eitaa logo
مسجد ۱۴ معصوم روستای صرم
225 دنبال‌کننده
8.9هزار عکس
6.8هزار ویدیو
107 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
✳ دنبال دستورات خاص نباش! 🔻 می‌فرمودند: «هر شب که می‌خواهی بخوابی، ببین از صبح تا شب، ساعت به ساعتِ عمر خود را چه کرده‌ای.» از نظر علامه، این مراقبه بر ایام، کلید نجات و رستگاری است. بسیاری از افراد به‌دنبال دستورات خاص از استاد هستند و افسوس می‌خورند که چرا دسترسی به اساتید اخلاق و سلوک برای ما میسر نیست! درحالی که همین توصیه‌های عمومی و مهم اگر در زندگی ما جدی گرفته می‌شد و به آن‌ها عمل می‌کردیم، در مسیر قرب الهی پیش افتاده بودیم. 👤 📚 از کتاب 📖 ص ۲۵
✳ هیچ‌وقت دعای شخصی نکردم! 📌 رساله‌ای در امامت نوشتم و آن را به حضور شریف استادم رضوان الله تعالی علیه ارائه دادم. مدّتی در نزد او بود و لطف فرمودند و یک دوره‌ی تمام، آن را مطالعه فرمودند. در یک جای آن رساله، درباره‌ی خودم کرده بودم که: بار خدایا مرا به فهم خطاب محمّدی صلی الله علیه و آله اعتلا ده. در هنگام ردّ رساله به اینجانب فرمود: «آقا! تا من خود را شناختم دعای شخصی در حق خودم نکردم بلکه دعایم است.» این تأدیب اخلاقی بسیار در من اثر گذاشت. 👤 📚 از کتاب
✳ اگر داشتند، می‌آوردند و می‌دادند 📌 فرزند نقل می‌کند: «پدرم از درآمد زمین زراعی‌ای که داشت، به روستائیانی که نیازمند بودند وام می‌داد و رسید می‌گرفت و چنان‌چه کسی بعد از دو فصل برداشت محصول قادر به پرداخت بدهی خود نبود، آن را بخشیده و قبض را به خودش پس می‌داد و از طلب خود صرف‌نظر می‌کرد. یک بار چند قبض دست پدرم بود که از این واسطه‌ها طلبکار بود، آن روز من دیدم قبض‌ها را از جیب خود درآورد، مدتی به آن‌ها نگریست و ناگهان همه را پاره کرد و دور ریخت، در حالی که بیش از حد تصور به پول برای گذراندن معاش عادی احتیاج داشت. من با تعجب پرسیدم: پدر چرا این‌کار را کردید؟ نگاهی عمیق به من کرد و گفت: «پسرم اگر داشتند، می‌آوردند و می‌دادند، خدا را خوش نمی‌آید که من بدانم آن‌ها دستشان خالی است و آن‌ها را تحت فشار قرار دهم و ابراز طلبکاری کنم!» 🌐 برگرفته از سایت دار القرآن علامه طباطبایی
✳ آقایان! ابد در پیش داریم... 📌 شاگردان تعریف می‌کردند که ایشان در بین درس و بی‌مناسبت می‌فرمود که آقایان ما در پیش داریم. و این را تکرار می‌کردند. انسان در لابه‌لای زندگی‌اش نباید دچار بشود و فراموش کند که چه چیزی را در پیش دارد. ده‌ها برابر عمر زندگی نوح در مقابل پلک زدنی بیش نیست. 👤 📱 برگرفته از نرم‌افزار
✳ دنبال دستورات خاص نباش! 🔻 می‌فرمودند: «هر شب که می‌خواهی بخوابی، ببین از صبح تا شب، ساعت به ساعتِ عمر خود را چه کرده‌ای.» از نظر علامه، این مراقبه بر ایام، کلید نجات و رستگاری است. بسیاری از افراد به‌دنبال دستورات خاص از استاد هستند و افسوس می‌خورند که چرا دسترسی به اساتید اخلاق و سلوک برای ما میسر نیست! درحالی که همین توصیه‌های عمومی و مهم اگر در زندگی ما جدی گرفته می‌شد و به آن‌ها عمل می‌کردیم، در مسیر قرب الهی پیش افتاده بودیم. 👤 📚 از کتاب 📖 ص ۲۵
: ڪسی ڪه نیت ڪند مؤمنی را ببرد در اصل خود را آماده می‌ڪند برای جنگ با خدا! ریختن آبروی مومن از گناهانی است ڪه در دنیا و آخرت آبروی انسان را می برد.
✳ اول مسلمان باش، بعد... 🔻 (ره) در صفحه‌ی ۶۷ کتاب «آموزش دين» می‌فرماید: «يک فرد اول بايد باشد، بعد يک تاجر يا کشاورز يا صنعتگر يا کارگر.» 🔸 ايشان ريشه‌ی مطالب را بيان می‌کنند، در صورتی که ما زندگی را بر اساس تاجر بودن و کشاورز بودن و اين‌ها حساب می‌کنیم، بعد می‌گوییم خب شب هم می‌رویم مسجد و می‌خوانیم! نه؛ اول بايد وجود ما نمازی باشد، بعد کشاورز، صنعتگر، کارگر، تاجر، روحانی، دانشجو، استاد، رئيس جمهور و هر چه که بشود... 🔹 علامه در ادامه می‌فرمایند: «و نيز فردی که می‌خواهد تشکيل خانواده دهد، اول بايد مسلمان باشد (چه دختر و چه پسر) سپس تصميم خود را عملی سازد. خلاصه دست به هر کاری که بخواهد بزند و هر مقام و منصبی که می‌خواهد اختيار نمايد، در آن و صحيح لازم است.» 🔺 ما فکر می‌کنیم که (عج) چرا تشريف نمی‌آورند؟ به‌خاطر اين است که اين‌گونه مسلمانی هنوز در اجتماع و حوزه و دانشگاه ما رسمیت پیدا نکرده! اين کار است که از ريشه، مسئله را واژگون کرده. دنیایِ طبیعیِ خدا را اصل قرار داده، خودِ خدا را مخفی کرده! 👤 آیت‌الله سیدابراهیم خسروشاهی (ره) 📝 🙏 #⃣
✳️ در لحظه مرگ باورهای درونی انسان بیرون می‌ریزد! 🔻 در لحظه‌ی فکر و خیلی کار نمی‌کند بلکه انسان بیرون می‌ریزد. اگر کسی درون دل او و باشد بیرون می‌ریزد. اگر درون دل او و باشد او هم بیرون می‌ریزد. 🔸 مرحوم در هنگام مرگ دچار فراموشی شدیدی شده بودند. طوری که بسیاری از اصطلاحات علمی و فلسفه‌ها و قیل‌وقال‌های کلامی را فراموش کرده بودند. حتی رئیس بیمارستانی که ایشان در آن‌جا بستری بودند می‌گفتند اگر یک لیوان آب به دست ایشان می‌دادیم همین‌طور در دست خود نگاه می‌داشتند مگر اینکه به ایشان می‌گفتیم آن را بخورید. اما با این وجود برخی از بستگان ایشان می‌گفتند ما دیدیم در لحظات آخر لب ایشان تکان می‌خورد و گویی حرف می‌زنند. از ایشان سؤال کردیم که چکار می‌کنید؟ فرمودند تکلم. گفتیم تکلم با چه کسی؟ گفت با حضرت حق. این را فراموش نکرده چون در جان او رسوخ کرده است. 👤 📝 #⃣