وقتی دو برگ انتهای کتاب، خالی باقی میگذارید، آقای نویسنده، جنابِ نادر ابراهیمی، مجالِ دقایقی ادامهی حیات و زیست در میانِ فاصلهی کلمات و جملات و بندها و صفحات میدهید تا آرام گیرد این آشفتهبازارِ مملو از دلتنگیِ ما - هنوز پیش از به انتها رساندن اوراقِ کتاب. روزها زیست کردیم با آنچه از قلمِ مبارکِ شما جریان داشت بر روانِ ما، و چه نیکوست که پس از آخرین نقطهی آخرین جملهی آخرین بندِ آخرین صفحه از داستانِ حیاتِ صدر المتالهین، بلافاصله، با حقیقتِ به پایان رسیدنِ دورانِ غرق شدن در اعماق جملاتِ نابِ شما در وصفِ حضرت ملا محمد صدر، مواجه نشدیم و واقعیتِ به انتها رسیدنِ گذرانِ اوقاتِ ما با خواندن از ملاصدرا، با بلافاصله مواجهه با جلدِ انتهای کتاب، به صورتمان نکوبیدید. اندک مهلتی ارزانی داشتید جهتِ آهسته پایان دادن به خواندن، که نه تنها خواندن، بلکه زیستن؛ زیستن در میانِ کلماتِ "مردی در تبعیدِ ابدی". متشکرم آقا. متشکرم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#مکتوبات | #دفترچه
- علیا، هفت ِ شیش ِ صفر دو | ۱۳:۳۹
نویسندهی خوبی باشید، آقا.
اجازه بدهید در دو صفحهی بیکلمهی سفیدِ خالیِ انتهای کتاب، هضم کنیم غمِ به پایان رسیدن را. اندکی بنشینیم، تماشا کنیم آنچه گذشت را، کنار بیاییم با گذشتنِ روزهای گذشته با این کتاب.
نویسندهی خوبی باشید، آقا.
مجالی، اندک مهلتی برایمان بگذارید و بلافاصله پس از آخرین قطرات از جریانِ داستان، با کوبیدنِ جلد انتهای کتاب به صورتمان، اخراجمان نکنید از دنیای زیستن در فاصلهی کلمات.
نویسندهی خوبی باشید، آقا.
هدایت شده از KHAMENEI.IR
Khamenei.ir4_6015039614295740460.mp3
زمان:
حجم:
13.6M
🎧 صوت کامل بیانات صبح امروز رهبر انقلاب در دیدار رئیسجمهور و اعضای هیئت دولت. ۱۴۰۲/۶/۸
💻 Farsi.Khamenei.ir
نخل و نارنج ؛
🎧 صوت کامل بیانات صبح امروز رهبر انقلاب در دیدار رئیسجمهور و اعضای هیئت دولت. ۱۴۰۲/۶/۸ 💻 Farsi.Kha
کلا ۴۵ دقیقه ازتون وقت میگیره ولی گوش بدید. بیاید گوش بدیم.
گوش دادید خبر بدید بهم.
نکتههایی که تو نظرتون بُلد (برجسته) بود برام بنویسید.
#ناشناس
من دو بار صحبت های حضرت آقا رو شنیدم چندین مرتبه برای اینکه رسانه دولت ضعیف هست تاکید داشتن و من در میان صحبت هاشون بعضی اقدامات مثبت دولت که آگاه نبودم و فهمیدم و تصمیم دارم برم دنبالش و به اندازه ای که اطراف خودم براشون تبیین کنم دولت چیکار میکنم وااااقعا اگه مردم بفهمن شرایط تغییر میکنه
.
آفرین. دقیقا. ممنون.
ای بابا ای بابا.
خدا نکنه به خاطر کتاب شکست عشقی بخورید. توقعم خیلی بیشتر بود از کتاب و اون همه تعریفی که ازش شنیدم. درسته کتاب اول نویسندش بود ولی خب بازم، از سطحِ توقع و این که چاپِ سیزدهمش سال ۹۷ بوده خیلی پایینتر بود. غمم گینه الان. هعی.
فکر میکنم یه مدتی تنهایی و دور شدن از آدمها، کمکم میکنه. ذهنمو آروم میکنه و باعث میشه باطریِ خالیشدهم پُر شه باز. ولی اتفاقی که میوفته، اینه که هی بیشتر و بیشتر از آدمها فرار میکنم. بیشتر و بیشتر تو تنهایی غرق میشم. بیشتر و بیشتر باطریِ مواجه شدنم با اجتماع خالی میشه. بیشتر و بیشتر میترسم از برگشتن پیش آدمها. بیشتر و بیشتر ازشون دور میشم و دیگه راه برگشت رو پیدا نمیکنم. همینطور ادامه پیدا میکنه تا روزی که مجبورم کنن تو جمع بشینم و تحمل کنم. ولی هیچی مثل قبل نمیشه.
یه ایدهای که به ذهنم رسید اخیراً، این بود که یه دورهمی داشته باشیم، جهتِ تبادلِ مطبوعات (نوشتهها از جمله کتاب و مجله و عکس و دیوارنوشت و...) و صحبت کردن درباره کتابها. شعر؟ بله شعر هم میخونیم. پس؟ بله قدمتون سرِ چشم.
- @maktoobat57