خانوم علیا ؛
واکنش اکسپلور؟
واقعا فکر میکردم شاید خودم دارم همهچیز رو بیش از اندازه بزرگ میکنم. اما مثل اینکه واقعا یه خبریه.
هدایت شده از |صاحبSaheb|
رنجی میبرم که بلندم نمیکند. باید یکنفر مدام زیر گوشم زمزمه کند که "رنج" کمال انسان نیست. کمالِ آدمی سر بلند کردن است از کَبَدهایی که در آن خلق شده تا مقامی که گذشته و آینده حالتش را دگرگون نکند. خدا آدمهایی را دوست دارد که کمتر رنج کشیدهاند!
#آن
چه جوانهایی روزگار. چه جوانهایی...
چه جوانهایی دارند به آقایشان اقتدا میکنند و مرگ خونین را بر میگزینند. خونی سرخ از زخمهای بیشمارِ پیکرهای علیاکبر نشانشان بر صفحات تاریخ میچکد که فراموش نخواهد شد. اما قلبهای ما چه کوچک است برای تاب آوردنِ این غمها. آجرکالله یا صاحبالزمان... که تو صاحبعزای اصلیِ این داغهایی.
خانوم علیا ؛
چه جوانهایی روزگار. چه جوانهایی... چه جوانهایی دارند به آقایشان اقتدا میکنند و مرگ خونین را بر م
و چه جوانهایی که انگار خونِ شمر و حرمله در رگهایشان میجوشد. انگار تاریخ را ورق زدهاند، به کربلا رسیدهاند، و میانِ نور سبز خیمهی حسین و لجنزارِ خیمهی حرامیان، بوی متعفن و هراسانگیز آن لجنزار بوده که مسحورشان کرده. پای درس حرمله و خولی نشستهاند انگار. شاگرهای خلفی هم بودهاند برایشان. کاش مختار ثقفی هم شاگرد خلفی داشته باشد برای به درک فرستادنِ این شاگردانِ ابلیس.
زمانهمان پُر شده از کربلا، از حسین و علیاکبر و عباس و زینب، از شمر و خولی و یزید و حرمله، از زخمهای بیشمار و پهلوهای شکسته و بازوانِ بریده. اما قلب ما کوچک است برای تاب آوردنِ این غمها...
باید این جنایتها رو طوری فریاد کشید که جهان بیدار شه. اونهایی که دم از آزادی و نه به اعدام میزنن، اونهایی که گزینشی تصمیم میگیرن برای چه کسایی نمایشِ سوگ و عزا بازی کنن، اونهایی که نسخهی انقلاب و براندازی میپیچن برای یه عده نوجوونِ خام، چنین جانیهایی هستن که مست و هوشیار بودنشون فرقی نداره. چیزی از فطرت و انسانیت توی وجود نحس و پلیدشون باقی نمونده.
خانوم علیا ؛
صداهایی که لباسشویی جدیدا میده موقع شستن لباسها یکم منو میترسونه🙏🏻
همیشهی خدا فوبیای خراب شدنِ وسایل خونهم رو دارم🙏🏻💔
هرچقدر بیشتر به این شهید مظلوم فکر میکنم بیشتر خون تو رگهام میجوشه و تنم مور مور میشه و سردرد میگیرم. هی بیشتر و بیشتر باورم نمیشه چنین رذالتهایی از یه آدمیزاد بر بیاد.
هدایت شده از نخل و نارنجِ خصوصی.
چند روز پیش که با بابام حرف میزدم، بهش گفتم اول انقلاب با اینکه دشمن داشتیم ولی مردم امام رو میشناختن و پشتش بودن.
بابام گفت اول انقلاب ما درگیر جنگ داخلی با منافقین و مجاهدین و کومله و تجزیه طلبا و مکتبهای فکری و ... بودیم، که خبر اومد جنگ شده و صدام قراره ۳ روزه برسه به تهران. ولی مردم امام رو داشتن، خدا و ایمان رو داشتن. هنوزم همینه. ما رهبری رو داریم. مردم هم پشت رهبر هستن.
گفتم ولی جوونای الان ...
گفت امسال اربعین این به من ثابت شد که جوونای نسلِ شما از همهی نسلها بهترن. باهوشتر و فعالتر و حرفهایتر و آگاهتر و اکتیوتر. پس شما میتونین.
گفتم بهش ولی ما راهمونو پیدا نمیکنیم. نمیدونیم باید چیکار کنیم.
گفت اینطوری نیست. شما راهتونو پیدا کردین که الان دغدغه دارین و پشت نظامین.
گفتم ولی همونقد که خوبامون خوبن، بدامون خیلی بدن!
خندید. گفت طبیعیه! چه انتظاری داری؟ بدِ نسل شما قراره جلو امام زمان وایسه.
گفت فتنه برای نظام فرصتِ غربال و خالی شدنِ عقدههاست. سرکوبِ عقدهها این هیجانات رو به انفجار تبدیل میکنه. پس باید یه بخشی خالی بشه. انقلابِ ما انفجار بود چون حقخواهیِ مردم سرکوب میشد. باطل هم همینه.
فتنهی الان آتشهای زیر خاکستر رو بیرون کشید. نسلِ شما فهمید که تو کشور خودش دشمنایی داره که تشنهن به خونِ امام حسینِ زمانشون و سرشو میبُرن! پس باید حواستونو جمع کنین.
بعد فکر کردم رفقا، بیاین آرزویِ زندگی تو دهه ۵۰ رو بذاریم کنار، جنگی که ما داریم خیلی سختتره. همونقدری که جوونِ اول انقلاب باید مکتبهای فکری رو میشناخت و مطالعه میکرد تا باهاشون مبارزه کنه و مردم رو نجات بده، ما وظیفهمون حتی سنگینتره چون تو جنگِ نرم داریم میجنگیم. ما تو جنگِ رسانه و روایت هستیم. امامِ ما بهمون حکمِ جهاد داده! پس کجا داریم تو آرزو و رویا و یه سری فانتزی از روزای ملتهب و سخت انقلاب سیر و سلوک میکنیم؟
الان که امامِ ما بهمون حکمِ آتش به اختیار داده کجاییم؟
به جای فاز گرفتن، بیاین حقیقتِ انقلابی رو پیدا کنیم باید حفظش کنیم و رسوندنش، سالم رسوندنش به دست صاحبش، امام زمان عج وظیفهمونه.
عرضم تمام، آتش به اختیارید، اتاق فکر درست کنید و رسالتتون رو تو این بلوای حق و ناحق پیدا کنید. نوشتن، ادیت، چاپ، پخش، حتی اگر فن بیانِ خوبی دارید اغنای مردم و اطرافیانتون، مطالعه مطالعه مطالعه خوندن مبانی فکری امامین انقلاب ... و ...
بسم الله .
- ارادتمند ، شیخ علیا | پایگاهِ واله
خانوم علیا ؛
چند روز پیش که با بابام حرف میزدم، بهش گفتم اول انقلاب با اینکه دشمن داشتیم ولی مردم امام رو میشناخت
این گفتوگو با بابا مربوط به سال ۱۴۰۱ سر ماجرای آرمان عزیزه. و چقدر دارم حرف بابام رو بیشتر درک میکنم. بدهای نسلِ ما قراره جلوی امام زمان وایستن... کاش ما اونی باشیم که تو سپاه امام زمان این حرومزادهها رو شقه شقه میکنه.