« به يقين بدانيد! خداوند براي بنده خود هرچند با سياست و سخت كوش و در طرح و نقشه نيرومند باشد، بيش از آنچه كه در قرآن وعده فرمود، قرار نخواهد داد، و ميان بنده، هر چند ناتوان و كم سياست باشد، با آنچه در قرآن برای او رقم زده حايلی نخواهد گذاشت، هر كس اين حقيقت را بشناسد و به كار گيرد، از همه مردم آسوده تر، و سود بيشتر خواهد برد. و آنكه آن را واگذارد و در آن شك كند، از همه مردم گرفتارتر و زيانكارتر است، چه بسا نعمت داده شده ای كه گرفتار عذاب شود، و بسا گرفتاری كه در گرفتاری ساخته شده و آزمايش گردد، پس ای كسی كه از اين گفتار بهره مند می شوی، بر شكرگزاری بيفزای، و از شتابت دست بردار، و به روزی رسيده قناعت كن.»
امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، حکمت ۲۷۳
وقایع بعد از پیامبر ﷺ
در این روزها اولین هجوم به خانه امیر المؤمنین (علیه السّلام) صورت گرفت. هنگامی که امیر المؤمنین (علیه السّلام) متوجه غسل و کفن و دفن پیامبر (صل الله علیه و آله) شد و غاصبین خلافت در سقیفه بودند، در شب چهارشنبه که اول ربیع الاول بود بدن مبارک آن حضرت را دفن فرمود و طبق وصیت پیامبر (صلّی الله علیه وآله) متوجه جمع آوری قرآن شد. آن حضرت فرموده بودند: علی جان، تا سه روز از خانه خارج مشو وقرآن را جمع آوری کن... .۱
در این ایام، سه بار به منزل آن حضرت هجوم آوردند: بار اول در روز اول ربیع بود که برای بیعت آمدند و آن حضرت فرمود که قسم یاد کردهام که تا جمع قرآن تمام نشود از خانه بیرون نیایم و آنان بازگشتند. پس از آن امیر المؤمنین شبها صدیقه طاهره وحسنین (علیهم السّلام) را بر در منازل اصحاب میبردند وطلب یاری مینمودند.۲
بار دوم هفت روز بعد از دفن پیامبر (صلّی الله علیه وآله) بود که زبیر وعدهای دیگر در منزل امیر المؤمنین (علیه السّلام) جمع شده بودند. آن روز زبیر شمشیر کشید تا عمر را بکشد.۳
بار سوم به منزل حضرت هجوم آوردند، و پس از آتش زدن در منزل و ضرب و جرح صدیقه طاهره (سلام الله علیها) و کشتن حضرت محسن (علیه السّلام)، امیر المؤمنین (علیه السّلام) را با دست بسته بیرون بردند.
رهبری بر هجوم به منزل حضرت زهرا سلام الله علیها و مجروح شدن حضرت در جریان سقیفه تصریح دارند و میفرمایند:
شکّی نیست كه بعد از رحلت پيامبر يك جمعى كه در رأس آنها فاطمهی زهرا(سلامالله علیها) بوده، تلاش ميكرده است، در همان روزهاى اوّل در ماجراى خانه و آتش گرفتن درِ خانه، مجروح شده و بعد در عين حال اين #مبارزه را ادامه داده و به مسجد رفته و سخنرانى كرده و در معرض افكار و انظار مسلمانان آن زمان قرار گرفته. دختر پيغمبر، يك دختر جوان ۱۸ ساله، توى مسجد در مقابل انبوه مهاجرين و انصار، آن سخنرانى عجيب را كه كلمه به كلمهاش ضبط شده و موجود است در تاريخ، در اسناد ما ايراد كرده است.
________________
۱. تفسیر فرات: ص ۳۹۸، در توحید صدوق: ص ۷۳ هفت روز و در امالی طوسی: ج ۱، ص ۲۶۳ نه روز است.
۲. کتاب سلیم بن قیس: ص ۱۲۸. احتجاج: ص ۷۵، ۱۹۰.
۳.توحید صدوق: ص ۷۳. احتجاج: ج ۱، ص ۱۱۱ ۹۵. بحار الانوار: ج ۲۸، ص ۳۲۱.
۴. کتاب سلیم بن قیس: ص ۲۴۹ ۸۲. الکوکب الدری: ج ۱، ص ۱۹۴. الجمل: ص ۱۱۷. کامل ابن اثیر: ج ۲، ص ۳۲۶. تاریخ طبری: ج ۳، ص ۲۰۳
یکی از راههای نجات انسان از گناه پناهبردن به امامزمان است. ایشان به انتظار نشسته اند تا کسی دستش را به سمت ایشان دراز کند تا ایشان او را هدایت کنند.
- آیت الله جاودان
- هرکه اطمینان داشته باشد که آنچه خدا برایش مقدر کرده است به او میرسد، دلش آرامش میگیرد.
+ چشم آقای امیرالمؤمنین، چشم...(اشکهایش را با سرآستین پاک میکند.)
سهم روز سی و یک حکمت ۲۷۴ تا ۲۸۴ختم نهج البلاغه در ۱۹۲ روز(1).mp3
زمان:
حجم:
2.4M
•••
ختم گویای نهج البلاغه بخش حکمت ها🌱
حکمت ۲۷۴ تا ۲۸۴
•••
https://eitaa.com/abotorabalhasan
« علم خود را نادانی و يقين خود را شك و ترديد مپنداريد، پس هرگاه دانستيد عمل كنيد، و چون به يقين رسيديد اقدام كنيد.»
امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، حکمت ۲۷۴
« طمع به هلاكت می كشاند و نجات نمی دهد و به آنچه ضمانت كرد، وفادار نيست و بسا نوشنده آبی كه پيش از سيراب شدن گلوگير شد و ارزش آنچه كه بر سر آن رقابت می كنند، هر چه بيشتر باشد، مصيبت از دست دادنش اندوهبارتر خواهد بود و آرزوها چشم بصيرت را كور می كند و آنچه روزی هر كسی است بی جستجو خواهد رسيد.»
امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، حکمت ۲۷۵
« خدايا به تو پناه می برم كه ظاهر من در برابر ديده ها نيكو و درونم در آنچه كه از تو پنهان می دارم زشت باشد و بخواهم با اعمال و رفتاری كه تو از آن آگاهی توجه مردم را به خود جلب نمايم و چهره ظاهرم را زيبا نشان داده با اعمال نادرستی كه درونم را زشت كرده به سوی تو آيم تا به بندگانت نزديك و از خشنودی تو دور گردم.»
امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، حکمت ۲۷۶
« نه، سوگند به خدایی كه به قدرت او در شب تاریک به سر برديم كه روز سپيدی را در پی داشت، چنين و چنان نبود.»
امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، حکمت ۲۷۷
« كار اندكی كه ادامه يابد، از كار بسياری كه از آن به ستوه آیی اميدواركننده تر است.»
امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، حکمت ۲۷۸