هدایت شده از آنِمن
هر سازش ، یک عامل سقوط دهنده است؛
حالا چه مقدار باعث سقوط می شود مربوط است به نوع سازش.
و منظور من از "سازش"،فدا کردن یک "باور" و "اعتقاد" است در زمانی که هنوز به صحت آن باور و اعتقاد ، ایمان داریم .
#نادر_ابراهیمی
#ابن_مشغله
آقای مدّاح، آقای منبری، آقای هیئتی!
خواندن روضهی در و دیوار در این ایّام، واجب است؛
امّا کافی نیست...
باید بگویی چه شد که دشمن جرأت کرد،
چنین جسارتی به دختر پیامبر(ص) روا دارد؟!
باید بگویی که حضرت زهرا(س)،
چهل شب به همراه امیرالمؤمنین(ع) و حسنین(ع)،
در خانهی مهاجرین و انصار رفت و از آنها خواست که حق را بگویند!
تا به آنچه در روز غدیر دیده بودند عمل کنند؛
تا سکوتشان را بشکنند و با بیطرفی، دشمن را یاری نکنند...
امّا چه شد؟!
جز چهار پنج نفر،
بقیه پای کار نیامدند
و در لانههایشان خزیدند...
پس جرأت نانجیبها،
از بیجرأتی خواص بود،
از بیجرأتی کسانی بود که غدیر را دیدند،
اما سکوت کردند!
این چنین شد که زور لگد دشمن قوت گرفت
و دخت نبی را اینچنین بین در و دیوار... بگذریم!
آری گریه کن پای این روضهها،
امّا بدان که در این بزم،
جایی برای «بیطرفی» نیست...
_دانیال بصیر
هدایت شده از پیاله
@fori_sarasariمداحی_آنلاین_سلام_من_به_مدینه_به_آستان_رفیعش_حاج_منصور_ارضی.mp3
زمان:
حجم:
1.2M
سلام من به مدینه
‹ بابحِطّة ›
«در نجـف باش، زائـر زهرا
عاشـقان در مـزار یکدگرند»
دل در حال گسستگی است از فراق نجف...
امیرحسین ساجدی @SAJEDIFR4_5769431084840258043.mp3
زمان:
حجم:
45.9M
شاید دلتون بخواد با صوتِ حزین
#حدیثکساء بخونید یا گوش بدید (:
‹ بابحِطّة ›
غصه نخور؛ قدر تمام عالم، گوشهی میخانهی او جا دارد...
روهیچ کدوم از اعمالم
جزدوست داشتن تو حساب نکردم . .
• وقتی از مولا امیرالمؤمنین پرسیده شد فاطمه چگونه همسریست؟
فرمایش کردند؛
«بهترین یار در راه اطاعت از خدا» •
11.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاری که باعث میشود حضرت عزرائیل وقت مرگ برایت تلقین بخواند
تمام کسانی که مادرشان در قید حیات است،
در خانه یک فاطمه دارند!
مادر ها گویی نماینده حضرت زهرایند،
با آنها طوری رفتار کنیدکه انگار با خود حضرت رفتار میکنید.
به دلم بود از تو بنویسم. به دلم بود بنویسم که بویِ تو را بدهد. بویِ جایی که دریا و خانههایش بوسیدنی است. جایی که شراب است از روحِ مردمش. بویِ ریحان و نان، بویِ بیروت، بویِ تو. به لحظهای طعمها پیچید. دمی شد و تغییری. چطور شد؟ چرا؟ "فکیف صارَ طعمُها، طعمُ نارٍ و دخان؟" بویش بویِ آتش و دود شد. بوی خون، بوی دود، بوی باروت، بوی بیروت.
*
پنجاه و پنج روز گذشته که میگویند بین ما نیستی. عزیزترین، باورم نیست. من میدانم پدربزرگم و مادربزرگم و دایی و عمو و شهید رئیسی و حاج قاسم و همین آشنا و غریبها را به خاک سپردیم و دیگر تمام. دیدارمان به قیامت است. الحق تو را باور ندارم.
*
من شهادت میدهم، بهترینِ اولادِ امیرالمؤمنین علی علیهالسلام، به دست شقیترین افراد بشر به شهادت رسید.
*
رسمِ روزگار است. ابیعبدالله در راه طف، بسیار تکرار فرموده است. داستانِ یحیایِ نبی، داستانِ تمامِ کشتگانِ عاشورا است، از اول تاریخ تا به قیامت. از پَستیِ دنیاست نزد خدا. ابیعبدالله در راه واقعه فرموده، از پستی دنیاست که سَرِ نبیِ خدا، به فاحشهای هدیه شود. "مِن هَوانِ الدنیا علی الله، أن رأس يحيي بن زكريا اُهدي إلى بغيٍ من بغايا بني اسرائيل."
*
انگار رسیدن به کربلا از باور به پستیِ دنیا میگذرد. دنیایی نیست. دنیایی نبوده.
-الفلاممیم