eitaa logo
بر لبه‌ی تاریخ
803 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
1.2هزار ویدیو
1 فایل
روایتی از روزگارانی که جهان لرزید... نقبی به وقایع، اسناد، و رازهای تاریخ معاصر جهان. اینجا، هر حادثه، داستانی‌ست ناگفته. ارتباط با مدیر: @MMSALEHN
مشاهده در ایتا
دانلود
بر لبه‌ی تاریخ
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
✍️ توهم فروپاشی؛ چگونه پیروزی تاکتیکی آمریکا به یک فاجعه‌ی استراتژیک بر علیه خود تبدیل شد؟ تجربه‌ی تاریخ نظامی جهان همواره گواه یک اصل مهم بوده است و آن اینکه پیروزی‌های تاکتیکی، لزوماً به پیروزی‌های استراتژیک ختم نمی‌شوند. مباحث استراتژیک، ریشه در اعماق تاریخ، فرهنگ و روانشناسی ملت‌ها دارند؛ ابعادی چنان پیچیده و چندلایه که معمولاً بزرگ‌ترین اندیشکده‌های غربی نیز از درک عمق آن عاجز می‌مانند. جنگ اخیر آمریکا با ایران، یکی از بارزترین مصادیق این کج‌فهمی محاسباتی بود. ایالات متحده که در ۵۰ سال گذشته بارها نشان داده در تخمین پیامدهای بلندمدتِ استراتژی‌های خود دچار خطای ادراکی است، این بار در مواجهه با جامعه‌ی بی‌نهایت پیچیده‌ی ایران، به یک فاجعه‌ی استراتژیکِ تمام‌عیار تن داد. اگر به حافظه‌ی تاریخی این سرزمین رجوع کنیم، یک فرمول تکرارشونده را می‌بینیم: هرگاه ظرفیت‌های شیعی و ملی ایرانیان برای دفاع از میهن با یکدیگر پیوند خورده‌اند، بزرگ‌ترین ماشین‌های جنگی دنیا نیز زمین‌گیر شده‌اند. در عصر صفوی، ارتش مجهز عثمانی که لرزه بر پیکره‌ی قدرت‌های بزرگ اروپایی می‌انداخت، در برابر شاه اسماعیلِ جوان متوقف شد. ایرانِ آن روز اگرچه در آغاز مسیر اتحاد بود و قدرت نظامی کلاسیکِ چندانی نداشت، اما فعال شدن ظرفیت‌های هویتی توسط شاه اسماعیل، مانع از سقوط کشور شد. این روند در زمان شاه عباس به اوج رسید و به فتوحات خیره‌کننده در برابر عثمانی‌ها، ازبکان و پرتغالی‌ها انجامید. در جنگ هشت‌ساله‌ی تحمیلی نیز همین اکسیرِ «تشیع و میهن» به داد کشور رسید. در روزهایی که ارتش به دلیل شرایط پس از انقلاب درگیر تصفیه و بازسازی بود و در داخل نیز کشور با جنگ چریکی و ترورهای کور سازمان مجاهدین دست‌وپنجه نرم می‌کرد، این انسجام ملی - مذهبی بود که توانست یک تهاجم همه‌جانبه‌ی خارجی را ناکام بگذارد. آمریکا و اسرائیل با یک پیش‌فرض به شدت غلط وارد درگیری اخیر شدند. آن‌ها تصور می‌کردند ضربات سنگین اقتصادی و امنیتیِ سال‌های گذشته، جامعه و حاکمیت ایران را شکننده کرده است. تئوری آن‌ها این بود که ایرانِ امروز مانند ونزوئلا است؛ کافیست با یک ضربه‌ی مهلک به هسته‌ی اصلی فرماندهی، شیرازه کار از هم بپاشد. آن‌ها منتظر بودند تا با این ضربه، مسئولان نظام فرار کنند، ساختار دچار فروپاشی شود و مردم در برابر حاکمیت قرار گیرند. اما واقعه‌ی حمله به بیت رهبری و شهادت رهبر انقلاب، به جای آنکه نقطه‌ی پایان نظام باشد، تبدیل به نقطه‌ی آغازِ یک فورانِ جمعی شد. ترور رهبری در ظاهر یک پیروزی تاکتیکیِ درخشان برای آمریکا بود، اما در عمل به سهمگین‌ترین ضربه‌ی استراتژیک به طرح‌های خودشان تبدیل شد. خون رهبر انقلاب و خانواده‌ی ایشان، جامعه را در شوک و سپس در یک خشم مقدس فرو برد و قشر خاکستری جامعه به همراه طرفداران نظام، با موجی بی‌سابقه روانه‌ی خیابان‌ها شدند. این حضور خیره‌کننده، دل‌وجرئتِ تضعیف‌شده‌ی جریان‌های انقلابی را احیا کرد، و هرگونه مجال تحرک را از عناصر خائن داخلی و ستون پنجم دشمن گرفت. مهم‌تر