از ما هیچ چیز باقی نمی ماند
جز خاطراتی که در آن
دلیلِ حالِ خوبِ دیگری بوده ایم.
کافه نادری.
هیچ قراری، قشنگتر از قفل شدن دستا نیست . . .
هیچ قراری، قشنگتر از قفل شدن دستا نیست . . .
قرار بود فراموش شوی . .
گویی که انگار هرگز نبودهای .
اما . .
زخم خوش خیمی در کنج مغز و قلبم میمانی .
که نه میکشی و نه میگذاری زندگی کنم.
یک لحظه دلم خواست یکیم برای خوشحالکردن من یه کاری بکنه!
بشینه به جزئیات چیزایی که دوس دارم فک کنه!
یه چیزی،
یه کاری، که برای هیشکی تا حالا نکرده...
کافه نادری.
هیچ قراری، قشنگتر از قفل شدن دستا نیست . . .
هیچ قراری، قشنگتر از قفل شدن دستا نیست . . .