فکر کنم یکم از بزرگ شدن این شکلیه که دیگه مدام دنبال پروفایل و بیوگرافیِ جدید نباشی و هر دو روز یکبار پروفایلت رو عوض نکنی. یه جورایی انگار یه چیزایی دیگه اهمیتِ سابق رو از دست میده یا شاید هم فقط به یه ثبات فکری میرسی.
همسایه بالاییمون یه خانوم تنهاست. الان خانوادهش اومدن پیشش و از دیشب انگار مسابقات اسبسواری برگزار میشه توی خونهی ۵۰ متریشون. بچه با تمام وجود و به قصد سوراخ کردنِ سقفِ خونهی ما میپره.
اینو یادتون نره، شما تلاشتون رو کردید. بقیهش رو بسپارید به خدا. در نهایت اونه که داستان زندگی همهی ما رو رقم میزنه. و خدا برای هیچ بندهای بَد نمیخواد و یقینا کله خیر! بسپارید به دستهای خودش، توکل کنید بهش و ایمان داشته باشید هر آنچه که براتون رقم بخوره بهترین اتفاق برای شخص شما و زندگیتونه. فقط زمان میبره تا خودتون حکمتش رو متوجه بشید. یه زیارت عاشورا هم هدیه به شهید نوید صفری بخونید و بخوابید که صبح بتونید خوب بیدار شید. کنکور همهچیزِ زندگی شما رو تعیین نمیکنه. فقط یه پلن و مرحلهست که توی این برهه باید بگذرونیدش. پس نگران نباشید. هرچی شد، فدای سرتون. فدای دلتون که این همه تو این یکسال اذیت شد و غصه خورد. با دل آروم و خیالِ راحت برید بترکونید و بیاید.
دفتر خاطرات خانوم علیا -
قرار نبود اینقدر بزرگ بشی بچهم :))) #شات
/ چون نور از راه شهود به دل آدمها میتابه /
دخترک فقط یک ماه از من کوچیکتر بود و تیر ماهِ سالِ گذشته، مهمونِ همیشگیِ خاک شد. حقا که یاد مرگ بر هر انسانی واجبه...
واقعا غصه میخورم که اسمم هیچوقت توی لیستِ یادشدههای توی زیارت دیگران نیست🥲
هدایت شده از اخترپنجم؛
چند وقتیه که دلم میخواد از همه جا برم، برای مدت زیادی.