از همه، این انسجامِ میدانی، به مسئولین و فرماندهان نظامیِ باقی‌مانده یک چک سفید امضا و پشتوانه‌ی عظیم مردمی داد تا بدون هیچ محافظه‌کاری، قدرتمندانه‌ترین پاسخ‌ها را روانه‌ی دشمن کنند. نتیجه آن شد که ایران با استفاده از تمامی گزینه‌های نامتقارن و کلاسیک خود، معادلاتی را رقم زد که آمریکایِ متکبر را که در ابتدا به دنبال تسلیم بی‌قیدوشرط ایران بود، مجبور کرد به یک قرارداد صلحِ ننگین رضایت داده و علناً پای آن امضا بیندازد. البته تأکید می‌کنم که بیان این دستاورد بزرگ استراتژیک، به هیچ‌وجه نافیِ «فاجعه‌ی حفاظتی و امنیتی» رخ داده نیست. تبدیل شدن این تهدید به فرصت توسط مردم، قصورِ مسئولین حفاظت و نهادهای امنیتی را پاک نمی‌کند. از دست دادن رهبر انقلاب و جمعی از عالی‌رتبه‌ترین فرماندهان نظامی، ضربه‌ای بود که می‌توانست شیرازه‌ی یک کشور را از هم بپاشد. تمامی افرادی که در این زنجیره‌ی حفاظتی نقش و تقصیر داشتند، باید به سخت‌ترین شکل ممکن پاسخگوی این حفره‌ی امنیتی باشند. اما در نهایت، تاریخ در سینه‌ی خود ثبت خواهد کرد که چگونه خنجری که دشمن برای دریدنِ قلب ایران پرتاب کرد، کمانه کرد و گلوی استراتژی‌های خودشان را برید. https://eitaa.com/Barlabeietarikh
مردان ایرانی بسیار خوش‌اندام و تنومندند، ریشی بلند و چهره‌ای سوخته دارند. خطوط سیمای آنان بسیار منظم و با وجود رخنه و اسکان عده زیادی از تاتارها و هندوان در سرزمین ایران چهره مردان ایرانی بسیار عادی است. لباس آنان با لباس ملل دیگر مشرق زمین تفاوت اساسی دارد. ایرانیان به جای پوشیدن البسه گشاد و راحت، معمولاً لباس‌های تنگی که شکل بدن مخصوصاً ستبری بازوانشان را نمایان سازد بر تن می‌کنند... اشتیاق زنان ایرانی به زر و زیور بحدی است که گمان می‌رود حتی زنی در ایران نتوان یافت که فاقد آن باشد. هر پیشه‌ور بینوائی نیز برای ایجاد محیط آرام در خانه‌ی خود ناگزیر است تن به محرومیت‌ها داده و چیزی از زر و گوهر برای زن خود فراهم آورد. سفرنامه گاسپار دروویل؛ افسر فرانسوی که در سال‌های ۱۸۱۲–۱۸۱۳م در پانزدهمین سال سلطنت فتحعلی شاه قاجار و ولایتعهدی عباس میرزا در ایران اقامت داشت. https://eitaa.com/Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
✍️تحلیل، آفت تاریخ است! من عمیقاً به این گزاره باور دارم که تحلیل، آفت تاریخ است. یکی از مهم‌ترین ع
به نظر من مرحوم شریعتی حداقل در مباحث تاریخی، از آن جمله نظریه‌پردازانی است که ابتدا نظریه را از خود صادر می‌کند و سپس برای آن دنبال دلیل و شاهد تاریخی می‌گردد. در خصوص نظریات دیگر این نظریه‌پردازِ شاعر‌مسلک نظری ندارم اما اجالتاً در خصوص مباحث تاریخی‌اش به وضوح می‌توانید چیزی که در تحلیل گذشته‌ام نوشتم را پیدا کنید؛ زیرا شریعتی در جای جای نظریات تاریخی خود، تحلیل شخصی خود را از اتفاقات، به عنوان تاریخ به خورد مخاطب می‌دهد؛ آن هم تحلیل‌هایی که برآمده از روحیه‌ی مبارز و شاعرمآبِ اوست نه تحلیلی که برآمده از مطالعه‌ی دقایق تاریخی است! مخاطب نوجوان و جوانِ از همه‌جا بی‌خبر هم از این نظریات بدیع متأثر می‌شود! https://eitaa.com/Barlabeietarikh
