خدایا صبر و قناعت و رضایت و تسلیم امر خودت بودن رو رزق و روزی من قرار بده.
Rasol BornaRasol Borna - Dadar Eshghi - 320.mp3
زمان:
حجم:
1.5M
بابا علی (ع)
تو که دادار عشقی
#قفلی
شاید از علائم بزرگسالیه که دارم با این کرم گیاهیها با بوی عجیبشون کنار میام به خاطر این که تاثیرات خوبی دارن.
هفت و سی دقیقه صبح، در حالی که سردم بود داشتم فکر میکردم کاش نور خورشید گرمم میکرد جای این که تو تخم چشام باشه و عصبیم کنه. ولی باید زندگی رو بیشتر دوست داشته باشی، خورشید هم مخلوق خداست خصوصا که تو رو یاد بنیامین میندازه. خصوصا وقتی همین رنگیه! بعد داشتم فکر میکردم کِی فکرشو میکردم که با ۱۰۰ تا سرعت تنها توی اتوبان اول صبح رانندگی کنم؟ چقدر دنیا میتونه به روشهای مختلف تو رو دور خودش بچرخونه و غافلگیرت کنه. و نهایتا در خیالِ به ته رسیدنِ اتوبان از لحظه لذت بردم.
بمونه به یادگار -
@Alnana
من میخوام با خیالِ راحت خودم باشم. با خیالِ راحت یک زن باشم. بدون این که نگرانِ همهی کلیشههای شخصیتیِ تعریف شده توسط جامعه باشم. بدون این که توی گردابِ زنِ مستقلِ خودساخته غرق بشم و دست و پا بزنم. بدون این که با زنهای دیگه توی زیبایی، درآمد و شغل، کدبانویی، سیاستهای زنانه و بهترین بودن رقابت کنم. میخوام خانومِ زندگیِ کوچیک و خونهی فسقلی خودم باشم. صبح بدون عجله از خواب بیدار بشم، صبحانه آماده کنم، به کارهای شخصیم برسم، خونهم رو تمیز کنم، ناهارم رو با حوصله بپزم، کتاب بخونم و بنویسم، به موسیقی مورد علاقهم گوش بدم، عصر یه کلاس برم که موضوعش مثلا خیاطی باشه یا یه حلقهی مطالعاتی مفید باشه، باشگاه برم (به خاطر سلامت و حال خوبِ خودم، نه رقابت در ساختن یه هیکل بینقص با زنهای دیگه) و آرامش داشته باشم. من نمیخوام خودم رو به زور توی کلیشههای تعریف شده توسط جهانِ مدرن و دنیای مردهای فمنیستِ به ظاهر حامی زنان جا بدم و تبدیل بشم به زنی که باید سختتر از یک مرد کار کنه و در قلهی زنانگی هم بایسته. من نمیتونم تمام روز مثل یک مرد بیرون از خونه و در مواجهه با انسانها کار کنم و بعد برگردم خونه و مثل یک همسر و مادر تمام وقت هم به کارهای خونهم برسم. من بیرون از خونهی امنِ خودم، خارج از محدودهی آروم و یواشِ خودم پژمرده میشم. اگه قرار بود به عنوان یک زن تمام مدت با مردم مواجه باشم و در جایگاه مردان کار کنم، چرا امیرالمومنین گفت «زن مثل ریحانهست، نه یک قهرمان!» یعنی زن لطیفه، باید مراقب خودش باشه، باید بقیه هم مراقبش باشن، وگرنه پژمرده میشه، میمیره، افسرده میشه، تبدیل به مرد میشه، یک زنِ ناقص که توانِ کاملا مرد بودن رو نداره و زنانگی و هویتش رو هم از دست داده. من میخوام در شاکلهی وجودی خودم، هویتم رو بسازم و شکل بگیرم و به کمالِ واقعیِ خودم به عنوان یک زن برسم. نه این که توی جامعه کاملا نامرئی و منفعل باشم، بلکه نقشی داشته باشم که با هویت زنانه و شخصیتم همخوانی داشته باشه. اتفاقا در اون صورت میتونم تأثیرگذارِ حقیقی باشم و به درستی رسالت اجتماعی خودم رو هم انجام بدم. ما خیلی داریم به خودمون سخت میگیریم دخترا. بازیِ زنِ مستقلِ خودساختهی تنهای پژمردهی بینیاز به هیچکس و هیچچیز، داره ما رو از خودمون میگیره...
#دفترچه | #مسطورات | #خانمعلیا
- یکم حرفِ دل، سیده فاطمه میرزائی
@Alnana
هدایت شده از ولان!🇮🇷
کاشکی گارفیلد بودم، عشق دریافت میکردم و لازانیا.
دفتر خاطرات خانوم علیا -
ممنون میشم برای پدربزرگم حمد شفا بخونید🤍
کاش هیچوقت حالت بد نشه متیوی عزیزم...
من عاشق جسارتت برای درست کردنِ همچین هدیههایی برای دوستاتم بچه. پایدار بمونی پای آرمانمون آبجی کوچیکه :) 🇵🇸🌿
- ۱۰ آذر ۱۴۰۴
@Alnana