eitaa logo
بسم الله القاصم الجبارین
3.1هزار دنبال‌کننده
137.1هزار عکس
168.8هزار ویدیو
237 فایل
﷽ ڪد خدا را بـرسانید زمـان مستِ علے اسٺ مالڪ افـتاد زمـین تیـغ ولـے دستِ علے اسٺ #انتقام_سخت ✌️🏻 #شهادتت_مبارک_سردار_دلها 💔
مشاهده در ایتا
دانلود
1⃣5⃣ کردستان را از سقز شروع کرد,🏔 با بیست سال سن. محاسنش را اگر می خواستی ببینی,باید دقیق می شدی توی صورتش.✨ از همان روز اول,آرام و قرار نداشت. می گفت:امان ضد انقلاب رو باید برید.🔫 📚ساکنان ملک اعظم 👇 ●➼‌┅═❧═┅┅───┄ بسم الله القاصم الجبارین https://eitaa.com/Besmelahelghasemelgabarin
1⃣6⃣ ضد انقلاب برای سر بعضی پاسدارهاهزار تومان جایزه می گذاشت؛💰 خیلی که ارزش طرف شان می رفت بالا,سرش را سه هزار تومان هم می خریدند.💰 که آمد,به یکی,دو هفته نکشید؛رفت توی لیست سه هزار تومانی ها.اعلامیه اش را خودش آورد برامون.می خواند و می خندید.😄 دو,سه هفته ی بعد,پام گلوله خورد. می خواستند بفرستندم مشهد. آمد دیدنم. وقت خداحافظی,با خنده گفت:😁 راستی خبر جدید شنیدی؟🎺 گفتم:چی؟ گفت:قیمت سرم زیاد شده. گفتم: چقدر؟ گفت:بیست هزار تومن.💰 چند ماه بعد,بوکان که آزاد شد,آن قیمت به دو میلیون تومان هم رسید.💵 💵 📚ساکنان ملک اعظم 👇 ●➼‌┅═❧═┅┅───┄ بسم الله القاصم الجبارین https://eitaa.com/Besmelahelghasemelgabarin
1⃣7⃣ تازه آمده بود سقز؛یک روز ،شاید هم دو روز. بایدحمله میکردیم به یک روستا که نزدیک سقز بود.🔫 ضد انقلاب جمع شده بود آنجا. دو،سه تااز بچه ها فشنگ شان تمام شد. خواستیم عقب نشینی کنیم، گفت:من یک قدم هم عقب نمی آم . گفتم:اگر گلوله هات تموم شد ،چکار میکنی؟ گفت:جنگ تن به تن. ماندیم چکارکنیم. درهمین حال، سر یکی از کومله ها راهدف گرفت وزد.🤯 طرف با صورت آش و لاش،از پشت تخته سنگ افتاد بیرون وشروع کرد به غلط خوردن.🤕 دست یکی دیگر شان را هم زد. بچه ها شیر شدند. دو،سه تاشان راهم آنها زدند. کم شروع کرد جلو رفتن . کومله ها،آنهایی شان که زنده مانده بودند،پاگذاشتند به فرار. فردای آنروز شد مسئول گروه اسکورت "دیواندره_سقز"✨ 📚ساکنان ملک اعظم 👇 ●➼‌┅═❧═┅┅───┄ بسم الله القاصم الجبارین https://eitaa.com/Besmelahelghasemelgabarin
که جز تـــو در دل تنگم کسی دیگر نمی‌گنجد..!! یادشهداباصلوات التماس دعای شهادت ♥️ 👇 ●➼‌┅═❧═┅┅───┄ بسم الله القاصم الجبارین https://eitaa.com/Besmelahelghasemelgabarin
1⃣8⃣ دویست و پنجاه نفر بسیجی بودند. باید از دیواندره می آوردیم شان سقز. مسوول گروه اسکورت ، بود.✨ پایین گردنه ی ایرانخواه کمین خوردیم. باران آتش باریدن گرفت روی سرمان.☄ حتی سرش راخم نکرد. راست راست می دوید این طرف و آن طرف . دادمی زد و بچه ها را راهنمایی می کرد.🗣 اول بسیجی ها را فرستاد کناره های ارتفاع. بعدهم بچه های اسکورت را دو گروه کرد؛یک عده توی خط آتش و حرکت ،شروع کردند به بالا رفتن از ارتفاع. هم باچند نفر دیگر،رفت که گردنه را دور بزند. می خواست برود پشت سر کومله ها. زود فهمیدند که دارند رودست می خورند.فرار کردند.🚶‍♂ خبر توی سقز پیچید.همه می گفتند:گروه ،اولین گروهی بود که یک عده نیرو رو صحیح وسالم رسوند سقز.🌺 میگفتند:خون هم از دماغ کسی نیومده. 📚ساکنان ملک اعظم 👇 ●➼‌┅═❧═┅┅───┄ بسم الله القاصم الجبارین https://eitaa.com/Besmelahelghasemelgabarin
