eitaa logo
هِناس:)"
673 دنبال‌کننده
297 عکس
333 ویدیو
0 فایل
لبخندت تعادل شهر را بهم می ریزد تو بخند من شهر را از نو می سازم🫂✨ ؛ محتوا؟ فاقد ثبات ؛ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_upuqz7t&btn=فارهه اینم صندوق پستیمون که سخنی داشتی بشنویم جانا🌿؛ قرار میدیم. سیسی فقط کپی نکن؛ فورم بزن🎀😔
مشاهده در ایتا
دانلود
بعضیام ، به‌ نوروز‌ و‌ یلدا که‌ می‌ رسیم ، میگن ذوقی‌ نداریم ولی‌ به‌ هالووین‌ و‌ کریسمس‌ و .. می‌ رسیم ؛ میگن‌ : ما‌ از‌ هر‌ فرصتی‌ برای‌ شاد‌ بودن ، استفاده‌ می‌ کنیم . . نمیری‌ یه‌ وقت‌ از‌ افسردگی'🤡🌹!
https://eitaa.com/hezbollaht/3437 خیلی حس شیرینیه که تا یاد شهید می افتم نشونه هاشون رو میبینم:)
هِناس:)"
مداحی مورد علاقه شهید علی علی رضایی:)) #علی‌آقا
اینم عکسیه که علی با آقای نریمانی گرفتن:)❤️‍🩹
هدایت شده از صندوق پستم:)
📪 پیام جدید چجوری شهید رضایی شد رفیق شهیدت؟ چجوری باهاش آشنا شدی ؟ آیا تا به حال ازش حاجت گرفتی؟ یه توضیح کلی درباره این شهید میگی 🙃
هِناس:)"
توی وضع روحی خوبی نبودم.
ذهنم درگیر بود... قبلا توی زندگیم یه تغییر بزرگ داشتم. بعد از اون شیطان همه جوره به سمتم حمله ور شده بود.
هِناس:)"
ذهنم درگیر بود... قبلا توی زندگیم یه تغییر بزرگ داشتم. بعد از اون شیطان همه جوره به سمتم حمله ور شده
داشتم کم کم نا امید میشدم. بین قلبم و عقلم جنگ بود... شیطان داشت پیوند های دلم با خدا رو با چنگ و دندون از هم باز میکرد.
هِناس:)"
داشتم کم کم نا امید میشدم. بین قلبم و عقلم جنگ بود... شیطان داشت پیوند های دلم با خدا رو با چنگ و دن
ولی خب توی اوج جنگ بودم که سه روز دعوت شدم خونه دوستم. خونشون کنار حرم بود و خیلی فاصله نداشت.
هِناس:)"
ولی خب توی اوج جنگ بودم که سه روز دعوت شدم خونه دوستم. خونشون کنار حرم بود و خیلی فاصله نداشت.
اونجا رفتم سر مزار شهید... برق نگاهش منو گرفت. خیلی گریه کردم. توی اون سه روز بار ها مادرشون رو دیدم و باهاشون حرف زدم. خیلی با شهید انس گرفتم...
هِناس:)"
اونجا رفتم سر مزار شهید... برق نگاهش منو گرفت. خیلی گریه کردم. توی اون سه روز بار ها مادرشون رو دیدم
اخرین روزی بود که اونجا بودم. به شهید گفتم علی آقا مهر شما خیلی به دل من نشسته... اگه واقعا شما هم به من نگاه دارید و منو به خواهری خود قبول میکنید یه نشونی بدید بهم...