سید مهدی حسینیenc_16372032210739338295815.mp3
زمان:
حجم:
5.9M
غیبت نکردهای که شوم طالب حضور
پنهان نبودهای که هویدا کنم تو را
سهم روز سی ام حکمت ۲۶۹ تا ۲۷۳ختم نهج البلاغه در۱۹۲ روز.mp3
زمان:
حجم:
2.8M
•••
ختم گویای نهج البلاغه بخش حکمت ها🌱
حکمت ۲۶۹ تا ۲۷۳
•••
https://eitaa.com/abotorabalhasan
« مردم در دنيا دو دسته اند، يكی آن كس كه در دنيا برای دنيا كار كرد و دنيا او را از آخرتش باز داشت، بر بازماندگان خويش از تهيدستی هراسان، و از تهيدستی خويش در امان است. پس زندگانی خود را در راه سود ديگران از دست می دهد و ديگری آنكه در دنيا برای آخرت كار می كند و نعمتهای دنيا نيز بدون تلاش به او روی می آورد، پس بهره هر دو جهان را چشيده و مالك هر دو جهان می گردد و با آبرومندی در پيشگاه خدا صبح می كند و حاجتی را از خدا درخواست نمی كند جز آن كه روا می گردد»
امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، حکمت ۲۶۹
« (در زمان حكومت عمر، نسبت به فراوانی زيور و زينتهای كعبه صحبت شد، گروهی گفتند آنها را برای لشكر اسلام مصرف كن، كعبه زر و زينت نمی خواهد، وقتی از اميرالمؤمنين (علیه السلام) پرسيدند، فرمود:) همانا قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله ) هنگامی نازل گرديد كه اموال چهار قسم بود: اموال مسلمانان كه آن را بر اساس سهم هر يك از وارثان تقسيم كرد و غنيمت جنگی كه آن را به نيازمندانش می رساند و خمس، كه خدا جايگاه مصرف آن را تعيين فرمود و صدقات، كه خداوند راههای بخشش آن را مشخص فرمود و زيورآلات و زينت كعبه از اموالی بودند كه خدا آن را به حال خود گذاشت، نه از روی فراموشی آن را ترك كرد و نه از چشم خدا پنهان بود، تو نيز آن را به حال خود واگذار چنانكه خدا و پيامبرش آن را به حال خود واگذاشتند.
(عمر گفت: اگر تو نبودی رسوا می شديم و متعرض زيورآلات كعبه نشد.)»
امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، حکمت ۲۷۰
« (دو نفر دزد را خدمت امام آوردند كه از بيت المال دزدی کرده بودند، يكی برده مردم و ديگری برده ای جزو بيت المال بود، امام فرمود:) برده ای كه از بيت المال است حدی بر او نيست، زيرا مال خدا مقداری از مال خدا را خورده است، اما ديگری بايد حد دزدی با شدت بر او اجرا گردد. (سپس دست او را بريد.)»
امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، حکمت ۲۷۱
« اگر از فتنه ها و لغزشگاه ها با قدرت بگذرم، دگرگونيهای بسياری پديد می آورم.»
امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، حکمت ۲۷۲
« به يقين بدانيد! خداوند براي بنده خود هرچند با سياست و سخت كوش و در طرح و نقشه نيرومند باشد، بيش از آنچه كه در قرآن وعده فرمود، قرار نخواهد داد، و ميان بنده، هر چند ناتوان و كم سياست باشد، با آنچه در قرآن برای او رقم زده حايلی نخواهد گذاشت، هر كس اين حقيقت را بشناسد و به كار گيرد، از همه مردم آسوده تر، و سود بيشتر خواهد برد. و آنكه آن را واگذارد و در آن شك كند، از همه مردم گرفتارتر و زيانكارتر است، چه بسا نعمت داده شده ای كه گرفتار عذاب شود، و بسا گرفتاری كه در گرفتاری ساخته شده و آزمايش گردد، پس ای كسی كه از اين گفتار بهره مند می شوی، بر شكرگزاری بيفزای، و از شتابت دست بردار، و به روزی رسيده قناعت كن.»
امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، حکمت ۲۷۳
وقایع بعد از پیامبر ﷺ
در این روزها اولین هجوم به خانه امیر المؤمنین (علیه السّلام) صورت گرفت. هنگامی که امیر المؤمنین (علیه السّلام) متوجه غسل و کفن و دفن پیامبر (صل الله علیه و آله) شد و غاصبین خلافت در سقیفه بودند، در شب چهارشنبه که اول ربیع الاول بود بدن مبارک آن حضرت را دفن فرمود و طبق وصیت پیامبر (صلّی الله علیه وآله) متوجه جمع آوری قرآن شد. آن حضرت فرموده بودند: علی جان، تا سه روز از خانه خارج مشو وقرآن را جمع آوری کن... .۱
در این ایام، سه بار به منزل آن حضرت هجوم آوردند: بار اول در روز اول ربیع بود که برای بیعت آمدند و آن حضرت فرمود که قسم یاد کردهام که تا جمع قرآن تمام نشود از خانه بیرون نیایم و آنان بازگشتند. پس از آن امیر المؤمنین شبها صدیقه طاهره وحسنین (علیهم السّلام) را بر در منازل اصحاب میبردند وطلب یاری مینمودند.۲
بار دوم هفت روز بعد از دفن پیامبر (صلّی الله علیه وآله) بود که زبیر وعدهای دیگر در منزل امیر المؤمنین (علیه السّلام) جمع شده بودند. آن روز زبیر شمشیر کشید تا عمر را بکشد.۳
بار سوم به منزل حضرت هجوم آوردند، و پس از آتش زدن در منزل و ضرب و جرح صدیقه طاهره (سلام الله علیها) و کشتن حضرت محسن (علیه السّلام)، امیر المؤمنین (علیه السّلام) را با دست بسته بیرون بردند.
رهبری بر هجوم به منزل حضرت زهرا سلام الله علیها و مجروح شدن حضرت در جریان سقیفه تصریح دارند و میفرمایند:
شکّی نیست كه بعد از رحلت پيامبر يك جمعى كه در رأس آنها فاطمهی زهرا(سلامالله علیها) بوده، تلاش ميكرده است، در همان روزهاى اوّل در ماجراى خانه و آتش گرفتن درِ خانه، مجروح شده و بعد در عين حال اين #مبارزه را ادامه داده و به مسجد رفته و سخنرانى كرده و در معرض افكار و انظار مسلمانان آن زمان قرار گرفته. دختر پيغمبر، يك دختر جوان ۱۸ ساله، توى مسجد در مقابل انبوه مهاجرين و انصار، آن سخنرانى عجيب را كه كلمه به كلمهاش ضبط شده و موجود است در تاريخ، در اسناد ما ايراد كرده است.
________________
۱. تفسیر فرات: ص ۳۹۸، در توحید صدوق: ص ۷۳ هفت روز و در امالی طوسی: ج ۱، ص ۲۶۳ نه روز است.
۲. کتاب سلیم بن قیس: ص ۱۲۸. احتجاج: ص ۷۵، ۱۹۰.
۳.توحید صدوق: ص ۷۳. احتجاج: ج ۱، ص ۱۱۱ ۹۵. بحار الانوار: ج ۲۸، ص ۳۲۱.
۴. کتاب سلیم بن قیس: ص ۲۴۹ ۸۲. الکوکب الدری: ج ۱، ص ۱۹۴. الجمل: ص ۱۱۷. کامل ابن اثیر: ج ۲، ص ۳۲۶. تاریخ طبری: ج ۳، ص ۲۰۳