eitaa logo
دفتر خاطرات خانوم علیا‌ -
338 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
200 ویدیو
5 فایل
دانشجوی تبعیدی به علومج. «عجب حلاوتی‌ دارد مرگ، اگر انسان در راه آرمانی معتبر بمیرد‌.» . نادر ابراهیمی - https://eitaa.com/nashenasa_app/app?startapp=wSZvGLbdWyFExByj&btn=پیام.ناشناس.
مشاهده در ایتا
دانلود
بعد از عروسی این شکلیه که از جمعه تا امروز، اسم همسر در لیست تماس‌ها نبود چون همه‌ش پیش هم بودیم. درود بر زندگی.
اگه یه روز مسیرتون سمت افسریه و خیابون بیست متری افتاد، حتما برید کافه رستوران خندان پلاس و اگر رفتید اونجا، حتما شیک شکلات فندقی رو امتحان کنید. به جرئت می‌گم خوشمزه‌ترین چیزی بود که در تمام زندگیم خوردم. بعد از مدت بسیار زیادی غیرفعال شدنِ ذوقِ غذاییم، حسابی سرحالم کرد و سرِ ذوق آورد منو و به شدت لذت بردم ازش💘
نظریه نامحبوب اینه که برای اولین بار در زندگیم شال سر کردن رو دوست دارم و احساس می‌کنم خوبه. نظریه نامحبوب بعدی هم اینه که هودیِ بلندمم دوست دارم🤍
هدایت شده از - تـأنی
خیلی دوست داشتم اینجا عروسی علیا خانوم‌مونو تبریک بگم؛ که میدونه، خوشبختی‌ش همه‌ی آرزومه. و ترکیبی از خوشحالی، ذوق و بغضِ تو گلو بود وقتی تو لباس عروس دیدمش:)))) و مبارک‌ت باشه بهار نارنج، خیلی خیلی مبارک باشه🤍.
دفتر خاطرات خانوم علیا‌ -
خیلی دوست داشتم اینجا عروسی علیا خانوم‌مونو تبریک بگم؛ که میدونه، خوشبختی‌ش همه‌ی آرزومه. و ترکیبی ا
ولی اونقدر اینو خوندم و ذوق کردم و به خاطرات فکر کردم و دلم تنگ شد و لبخند زدم و اشکی شدم، که یادگاری بمونه اینجا...🪄💜
از ساعت ۶ بیدارم و فقط به همین یدونه کار رسیدم. الان داره نزدیک ۷ میشه و واقعا بمیرم برا زنِ خانه‌دار و حجم کارهاش و بی‌دریغ و بی‌توقع زحمت کشیدن‌ش توی خونه که حتی دیده نمیشه و بازم همه ازش توقع دارن. قدر مامان‌هاتون رو بیشتر بدونید.
صبح ساعت ۶ همراه جناب همسر بیدار شدم. درواقع بعد از رفتنش دیگه نخوابیدم. اتاق رو مرتب کردم، پلاستیک‌های داخل حمام رو جا کردم، ظرف‌های دیشب رو مرتب کردم، مخزن جارو برقی رو تمیز کردم و هال رو جارو کشیدم (جارو بوی سوختنی میده =))))))))))) روی کنسول رو یکم مرتب کردم، بالای تخت رو چیدم یکم، روفرشی رو انداختم و حالا بعد از فیکس ۳ ساعت نشستم بالاخره. کتری رو پر کردم و گذاشتم آب جوش بیاد تا یه نسکافه بخورم و برم سمت دانشگاه.
خونه واقعا سرده البته یکم کار کردم گرم شدم ولی خب بازم سرده
دیشب ساعت ۱۲ شب سیب زمینی سرخ کردم، سالاد و ژله هم داشتیم توی یخچال و نصف فیلم جوکر رو دیدیم. یادم باشه وقتی دارم گزارشش رو می‌نویسم برای استادم برای شما هم بگمش.