نمیدونم در آینده نسبت به این که الان وقتمُ دارم صرف چیزی میکنم که حتی دوستش ندارم و کلی هزینه میکنم براش چه حسی خواهم داشت.
کاش یه نفر با توجه به جزئیات رفتاری و اخلاقیم و گفتنشون بهم خوشحالم میکرد.
گاهی وقتا حس میکنم اصلا شخصیت ندارم
هیچ جزئیاتی درباره م وجود نداره
هیچ نکته ی جالب توجهی موجود نیست
هیچ چیزی وجود نداره که باعث بشه یه نفر دوستم داشته باشه
اگر یه زمان فکر میکردم از دور فقط قشنگم و از نزدیک هیچ چیز خواستنیای در من نیست
الان فکر میکنم حتی از دور هم اصلا قشنگ نیستم
هیچ چیزی در من و شخصیتم وجود نداره که دوستداشتنی و قشنگ باشه
هیچِ مطلق . . .
#دفترچه #موقعیت #خسته #آشفته #علیا
بیست تیر صفر سه ساعت یازده و چهل و پنج دقیقه
نخل و نارنج ؛
گاهی وقتا حس میکنم اصلا شخصیت ندارم هیچ جزئیاتی درباره م وجود نداره هیچ نکته ی جالب توجهی موجود نیس
پ.ن: هیچِ مطلق با هزاران نقطهی تاریک و سیاه و منفی و دوستنداشتنی
نخل و نارنج ؛
#موقعیت
نزدیک چهار پنج تا کوکو دادم به این دوتا و یکی دیگهشون که دیرتر اومد. خیلی گرسنه بودن بیچارهها. یکم آب هم دادم بهشون و جداً تماشا کردن آب خوردنشون خیلی بامزه بود.
فروپاشی، دلتنگی، اضطراب، اضطرار، استیصال، ناامیدی، غم، اشک، اشک، اشک، بغض، بغض، بغض، مرگ.
سخنرانی استاد، محبت، امام، امام، امام، التماس، ماه، آسمون، خانم تیرآور، اندک امید، مداحی مورد علاقه، هیئت.