لبخند تــو ، معجزه شیرینی ست که رویای بهشــت را در دلم زنده می کند.. ❤️ پنج شنبه ویاد باصلوات🌸 👇 ●➼‌┅═❧═┅┅───┄ بسم الله القاصم الجبارین https://eitaa.com/Besmelahelghasemelgabarin
🌹 امروز‌روز‌جدیدی‌ست‌... روز‌تولد‌ت‌‌... مبارک‌باشد‌ تویی‌‌‌ که درراه‌پر‌پیچ‌وخم‌زندگی‌ راهنمایمان شدی تویی‌که‌به‌ما یا‌دادی‌خوب‌بودن‌را تویی‌که‌همواره‌‌دستمان را‌میگیری تا‌در‌ظلمات‌این‌دنیا‌گم‌نشوم تولدت‌هزاران‌بارمبارک🌺🌺‌ ✨ای مردآسمانی✨ 💞 👇 ●➼‌┅═❧═┅┅───┄ بسم الله القاصم الجبارین https://eitaa.com/Besmelahelghasemelgabarin
توی سقز،حالت کپ کرده داشتم. مقرمان ،کارخانه ی دخانیات بود.🚬 گاهی همان اطراف می خواستیم برویم خرید،ازهمه طرف تیراندازی می کردند به مان🔫؛سینه خیز می رفتیم،سینه خیز هم بر می گشتیم. که آمد کم کم از لاک دفاعی آوردمان بیرون.✨ مسوول عملیات سپاه سقز که شد،صبح ها یک گردان نیرو را برمی داشت می برد تو خیابان های سقز،راهپیمایی. چند تا شعار هم ورد زبان مان کرد؛"کومله_دمکرات،در به درت می کنیم" ؛"کومله _دمکرات،مرگت فرا رسیده"؛ "کومله_دمکرات،سوراخ سوراخت می کنیم". 📚ساکنان ملک اعظم 👇 ●➼‌┅═❧═┅┅───┄ بسم الله القاصم الجبارین https://eitaa.com/Besmelahelghasemelgabarin
توی سقز،اتاق کارش کوچک بود و جمع وجور.✨ یک پوستر زده بود بالای سرش. توی پوستر نوشته شده بود:"ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه الا تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا بالجنته التی کنتم توعدون."🍃 علاقه خاصی داشت به این آیه. زیاد می خواندش،مخصوصا وقت های عملیات.🕊 📚ساکنان ملک اعظم 👇 ●➼‌┅═❧═┅┅───┄ بسم الله القاصم الجبارین https://eitaa.com/Besmelahelghasemelgabarin
در ساختمان دخانیات بودیم،شهر سقز،زمستان پنجاه ونه. نزدیک سحر همه بیدار می شدند،همه هم نماز شب می خواندند.📿 اما همیشه چند نفر زودتر بیدار می شدند. آب گرم می کردند برای بقیه ،خودشان ولی بیرون از آسایشگاه ، با آب سرد وضو می گرفتند. قطره های آب تا می رسید به زمین،یخ می زد.💧❄️ همان ها نماز شان را هم توی آسایشگاه نمی خواندند. هر کدام شان یک پتو می انداختند روی سرشان ،می رفتند بیرون. توی تاریکی شب، به ردیف و پشت سرهم ، کنار دیوار آسایشگاه می استادند به نماز. یکی از آن چند نفر بود؛اوهمان پتو را هم روی سرش نمی انداخت.💖 📚ساکنان ملک اعظم 👇 ●➼‌┅═❧═┅┅───┄ بسم الله القاصم الجبارین https://eitaa.com/Besmelahelghasemelgabarin
وسط حرف های طرف بلند شد, از اتاق زد بیرون. طرف ماتش برد.😯 ماهم. یکی,دو ساعت 🕰بعد,دیدمش. گفتم:چرا یدفعه اون قدر ناراحت شدی و از اتاق رفتی بیرون؟🍃 گفت:نمی تونم تحمل کنم کسی ازم تعریف کنه;🍃 آخه من چی ام که بخوان تعریفم رو بکنن؟🌱 📚ساکنان ملک اعظم 👇 ●➼‌┅═❧═┅┅───┄ بسم الله القاصم الجبارین https://eitaa.com/Besmelahelghasemelgabarin
شـ‌هید ؛ حقیقت شگفت آوریست ! ماچون عادت ڪردیم بہ مشاهده شـ‌هدا بہ گذشت و ایثار شـ‌هدا عظمت این حقیقت بـ‌هشتے براـے ما مخفے مےماند. ... یادش باصلوات💞💞💞 👇 ●➼‌┅═❧═┅┅───┄ بسم الله القاصم الجبارین https://eitaa.com/Besmelahelghasemelgabarin