عدهای میگویند من بسیار مهربانم ،
و عدهای میگویند، بسیار بدخلقم و ناجور ؛
هر دو را باور کن، چون هرکسی نسخهای از مرا دیده که لیاقتش را داشته...
هدایت شده از دیکتاتور .
خب کافه نادری جدای از همه چی از چنل ها/سناریو های مورد علاقمه و زیاد میشه درموردش نوشت.
خب شما یه کافه ی دنج رو کنج کوچه پس کوچه های طهرون با بوی قهوه حس کنید ..
و دقیقا پسری که هر روز از اون سر شهر تا اینجا میاد به بهانه ی قهوه که باریستا رو ببینه ..
مغزم نمیکشه بخوام فضا رو رومانتیک کنم .
تصور داشتن یه کافه ی نوستالژیک با موزیک های جناب ویگن و داریوش و تورج شعبانخواهی و .. میز و صندلی های چوبی و تابلو های نقاشی ونگوک و .. به اندازه ی کافی دوست داشتنی و زیبا هست که نیازی به توصیف من نداشته باشه .
به غیر از خون دل خوردن چه بر می آید از دستم
فراموشش شدم
اما فراموشش نخواهم کرد...