جابر جُعفى میگوید: در حضور امام باقر (ع) دلم گرفت. گفتم: فدایت شوم! گاه بدون آنکه دچار گرفتاری شوم و یا پیشامد بدی برایم رخ دهد، اندوهگین میشوم، چندان که همسر و یا دوستم، نشانههای آن را در چهرهام میبینند. حضرت فرمود: «درست میگویی! خدای عزّ و جلّ مؤمنان را از خاک بهشت آفرید و نسیم روحش را در آنها روان ساخت. از این رو است که مؤمن، برادر تنى مؤمن است. پس هرگاه به یکى از آن ارواح در سرزمینى اندوهى رسد، آن روح دیگر، اندوهگین میشود؛ زیرا از جنس او است».
‹ بابحِطّة ›
جابر جُعفى میگوید: در حضور امام باقر (ع) دلم گرفت. گفتم: فدایت شوم! گاه بدون آنکه دچار گرفتاری شو
شاید این دلِ ناقابلِ گرفتهی من
ذرهای از غبار غم شمارو حس کرده که اینقدر گرفتست بابای مهربونِ عالم:)
+ یاکاشف الکَرب عَن وجه الحسین اکشف کَرب مولانا صاحب الزمان به حق اَخیک الحسین...
‹ بابحِطّة ›
هر شب دست به دامان خدا تا سحرم که خدا از تو خبر دارد و من بی خبرم...
آدم بیچاره میشود این که بنشینی فکر کنی الان امام عصر روحی له الفداء کجاست.
ابتدا ساده به نظر میرسد اما این که امام علیه السلام در کدام جمع است و مشغول چه کاری است؟ تنهاست یا با جمعی همراه است؟
اطرافیان میدانند او امام است یا خیر؟
شاید در بیابان باشد یا...
کجای دنیا هستی فرزند فاطمه؟!
أین صاحبنا؟!
یه جا سلیم تو کتاب "پس از بیست سال" میگه :
«دیگر تاب ندارم #علی(ع) مرا نادیده بگیرد.کاش مرا مجازات میکرد، سرزنش مینمود یا که حتی با شلاق مجازاتم مینمود،این سکوتش مرا درهم شکسته است.»
منم همینطور سلیم. منم همینطور.
@kalame_alii
من به معادِ جسمانی معتقدم .
اگر .. اگر میشود
توی کفنم ، روی چشمم ، پشتِ پلکم
کمی از خاك کنار قبرش بگذارید .
میدانم که زمانی که با سم روی بدنش تاختند ، غبار استخوانهاش ، روی این خاك پخش شده .
که اینگونه ، اصطکاك جزئی از تن کسی که دوستش دارم روی چشمم میماند .
که اینگونه ، در روز معاد راحت تر پیدا میکنمش .
که اینگونه ، چشمانم همیشه زیر گردِ پای اوست :)
- پیرِخرابات
همانا من در میان شما چونان چراغ درخشنده در دل تاریکی هستم که هرکس به آن روی آورد، از نورش بهرهمند میگردد. ای مردم، سخنان مرا بشنوید و خوب حفظ کنید. گوش دل خود را باز کنید تا گفتههای مرا بفهمید...
| فرازی از خطبه ۱۷۸ نهجالبلاغه |
امیرالمؤمنین علیہ الســـــلام با اشراف پدرانهی خود، قلبی را که به ایشان و سخنان گهربارش روی آورده باشد، به لذت فهم نهجالبلاغه مفتخر میفرماید. وقتی نهجالبلاغه وارد خانهی قلب کسی شد، او طعم شیرینش را میچشد و بیشتر شیفتهی حقایقش میشود و با چشیدن بخشی از معارف نهجالبلاغه، طالب همهی آن میشود و خوراک فکر و جانش، نهجالبلاغه خواهد شد و با داشتن چنین مائدهی لذیذی، به هیچ طعام دیگری میلی نخواهد داشت.
کارِ عاشقِ نهجالبلاغه و دلدادهی امیرالمؤمنین علیہ الســـــلام به جایی خواهد رسید که آرمانهایش آرمانهای علی، دردهایش دردهای علی و شادی و لذتش شادی و لذت علی میشود.
این یعنی فانی در علی شدن!
| بخشی از مقدمهی #نهضتنهجالبلاغهخوانی بر کتاب |