دیکتاتوری از روزی آغاز میشود که مردم از یکدیگر بترسند ؛ روزی که هر کس مراقب حرف زدنش باشد ، حقایق را در دلش نگه دارد ، و سکوت عاقلانه تر از صداقت به نظر برسد ؛ روزی که محفل های دوستانه پر از فروشندگانی باشد که برای خوش رقصی در برابر حاکم ، نزدیکانش را به سکه ای خونین می فروشند !
- چطوربگویم؟!
انگارکهازجنگبرگشتهامباخبرپیروزی . .
اماخانهامویرانوخانوادهاممُردهاند ...
روان انسان میتونه رنجهای عظیمی رو تحمل کنه، اما چیزی که اون رو از پا در میاره چرخهی تکرار شوندهی امیدهای واهی و ناامیدیهای پی در پی است.
من همیشه بودم، حتى وقتی بریده بودم، دلخور بودم، حتى وقتی حالشو نداشتم، من همیشه بودم، من دلم نیومد بیپناهیِ آدما رو پناه نباشم، دلم نیومد یهو بِبُرم برم، دلم نیومد یهو رها کنم، من همیشه بودم، همیشه بودم واسه اونایی که الان نیستن.
واقعا اگر یه سریا میدونستن در کانسپت کینه یک صحرا شتر عظیم الجثه رو تو جیبم میزارم واقعا کمتر اذیتم میکردن.