هدایت شده از - عبدالرضای بیبصیرت -
"من اون چشمی که واسه تو نمیباره نمیخوامش"
علی جان، اربابِ جوانِ ارباً اربا شدهی من. برای نوشتن از تو، واژهها در ظرف کوچک ذهنم سرازیر شدهاند. یک به یک التماس میکنند که خرج تو باشند، نذر تو شوند. در هم میآمیزند، کنار یکدیگر مینشینند و بلند میشوند. قیام میکنند، در برابر زیبایی ماهگونهات، نه، چه میگویم! ماه زیباییاش را از تو عاریه میگیرد. در برابر زیبایی بینظیر و پیغمبرگونهات رکوع میکنند و در مقابل خالق این جلال و جمال و شباهت خَلق و خُلق به رسول الله، سجده میگذارند. علی جان، کلمات در ظرف کوچک ذهنم، در هم میآمیزند، در عزای تو، همپای پدرت حسین اشک میریزند و میسوزند و قامتشان خم میشود. چون مادرِ جوان از دست داده از هوش میروند و بر سر و سینهی خود میکوبند. علی جان، کلمات در دفتر ذهنم، روضه میشوند. از تو میگویند. از قد و بالای رشیدت، از ماه چهاردهمین شبِ رخسارت، از نگاه حیدریات، از لبخند محمدیات، از رزم علیوار و حسن خلق مصطفیگونهات، از صوت و کرم مجتبیخصالت و از تواضع حسینوارت. کلمات از تو میگویند. از همهی تو. از همهی تو پیش از عاشورا، و از همهی تو، علی جان، پس از عاشورا، که شد همهی دشت، همهی کربلا...
کلمات در ذهنم، در پس پردهی اشک، قامتشان خم میشود چون حسین، میسوزند چون قلب حسین، و پاره پاره میشوند، ارباً اربا میشوند چون علیِ اکبرِ حسین. هر واج از واژههای قلبم، در گوشهای از دشت کربلا، زانوی غم در بغل میگیرد و در عزای تو مرثیه میخواند.
علی جان، کاش آنقدر اشک داشتم و آنقدر زنده بودم تا بر غم تو بگریم. همهی اشکهایم را نذر تو کنم تا زخمِ قلب پدرت، مرهمی داشته باشد. کاش همهی اکبرهای ما فدای تو شوند، کاش همهی زینبهایمان تسلیِ قلبِ سوختهی پدرِ عزیزترین شهیدمان باشند. کاش همهی ما برای تو فدا شویم.
#دفترچه / #مسطورات / #خانمعلیا
@Alnana
محلههای قدیمیِ شهر، بوی محرم را در عصارهی وجودشان ریختهاند. در کوچه و خیابانها که قدم میزنی، به دستههای عزا که میرسی، ماتم محرمِ حسین را در شریانهایت احساس میکنی. دستههای کوچک عزا، در کوچه پس کوچههای شهر، جریانِ خونِ حسین در شریانِ تودهی مردم عاشق حسین است.
#دفترچه / #مسطورات / #خانمعلیا
@Alnana
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
ما اصالتا ترک هستیم.
موقع ولادتمان، بعد از اذان و اقامه، اسم عباس را در گوشمان میخوانند. بچههایمان که به دنیا میآیند، فامیل جمع میشوند و برای تبریک، میگویند «ابالفضل نوکری اولسون» الهی که نوکر ابالفضل باشه. وقتی کسی از ما پسردار میشود تا وقتی هنوز اسمی برایش انتخاب نشده، ابالفضل صدایش میکنیم.ما اصالتا ترک هستیم. خب خیلیهایمان در وطن، فارسی صحبت میکنیم؛ در حرم عباس اما ترکی، زبان رسمی است. ما در حرم عباس جز به لغت ترکی مکالمه نمیکنیم؛ حتی با خود او! ما اصالتا ترک هستیم. وقتی از آدم و عالم میبُریم و کاری از کسی برنمیآید، وقتی سختیها و مصائب به اوج خود میرسد، وقتی مریضمان بدحال میشود، وقتی بحث آبرویمان وسط میآید، به «ابالفضلین توشَن گولّارینا» متوسل میشویم؛ گرهها باز میشود؛ گویی که از اول گرهای نبوده! ما اصالتا ترک هستیم. دیگران اگر فقط در حکایتها و منبرها و کلیپها شنیدهاند، ما به چشم خود دیدهایم که بعضی محتضرهایمان در لحظات آخر میگویند «دارم با آقام ابالفضل میرم». ما دیدهایم که بغض نُه روزهی پدرهایمان بالاخره شب تاسوعا میترکد. مادرهایمان، قامت بلند پسرهایشان را که میبینند، به خوشقامتِ امالبنین میسپارندش. ما پشت در پشت و نسل در نسل، عشق ابالفضل را از پدربزرگهایمان به ارث میبریم. ما اصالتا ترک هستیم. همگی، زندگیهایمان را به عباس تکیه دادهایم. آنطور که حسین. ما شب نهم بیتکیهگاه میشویم. شب نهم خیلی بیچارهایم. شب نهم را یکطور ویژهای به ترکها تسلیت بگویید.
«مهدی مولایی»
نخل و نارنج ؛
لغتنامه دهخدا: پیروزی. بر وزن و معنی فیروزی، که ظفرو نصرت یافتن بر اعدا باشد. *رزق شب اول محرم
*نزدیک است.
گویا که حسین، رزق ما را در چُنین خادمی در بارگاهش مقرر نموده :)
قلبم تحت فشاره. بدون این که بتونم نه حتی مثل پارسال و سالهای قبل، حتی مثل ذرهای از سالهای قبل هم نتونستم برات عزاداری کنم عزیزِ قلبم. قلبم تحت فشاره و یک عالم بغض و اشک روی این دل بیچارهی تنگ و غمگین تلنبار شده و یقین داشته باش اگر امشب قلبم رو بغل نگیری و آرومش نکنی، صبح روحم پیش خودت تو کربلاست. من که از خدامه... چه آرزویی بالاتر از این که توی روضهی تو بمیرم و سر بذارم تو دامن مادرت زهرا؟ کاش به داد قلبم برسی امشب. کاش امشب منو با حسرت به صبح نرسونی عزیز دلم.
هدایت شده از ام البکاء ؛
حاج محمود کریمیدق ....mp3
زمان:
حجم:
6.8M
خدایا، شبهایی که جز مرگ چیز دیگهای ازت نمیخوایم، حواست بیشتر به قلبهای طفلکیِ بیچارهمون باشه.
و حسین جان، اگر نام تو چون آوای رود روان بر لبهایمان جاری نمیگشت، قلبهایمان میایستاد از سنگینیِ عزای تو.