2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چینیها بعد از جنگ اخیر فهمیدند ایران و جمهوری اسلامی به این راحتیها از بین رفتنی نیستند و رابطه جدیدی با ایران آغاز کردند
حسین قاهری، رئیس اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین:
🔹️ پاسخ قدرتمند ما به اسرائیل، احترام عجیبی نسبت به ما در نگاه چینیها ایجاد کرد
🔹️این برای چینیها خیلی جالب بود که ایران ۱۲ روز مقابل به روزترین تجهیزات دنیا مقاومت کرد و چنین ضربهای به اسرائیل زد.
#بچه_حزب_اللهی_درخط_اتش
@DAR_KHATE_ATASH
#بچه_حزب_اللهی
@BACHE_HEZBOLLAHi
💢 از کار انداختن دشمن صهیونیستی در ۴۸ ساعت اول درگیری جدید با هدف قرار دادن تاسیسات حیاتی با انبوهی از موشکهای راهبردی سنگین جمهوری اسلامی ایران، هدفی است که از کانالهای مختلف به اطلاع دشمن رسیده است زیرا تهدید نزدیک احساس میشود. این راهبرد "کشتن حریف" ذیل کلان استراتژی "یا ما بازی یا بازی خراب" قرار میگیرد.
بنابراین دشمن با سه روش سعی خواهد کرد از این موضوع جلوگیری کند:
۱. هدف قرار دادن همزمان رده سیاسی
۲. از کار انداختن توان موشکی کشور با روشهای جدید
۳. غافلگیری پیشاجنگ جهت برهم زدن جدول ترتیب زمانی
کلید هر سه موضوع، دسترسی است.
#بچه_حزب_اللهی_درخط_اتش
@DAR_KHATE_ATASH
#بچه_حزب_اللهی
@BACHE_HEZBOLLAHi
در خط آتش
🙏با عرض سلام ،،، باتوجه به شروع ایام الله صفر ، اولین قسمت از داستان اوج دلدادگی که از زمان خلافت ا
#داستان_واقعی
#اوج_دلدادگی
#قسمت_دوم🎬:
جوان سر به زیر داشت و میدید هر کس از راه می رسید اسیری را می خرید و به بردگی می گرفت و گویا از همان لحظه ی خریدن، اسیر نگون بخت می بایست با تمام قوا در خدمت صاحبش باشد.
جوان آهی کشید و نمی دانست دست تقدیر برای او چه نوشته است اما مطمئن بود که نمی تواند چنین زندگی را تحمل کند و در همین هنگام همانطور که سرش پایین و نگاهش به زمین دوخته شده بود، سنگینی نگاهی را روی خودش حس کرد و همزمان احساس گرمی خاصی در وجودش پیچید، یک گرمی شیرین و دلچسپ که بی شک تاثیر همان نگاه بود.
جوان سرش را بالا گرفت و در همین هنگام نگاهش با نگاه مهربان جوانی عرب که بالای سرش ایستاده بود و به او لبخند میزد گره خورد.
نمی دانست چه در این نگاه و این لبخند بود، اما هر چه بود باعث شد تمام احساسات بد قبل را بر باد دهد، زیر لب زمزمه کرد: براستی تو کیستی؟
که جوان عرب رو به سربازی که کنار اسرا ایستاده بود، نمود و فرمود: سلام برادر، من این اسیر را می خواهم...
سرباز که انگار آن جوان عرب را می شناخت دستی روی چشم گذاشت و با احترام گفت: سلام یا ابوتراب، بله الساعه، هر چه شما اراده کنید همان میشود و بعد رو به اسیر کرد و اشاره کرد که فورا از جایش بلند شود.
جوان پارسی که نا خوداگاه شیفته ی فرد روبه رویش شده بود خواست از جا برخیزد که دست جوان عرب پیش آمد و با دست او گره خورد و او را بالا کشید.
جوان پارسی با تعجب جوان روبه رو را که مشخص بود در سن و سال کمی از او بزرگتر است، نگاه کرد و انگار حس قرابتی عجیب با او می کرد به خود جرأت داد و گفت: عجب زور بازویی داری! شنیدم که تو را ابوتراب صدا زدند، ابو تراب یعنی پدر خاک اما نام «اسدا الله و شیر» برازنده ی شماست.
ابوتراب لبخندی زد و گفت: به زندگی ابوتراب خوش آمدی ای شیر بیشه ی ایران و من هم به همین مناسبت نام تو را«قنبر» می گذارم که قنبر معنایی از نام شیر است...
جوان پارسی که محو گفتار او شده بود با خوشحالی سری تکان داد و گفت: ممنونم...ممنونم...ببخشید من جسارت نمودم و با صاحب خود همکلام شدم
ابوتراب دست قنبر را در دست گرفت و فرمود: همه ی ما برادریم و برابریم و تقوی و ایمان هست که مقام هر کس را مشخص می کند، با من بیا که قرار است کارهای بزرگی بکنیم.
