتان را انتخاب کنید؛ محبت بدون جبهه، طلحه و زبیر میسازد... _علویات
هدایت شده از وحید یامین پور
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من بارها این مصاحبه تاریخی غسان کنفانی را دیده‌ام. او نویسنده و روزنامه‌نگار مشهور فلسطینی و از اعضای رهبری جبهه مردمی برای آزادی فلسطین است که دو سال بعد از این مصاحبه توسط موساد در بیروت ترور شد. ➕️ @yaminpour
میثم نقل می کند: شبی از شب ها مولایم امیرمؤمنان من را با خود به صحرای بیرون کوفه برد تا این که به «مسجد جعفی» رسید. رو به قبله کرد و چهار رکعت نماز خواند و پس از سلام نماز و تسبیح، دست هایش را به دعا باز کرد و گفت: «خدایا چگونه بخوانمت؟ در حالی که نافرمانی کرده ام و چگونه نخوانمت؟ که تو را شناخته ام و دلم خانه محبت تو است. دستی پر گناه و چشمی پر امید به سویت آورده ام...». و سپس به سجده رفت و صورت بر خاک نهاده و صد بار گفت: «العفو! العفو!». برخاست و از آن مسجد بیرون رفت. من نیز در پی آن حضرت بودم تا به صحرا رسیدیم. آن گاه پیش پای من، خطی کشید و فرمود: مبادا که از این خط بگذری!... و من را همان جا گذاشت و خود رفت. شبی تاریک بود. پیش خود گفتم: مولایم را چرا تنها گذاشتم؟! او دشمنان بسیاری دارد، اگر مساله ای پیش آید، پیش خدا و پیامبر چه عذری خواهم داشت؟ هرچند که برخلاف دستور اوست، ولی در پی او خواهم رفت تا ببینم چه می شود. رفتم و رفتم... تا او را برسر چاهی یافتم که سر در داخل چاه کرده و با چاه، سخن می گوید. حضور مرا حس کرد و پرسید: کیستی؟ گفتم: میثم. فرمود: مگر به تو دستور ندادم که از آن خط، فراتر نیایی؟ گفتم: چرا، مولای من، لیکن از دشمنان نسبت به جانت ترسیدم و دلم طاقت نیاورد. آنگاه پرسید: از آن چه گفتم، چیزی هم شنیدی؟ گفتم: نه، مولای من و حضرت، اشعاری را خطاب به من خواند (به این مضمون): «در سینه ام اسراری است، که هرگاه فراخ نای سینه ام احساس تنگی می کند، زمین را با دست، کنده و راز خویش را با زمین در میان می گذارم! وقتی زمین می روید، آن گیاه، از بذر و دانه ای است که من کاشته ام...». _ شیخ عباس قمی، نفس المهموم، ص ۶۰؛ _ _ شیخ عباس قمی، منتهی ال آمال، ص ۲۷۶؛ _ بحار الانوار، ج ۴۰، ص ۲۰۰ وفی الصدر لبانات اذا ضاق لها صدری * نکت الارض بالکف و ابدیت لها سری * فمهما تنبت الارض فذاک النبت من بذری.