امشب برای بارِ نمیدونم چندم بزرگ شدن و تنها مسئولیت زندگی رو به دوش کشیدن روی قلبم سنگینی کرد. تصمیم گرفتن وقتی یه آدمْ بزرگ میشی خیلی سختتر میشه چون دیگه خیلی از اشتباهها راه برگشت ندارن و حرف سرمایه و یه عمر زندگیه. اینکه تو این مملکت نمیتونیم هیچ تصور و پیشزمینهای از یک ماهِ آیندهمون داشته باشیم مهمترین تصمیماتمون رو تحت الشعاع قرار داده و با یک خطا معلوم نیست چه بلایی سر آیندهمون بیاد. راستش چنین وقتهایی احساس میکنم باید پتوی ستارهای زرشکیم رو بپیچم دورم، گوشهی اتاقم زانوی غم بغل بگیرم و از دردِ بلاتکلیفی و تصمیم نگرفتن اونقدر گریه کنم تا یه فرشتهی مهربون بیاد توی گوشم بهم بگه کار درست چیه. حتی اگه یه جیرجیرک کت و شلواری با عصا و کلاه کوچولو باشه هم قبوله!
اگه قراره با خوندنِ احساساتم نسبت به مسائل مختلف خصوصا زندگی متأهلی، وقتهایی که بهم سخت میگذره یا چیزهایی که باعث اذیت شدنم میشن قضاوتم کنید و بهم راهکار بدید (وقتی ازتون نخواستم) و به نظرتون مضحک میام، دکمهی ترک کانال منتظرتونه. ممنونم.
خانوم علیا ؛
اگه قراره با خوندنِ احساساتم نسبت به مسائل مختلف خصوصا زندگی متأهلی، وقتهایی که بهم سخت میگذره یا
دیگه گمون نکنم اسمی واضحتر از چیزی که الان هست ماهیتِ اینجا رو نشون بده. پس وقتی اینجا دفتر خاطرات منه، یعنی از احساساتم، تجربههام و چیزهایی که در طول روز باهاشون دست و پنجه نرم میکنم مینویسم. شما هم میخونیدشون و گاهی باهم دربارهشون حرف میزنیم. دیگه جاج کردن چی میگه؟
سلام سلام؛
اسم من سیدهفاطمه(فاطمهسادات)ـست اما از سال ۱۴۰۰ ئه که همه توی ایتا عَلیا صدام میکنن^^✨
داره ۲۱سالم تموم میشه، تهران زندگی میکنم،
و دانشجوی سال سوم رشتهی جامعهپژوهی اسلامی در دانشگاه تهران هستم.🪄
پاییزِ سال ۱۴۰۳ عقد کردم و آخرین روزهای پاییز سال ۱۴۰۴ رفتم به خونهی کوچولو و فنچ خودم. (همسرم با اکانت «العبد» توی کانال ادمینه🌝)
یه خواهر کوچیکتر دارم که اونهم اینجاست :› 💗
گهگداری مینویسم، از احساساتم، از خاطراتم، از تجربههام، از نظرم دربارهی چیزای مختلف، از افکار بهمریخته و مشوشم، از همهچیز. شاید گاهی داستان هم بنویسم :)
بعضی وقتها هم عکس میگیرم صرفا برای یادگاری موندنِ خاطرات.📸
رنگ مورد علاقهم سبزه و دلم میخواد یه گربهی سفیدنارنجی کوچولو داشته باشم. بستنی همیشه حالم رو خوب میکنه و وقتی غذاهای خوشمزه میخورم نورونهای مغزم و اعصاب بدنم اکلیل توشون جریان پیدا میکنه و قلبم پروانه پمپاژ میکنه😅🎀
اینجا از همون سال ۱۴۰۰ که من به جمع چنلنویسهای ایتا پیوستم مسیر پر پیچ و خمی رو تجربه کرده. اسمهای زیادی داشته و چندباری پاکش کردم و باز برگشتم. مثلا معروفترین و بیشترین اسمش «نخل و نارنج» بوده :) 💘
من از بودنِ آدمهای جالب بسیار بسیار خوشحال میشم و حرف زدن با ممبرهام لبخند به لبم میاره. پس اگر اینجایی دوست دارم دوست باشیم🌚🌟
کانالهای تلگرام؛
T.me/bntsmood
T.me/MeowLeaw
لینک ناشناس؛
https://daigo.ir/secret/mrsaliaa
کانال مداحیهام؛
@OmBoka
به یه عالمه دعا نیاز دارم برای موضوعی. میشه دعاهای مهربون و قشنگتون رو حوالهی دلم کنید؟ :)
هدایت شده از هِزارویكشَب*
فاضل سروری | نماهنگ ماه ليالی قمرنماهنگ ماه ليالی قمر.mp3
زمان:
حجم:
4.6M
𝟏𝟑𝟑 / ❤️🔥
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همه پروفایلهایی که توی یکسال اول برای نخل و نارنج گذاشته بودم :)))