قنبر همراه ابوتراب راه افتاد و گویا راه بازار را می رفتند، ابوتراب جلوی حجره ای که لباس بلند عربی می فروخت ایستاد و پس از سلام به حجره دار فرمود: دو لباس که برازنده ی ما باشد برایمان بیاور
حجره دار نگاهی به مشتری اش کرد و لبخندی زد و گفت: سلام علیکم یا مرتضی! خدا را سپاس که اولین مشتری من آنکسی ست که عزیز درگاه رسول الله بوده است و سپس دو لباس یکی به قیمت سه درهم و دیگری دو درهم پیش روی ابوتراب گذاشت.
قنبر با حیرت به ابوتراب می نگرید و با خود گفت: این آقا کیست که در یک نگاه محبتش در قلب من پیچید؟ او کیست که همگان با دیده ی احترام به او می نگرند؟ براستی او کیست که این فروشنده، عزیز پیامبر خواندش؟!
در همین افکار بود که ابوتراب پیراهنی را که قیمتش بیشتر بود به سمت قنبر داد و فرمود: این برای تو و آن لباس برای من....
زبان قنبر از این محبت بند آمده بود، آخر لباس بهتر را به او داد، به راستی که تعاریفی که از پیامبر مسلمانان شنیده بود اینک در وجود این جوان به عینه می دید، او سالها در دربار شاهان ایران بود و این بزرگواری را در هیچ بنی بشری ندیده بود، قنبر با خود گفت: نکند...نکند..محمد از دنیا نرفته و اینک در کنار اوست....
اما نه...نه....امکان نداشت، پس این شخصی که رفتارش پیامبر گونه است و یکی او را ابوتراب می خواند و آن دیگری مرتضی می نامدش کیست؟!
ادامه دارد...
🖊: طاهره_سادات_حسینی
🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺
#بچه_حزب_اللهی_درخط_اتش
@DAR_KHATE_ATASH
کتیبهی نبرد نهایی عبور از طوفان
ارائه شده توسط فرمانده کلّ جبههی مقاومت جهانیِ مقدمهسازِ ظهور
پنداشتید غبار جنگ ۱۲ روزه فرونشست و قصه به سر رسید؟
غافل که این، تنها پیشدرآمدِ خونینِ یک نبرد عظیمتر بود و ما هیچ فرصتی برای سوگواری نداریم!!!
سردار سید مجید موسوی فرمانده جدید هوافضای سپاه هم اخیراً به طور مستقیم به این موضوع که فرصتی برای سوگواری نداریم اشاره کرد...
و اکنون، از قلب فرماندهی، مانیفست عبور از این دوران پرآشوب صادر شد...
مانیفستی حاوی هفت فرمان راهبردی، میثاقی برای بقا و پیروزی در مصافی که دیگر زمان رخوت و خبرزدگی نیست، بلکه زمان آمادگی برای یک نبرد عاشوراییست...
این یک بیانیه نیست...
این آغاز فصلی نو و سهمگین از تاریخ است که در آن، از نخبه و فرمانده تا تکتک جوانان، هر یک تکلیفی بر دوش دارند...
در هیاهوی اخبار روزمره که اذهان را میفرساید، این هفت فرمان، تنها نقشهی راه حقیقی برای حراست از ایران در طوفان پیشرو است!!
#بچه_حزب_اللهی_درخط_اتش
@DAR_KHATE_ATASH
#بچه_حزب_اللهی
@BACHE_HEZBOLLAHi
14.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⏺پاسخ عجیب علی اکبر صالحی به احتمال آغاز مجدد جنگ علیه ایران
🔴 این ویدئو یکی از پربازدیدترینهای این روزهای فضای مجازی بوده است.
#بچه_حزب_اللهی_درخط_اتش
@DAR_KHATE_ATASH
#بچه_حزب_اللهی
@BACHE_HEZBOLLAHi
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⛔️عامل قطعیهای برق، مشخص شد...
#بچه_حزب_اللهی_درخط_اتش
@DAR_KHATE_ATASH
#بچه_حزب_اللهی
@BACHE_HEZBOLLAHi
سپر بلای منطقه بودند، قدر ندانستید ...
روحشان شاد و یادشان گرامی راهشان پرره رو باد 🖤
#بچه_حزب_اللهی_درخط_اتش
@DAR_KHATE_ATASH
#بچه_حزب_اللهی
@BACHE_HEZBOLLAHi
🙏🖊همش منتظریم ی مرحله بریم جلوتر یخورده وضعیت وقایع رو ببینید تا راحت تر بتونیم حرف بزنیم الان اگه بگیم همش ذهنتون درگیر میشه و کلی سوال پیش میاد
⭕️🖊اونایی که تو علوم غریبه و قدرت ذهن فعالیت میکنن میدونن چی میگیم
فعلا دهان باید بسته باشه تا بریم مراحل بعدی
#بچه_حزب_اللهی_درخط_اتش
@DAR_KHATE_ATASH
#بچه_حزب_اللهی
@BACHE_HEZBOLLAHi