eitaa logo
نخل و نارنج ؛
358 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
190 ویدیو
4 فایل
آقای نخل و خانوم نارنج. دانشجوی تبعیدی به علومج. «عجب حلاوتی‌ دارد مرگ، اگر انسان در راه آرمانی معتبر بمیرد‌.» . نادر ابراهیمی علیا خانوم: - https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_isf1go&btn=خانوم.علیا.
مشاهده در ایتا
دانلود
اولین کتابی که باید بخرم فعلا ارتداده.
فکر می‌کنم یه مدتی تنهایی و دور شدن از آدم‌ها، کمکم می‌کنه. ذهنمو آروم می‌کنه و باعث می‌شه باطریِ خالی‌شده‌م پُر شه باز. ولی اتفاقی که میوفته، اینه که هی بیشتر و بیشتر از آدم‌ها فرار می‌کنم. بیشتر و بیشتر تو تنهایی غرق می‌شم. بیشتر و بیشتر باطریِ مواجه شدنم با اجتماع خالی می‌شه. بیشتر و بیشتر می‌ترسم از برگشتن پیش آدم‌ها. بیشتر و بیشتر ازشون دور می‌شم و دیگه راه برگشت رو پیدا نمی‌کنم. همین‌طور ادامه پیدا می‌کنه تا روزی که مجبورم کنن تو جمع بشینم و تحمل کنم. ولی هیچی مثل قبل نمی‌شه.
یه ایده‌ای که به ذهنم رسید اخیراً، این بود که یه دورهمی داشته باشیم، جهتِ تبادلِ مطبوعات (نوشته‌ها از جمله کتاب و مجله و عکس و دیوارنوشت و...) و صحبت کردن درباره کتاب‌ها. شعر؟ بله شعر هم می‌خونیم. پس؟ بله قدم‌تون سرِ چشم. - @maktoobat57
دوست؟ رفیق؟ نه ممنون. من داداشامُ دارم :)
نخل و نارنج ؛
دوست؟ رفیق؟ نه ممنون. من داداشامُ دارم :)
رفاقت ما با هم به روزای بچگی بر می‌گرده. برا رفیق‌ش همه کاری کرده، همون که مَرده :)
پارسال به لحاظ قمری، الان سوار هواپیما شدیم به مقصد تهران. حالا نشستم تو فرودگاه منتظر که پروازِ نجف تهران بشینه و برم استقبال :)
پارسال هم چنین روزی آسمون به همین خوشگلی بود.
هدایت شده از نخل و نارنجِ خصوصی.
زیبایی -
زیبایی .
تفاوتش اینه که امسال من زائر نبودم. منم با آسمون اومدم استقبال زائرها...
هدایت شده از نخل و نارنجِ خصوصی.
همه چی مثل یه خواب بود ... انگار دیروز صبح تو خواب حرمو دیدم تو خواب ضریح سردابو بغل گرفتم تو خواب تو حرم زیارت عاشورا خوندم تو خواب آبِ حرم تو رگام جریان پیدا کرد و زنده شدم تو خواب پاهام از خستگی نا نداشتن ولی باز راه می‌رفتم تا برسم تو خواب بعد چند سال گنبد عمو رو دیدم تو خواب سوار اتوبوس شدم و هق هق تا نجف گریه کردم تو خواب .. تو خواب ... انگار همه چی خواب بود! یه خواب قشنگ .. از اونا که دوست نداری تموم شه ...
هدایت شده از نخل و نارنجِ خصوصی.
شراباً طهورا .. به یقین رسیدم لزوما نباید منظور شاعر از شراب و می‌خانه و مستی، حرام باشه؛ بلکه این شراب و این می‌خانه و این مستی، انتهای خوشبختی و عشقه ...