14.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📍تصویر جالب اروپا در سال ۱۴۴۴ اگر امروز به نقشه اروپا نگاه کنیم، کشورهایی مانند آلمان، فرانسه، ایتالیا و اتریش را می‌بینیم. اما در سال ۱۴۴۴، اروپا ظاهری کاملاً متفاوت داشت. در غرب، فرانسه تازه در حال پایان دادن به جنگ صدساله با انگلستان بود. انگلستان آخرین متصرفات خود را در خاک فرانسه از دست می‌داد. در شبه‌جزیره ایبری نیز هنوز اسپانیای واحدی وجود نداشت و کاستیا، آراگون و پرتغال هر کدام پادشاهی مستقلی بودند. اما عجیب‌ترین بخش نقشه اروپا، سرزمینی بود که امروز آن را آلمان، اتریش، جمهوری چک، بلژیک، هلند، لوکزامبورگ و بخش‌هایی از شمال ایتالیا می‌شناسیم؛ جایی که تحت عنوان امپراتوری مقدس روم قرار داشت. با وجود نام پرطمطراقش، امپراتوری مقدس روم نه یک کشور یکپارچه بود، نه پایتخت ثابتی داشت و نه امپراتورش مانند پادشاه فرانسه یا انگلستان بر تمام سرزمین‌ها حکومت مستقیم می‌کرد. این امپراتوری از حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ حکومت کوچک تشکیل شده بود؛ دوک‌نشین‌ها، شاهزاده‌نشین‌ها، اسقف‌نشین‌ها، کنت‌نشین‌ها و شهرهای آزاد. هر کدام از این حکومت‌ها ارتش، مالیات، قوانین، دادگاه و حتی گاهی سکه مخصوص خود را داشتند و در عمل مانند یک کشور کوچک اداره می‌شدند. (ادامه👇) https://eitaa.com/Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
📍تصویر جالب اروپا در سال ۱۴۴۴ اگر امروز به نقشه اروپا نگاه کنیم، کشورهایی مانند آلمان، فرانسه، ایتا
امپراتور تنها رئیس این مجموعه بود. او مسئول دفاع کلی از امپراتوری، حفظ نظم میان شاهزادگان و نمایندگی سیاسی آن بود، اما نمی‌توانست آزادانه برای همه مالیات تعیین کند یا ارتش واحدی را فرماندهی کند. نکته جالب این است که مقام امپراتوری نیز موروثی نبود. گروهی از قدرتمندترین شاهزادگان، موسوم به «شاهزادگان انتخاب‌کننده»، امپراتور را برمی‌گزیدند. بنابراین، امپراتور برای حفظ قدرت خود ناچار بود رضایت اشراف را جلب کند. برخلاف فرانسه یا انگلستان، امپراتوری مقدس روم پایتخت رسمی نداشت. در طول تاریخ، شهرهای مختلفی نقش مهمی ایفا کردند: - آخن، محل سنتی تاج‌گذاری امپراتوران. - فرانکفورت، محل انتخاب امپراتور. - نورنبرگ، یکی از مهم‌ترین مراکز سیاسی امپراتوری. - وین، که از قرن پانزدهم و با قدرت گرفتن خاندان هابسبورگ، به مرکز عملی اداره امپراتوری تبدیل شد. در همان زمان، در جنوب شرقی اروپا، امپراتوری عثمانی به سرعت در حال گسترش بود. تنها ۹ سال بعد، در سال ۱۴۵۳، سلطان محمد دوم قسطنطنیه را فتح کرد و به حکومت هزارساله امپراتوری بیزانس پایان داد. سقوط قسطنطنیه پیامدهای بزرگی داشت. عثمانی به قدرت اصلی شرق مدیترانه و بالکان تبدیل شد، بسیاری از دانشمندان بیزانسی به ایتالیا مهاجرت کردند و در گسترش رنسانس نقش داشتند. همچنین کشورهای اروپایی بیش از پیش به دنبال یافتن مسیرهای دریایی جدید برای تجارت با آسیا رفتند؛ روندی که بعدها به عصر اکتشافات جغرافیایی انجامید. با این حال، برخلاف تصور رایج، سقوط قسطنطنیه باعث اتحاد فوری اروپا نشد. فرانسه، انگلستان، دولت‌های ایتالیایی و صدها حکومت عضو امپراتوری مقدس روم همچنان گرفتار رقابت‌ها و اختلافات داخلی بودند. همین پراکندگی، یکی از دلایل اصلی موفقیت‌های بعدی عثمانی در بالکان و پیشروی‌های آنان بود. اگر کسی در سال ۱۴۴۴ به اروپا سفر می‌کرد، هرگز کشوری به نام «آلمان» پیدا نمی‌کرد. در عوض، با صدها حکومت کوچک روبه‌رو می‌شد که همگی زیر چتر امپراتوری مقدس روم قرار داشتند؛ اتحادیه‌ای پیچیده که بیش از آنکه شبیه یک کشور باشد، به مجموعه‌ای از دولت‌های مستقل با یک امپراتور مشترک شباهت داشت. https://eitaa.com/Barlabeietarikh