«امروز اگرچه ما در برابر خوشیهای بیشتری حساس شدهایم، اما به همان نسبت دردهای بیشتری را هم حس میکنیم.»
دورکیم
نظریه نامحبوب:
من ترجیح میدم صوت دعای عهد و امین الله و زیارت عاشورا و غیره و ذلک رو به جای علی فانی، از خودِ عربهایی که صداشون و لحنشون به دلم میشینه گوش بدم.
بچهها از اونجایی که من برای امتحاناتم شروع کردم به درس خوندن و دوست داشتم دوباره تو فضای فوکوس تودو درس بخونم، یه گروه زدم که اگر کنکوری هستین یا شما هم برای امتحاناتون میخواین درس بخونین و انگیزه میخواین، اونجا باهم بخونیم :› ✨💙
برنامهی فوکوس تودو رو از فارسروید دانلود و نصب کنید، با ایمیل حساب کاربری بسازید اگر ندارید و توی قسمت گروهها، کد گروه رو سرچ کنید^^
-
92CCHمنتظرتون هستمممم🌝
دفتر خاطرات خانوم علیا -
«امروز اگرچه ما در برابر خوشیهای بیشتری حساس شدهایم، اما به همان نسبت دردهای بیشتری را هم حس میکن
«به موازات شدیدتر شدنِ کیفیت زندگی، نه سعادت افزایشی مییابد و نه معنویت و اخلاق. آدمی به حرکت در میآید زیرا چارهای جز حرکت نیست... معنای حرف ما این نیست که تمدن هیچ فایدهای ندارد، بلکه منظور این است که خدمات و فواید تمدن عامل پیشرفت تمدن نیست.»
دورکیم
عمیقا دلتنگ سر و کله زدن با عباراتِ علوم اجتماعی در فضای دانشکدهم.
بارها و بارها آنشرلی رو دیدم. اما هنوز وقتی به قسمت مرگِ متیوی عزیز میرسه، چشمام پر اشک میشن و اختیارشون رو از دست میدم. به خودم میام و میبینم صورتم خیس اشکه. شاید این فقط به خاطر مرگ متیو نباشه. شاید فقط به خاطر احساسِ درد و دلتنگی آن نباشه. شاید من آیندهای رو توی این لحظات میبینم که نمیدونم کِی قراره برسه، اما میترسم از رسیدنش. و مرگ، فرشتهایه که در هر خونهای رو یک روز میزنه. من بعد از مرگِ عزیزِ دورم، هنوز توی لحظات ناباوری گیر کردم. هنوز نمیتونم بپذیرم که نیست، رفته و هیچوقت دیگه قرار نیست ببینمش و صداش رو بشنوم و دستش رو ببوسم. من برای آخرین بار ندیدمش، باهاش خداحافظی نکردم و حتی نمیدونم روزهای آخر من رو میشناخت و یادش میومد یا نه. نتونستم حتی براش نماز بخونم و سر خاکِ سردی که بینمون قرار گرفته بود دلم رو خالی کنم. من حتی جسارت این رو نداشتم که برم سر مزارش و اسم و عکسش رو روی یه سنگ سرد ببینم و تصور کنم که با اون بدن نحیف و شکسته اون زیر خوابیده. بدون درد، بدون دلتنگی، بدون این که غصه بخوره چرا از پسرش جا موند اون سالها. من هنوز توی لحظههای ناباوری و احساسِ حضورش گیر کردم آن...
درمورد سیاستگذاری که آره تو دانشکده ماست ولی حقیقتش چیزی نمیدونم. توی تلگرام یه کانال هست که رشتههای مختلف رو به روایت خود دانشجوها میگذاره. توش هشتگ رشتهها رو داره و گمونم سیاستگذاری رو هم دیدم بینشون.
https://t.me/tozih_reshte