eitaa logo
باران‌ِ عشق
21.5هزار دنبال‌کننده
15.9هزار عکس
7.4هزار ویدیو
41 فایل
مَنـ‌خُـدایۍداࢪمـ❣ ڪھ‌عاشِقانھ‌دوستشـ‌داࢪمـ خُدایۍڪھ‌عاشقِـ‌مَنـ‌استـ مھࢪبـٰانـ‌استـ❣ بینھایتـ‌بَخشندھ‌استـ خُدایۍڪھ‌خانِھ‌اشـ همینـ‌حَوالۍاستـ❣ ادمین‌تبادل‌و‌تبلیغ: @Khademehosseiin بِنویسْـ‌بَࢪایَمـ ... https://harfeto.timefriend.net/17227680569677
مشاهده در ایتا
دانلود
باران‌ِ عشق
#شیفتگان‌محبت #پارت‌سی‌‌و‌سوم با حس خیلی ناب، رفتیم نماز امام زمان را خواندیم و آمدیم حیاط مسجد نشس
لحظه وداع رسید، می‌دونستم دیدار آخرمون نیست، اما دلم پر از آشوب بود، مادر امید چند بار بهش گفته بود اگر عزم رفتن داری، حداقل سعی کن تا بعداز عروسی نری، بخاطر سارا صبر کن، امید هم همیشه می گفت:من اگر صبر کنم، دشمن هیچوقت صبر نمی کنه،دشمن اگه خیالش از سوریه و عراق راحت بشه، بعد میاد سراغ ایران،رفتن من دل‌بخواهی نیست، یک وظیفه است برای همه کسانی که می تونند از دین و آیین شون دفاع کنند، اصلا جهاد الان واجب کفایی هست، من باید برم اصلا مگر میشد جلوی امید را گرفت؟ پرنده ی روحش راهی شده بود و جسم، زندانی بود بر روحش، باید حتما پرواز می کرد، باید می رفت لحظه وداع، امید آمد کنارم نشست، دست هایش در دستانم و چشمانش مقابل چشمانم،مکثی کرد و گفت:سارا به جانت قسم که با هیچ‌ عوض نمی کنم، من شرمنده‌ام، مقابل تو شرمنده‌ام، که چرا به عهدم نتونستم وفا کنم، قرار بود لحظه ای از هم جدا نشیم،ولی نمیدونم اثر شیر مادرم که خوردم،لقمه حلال پدر هست، بخاطر سیادت من هست که خون امام حسین در رگان من جاری هست،نمی دونم چه دلیلی هست، که عاشق شهادت هستم، تعلق به دنیا ندارم، تنها تعلق حقیقی که چون زنجیر مرا به دنیا وصل کرده تو هستی، الان هم نمیرم که شهید بشم، نترس، بادمجون بم آفت نداره، میرم که فقط اسمم در خیل عاشقان حسین و زینب ثبت بشه، گر میسر نیست بر من کام او، عشق بازی می کنم با نام او من که اشک از چشمانم جاری بود و بند نمی آمد، گفتم:آخه امید تو از من انتظار داری چی بگم؟ تو که حال و روز منو می دونی، جز سکوت، چه کاری از من بر میاد، آب و آتش با هم یک جا جمع نمیشن،تو تنهایی منو می دونی، می فهمم چی میگی، میگی وظیفه است،میگی کشش تو به شهادت ذاتیه، ولی من چیکار کنم، حتی فکر نبودن تو آزارم میده، چه برسه نبود تو امید با دستانش اشک های مرا پاک کرد و گفت:حتی همین لحظه و همین الان هم بگی نرو، نمیرم، با این که اگه شاید هیچوقت خودمو نبخشم، ولی بخاطر دل تو نمیرم سرمو بالا آوردم و در حالی که تمام وجود مرا بغض گرفته بود، گفتم:برو امید، برو امیدم، من که عمری با درد تنهایی سوختم و ساختم،بدون تو هم میسازم و می سوزم، فقط گلم، تو رو خدا مراقب خودت باش، هر روز برات صدقه می زارم، حرز امام جواد هم که برات خریده بودم، هر روز برات زیارت عاشورا می خونم تا صحیح و سالم برگردی، تو برگرد، قول میدم خوب تر بشم، قول میدم بیشتر همونی بشم که تو می خواستی، تو فقط برگرد، صحیح و سالم، نری و جنازه ات برگرده، من تو رو سالم به امام حسین تحویل دادم، سالم هم تحویل می گیرم در حالی که امید هم اشک می ریخت، بوسه ای بر پیشانی من زد و گفت چشم، منم خودمو واگذار کردم به ارباب، گفت و رفت "اگر تو ميل محبت كنی وگر نكنی من از تو روی نپيچم، كه مستحب منی" سعدی ☄کپی‌ و استفاده بدون اجازه‌ مؤلف‌ جایزنیست 🍁با من ساده حرف بزن❤️👇 https://harfeto.timefriend.net/16655831392956