صدای نوای «علی، موسیالرضا» از بلندگوهای جمعیت پخش میشود. روی پلاکاردِ کوچکی در دست مرد جوانی نوشته «مهدی، غریب است.» مردی با صدای بلند میخواند «گرگها، خوب بدانند. در این ایل غریب، گر پدر رفت، تفنگ پدری هست هنوز.» دلم میلرزد. شبیه زلزلهی ساعتی پیشِ تهران. به گمانم این مردم شبهای قدرشان را به محرم خواهند رساند. و کاش خدایا، به خاطر این مردم ولیِ ما را به ما برسانی.
س.ف میرزائی
@DTabiidi
نخل و نارنج ؛
دیگه در نمیاد نفسم.. @DTabiidi
نفسم...
تو رو هرچی که میشه قسم
دیگه بند اومده نفسم
چجوری به حرم برسم...
یادم اومد اولین بار برای این کانال زدم که بعدش دوستام برام فنپیج درست کنن و معروف بشم =))))
نخل و نارنج ؛
این دفعه که برم پیش امامرضا گریه نمیکنم. فقط میشینم یه گوشهی حرمش و نگاهش میکنم. تکتک ثانیهها
ولی دارم نمیتونم جلوی اشکام رو بگیرم😅