eitaa logo
دفتر خاطرات خانوم علیا‌ -
330 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
202 ویدیو
5 فایل
دانشجوی تبعیدی به علومج. «عجب حلاوتی‌ دارد مرگ، اگر انسان در راه آرمانی معتبر بمیرد‌.» . نادر ابراهیمی - https://eitaa.com/nashenasa_app/app?startapp=wSZvGLbdWyFExByj&btn=پیام.ناشناس.
مشاهده در ایتا
دانلود
دفتر خاطرات خانوم علیا‌ -
4@DTabiidi
؛ نرگس مست تو این فتنه که بنیاد نهاد دل و دین را همه بر آتش و بر باد نهاد حبذا باد بهاری که ز روی و مویت بر گل تازه و تر طره شمشاد نهاد بنده قد تو شد سرو سهی از دل پاک گر چه ز آغاز جهان نام خود آزاد نهاد عاشقم کردی و گفتی که نکردم هیهات شور شیرین که چنین در دل فرهاد نهاد من بخود سوخته او نشدم سوخت مرا آنکه در سینه سیمین دل فولاد نهاد خوردن خون جگر سوختگان فرض شناخت آنکه چشم سیهش سنت بیداد نهاد گفت هست ابن یمین در طلبم بی غم عشق تهمتی بر من ازینسان ز دل شاد نهاد - ابنِ یمین
بعد از خائن خواندن قالیباف، سنگ زدن به عراقچی، کنایه به سردارموسوی و قاآنی، فحاشی به میثم مطیعی و مزدور خواندن حسین طاهری، حالا نوبت به حاج‌مهدی رسولی رسیده. او را هم از قطار انقلاب بیرون انداخته و سازشگر و خفه‌کننده صدای مردم خواندند. اویی که چهارماه همصدا با او «بزن که خوب میزنی» خواندند و با او گفتند که «حاشا، حاشا، حاشا در انتقامت بشود کوتاهی» او که صبح روز دهم اسفند وقتی همه در بهت و غم فرورفته بودند، بر بلندی ایستاد و میان جمعیت نهیب زد که وقت عزا نیست و ما حالا فقط برای انتقام زنده‌ایم. او که چهارماه از تهران و زنجان تا مشهد و نجف شهر به شهر پرچم سرخ انتقام را برافراشت. با این توجیه که برای ما اشخاص مهم نیستند، هیچ دلسوزی را در دایره انقلاب باقی نگذاشته‌اند و همه را تکفیر کردند. با این روند، رواق کشوردوست منحل و تجمعات شبانه کم‌جمعیت شده و به حاشیه رفته. نه معنای بعثت این است که بعضی دوستان فهمیده‌اند و نه معنای آتش به اختیاری. دایره وسیع انقلاب تبدیل به کورنقطه‌ای تنگ و کوچک شده که حالا عن‌قریب است که خودشان در آن جا نشوند! «مهدی مولایی» *تصویر مربوط به حضور آقای رسولی در یکی از عملیات‌های موشکی‌! @m_molaie110
یه چیزی می‌خواستم بگم اینجا که یادم نمیاد.
برای این‌که همیشه ازش یه نسخه جیبی داشته باشم🤍🙏🏻
امتحاناتمون به معنای واقعی کلمه فرسایشی‌ئه. در دو هفته هرروز برامون امتحان چیدن. اونم در صورتی که این ترم درس‌هامون واقعا زیاد و سنگین بودن. بعضی اساتید هم که بزنم به تخته اگه اندازه یه نخود باهامون راه بیان یا کمکی بکنن! امروز ساعت یک تازه امتحان سوم رو باید بدم و مغزم از رده خارج شده و احساس می‌کنم داره می‌سوزه. علاوه بر این تازه متوجه جذابیت محتوای درس‌ها شدم و از افسوسِ درست حسابی درس نخوندن در طول ترم هم دلم میسوزه. ببخشید پماد سوختگی و قهوه دارید؟
با هر پیام، یک نفر لفت میده. کانال تزئینی می‌خواید؟
خوشحالی‌های کوچولومون که غم‌های بزرگ‌مون رو از بین می‌بردن دونه دونه دارن دور می‌شن و از دست میرن.
غیرمنصفانه‌ترین موضوع با توجه به وضعیت ناپایدار اینترنت و شرایط جنگ در شهرهای مختلف، تأثیر دادن تکالیف و حضور و غیاب در نمره‌ی نهاییِ دانشجوئه. خیلی از بچه‌ها حتی به منابع کارنوشت‌ها دسترسی نداشتن یا با هزار زور و زحمت آنتنِ رد و بدل کردنِ پیام در فضای مجازی رو داشتن، چه برسه به دانلود و گوش دادن و خلاصه کردنِ صوت‌های نیم ساعته. خیلی وقت‌ها اینترنتشون جواب نداده برای حضور زدن توی سایت یا جواب دادن به سوال‌ها چون صدا مدام قطع و وصل می‌شده یا کلاس بیرون می‌شدن یا هرچیز دیگه. بعد استاد شما بر می‌داری ۱۰ نمره میذاری برای این موضوعات؟
منجیِ من در این امتحانات فقط و فقط دیپ‌سیک عزیزه و درسیتا.
باید موشک حتما به ساختمان ریاست‌جمهوری و صحن علنی مجلس بخوره تا مسئولان باور کنن ما درگیر جنگیم و این جنگ خیلی جدیه؟