بچه که بودم همیشه برام عجیب بود وقتی بابا شعرهای امام رو میخوند، از می و مستی و میخانه حرف میزد. اینها فقط یک معنی در ذهنم داشتن و اون، همون واقعیتِ حرامِ ماجرا بود. تا اینکه بزرگ شدم. محبتِ مولا، شد جنون. و سرخوشیِ مدحِ مولا، شد مستی محض. حالا منم میفهمم مِی چیه، مستی چیه، مِیخانه کجاست- یقیناً به قد و قوارهی خودم، هنوز راه زیاده از مقصودِ ما تا مقصودِ امام. از مستیِ ما تا مستیِ امام. سبحان الله...
هدایت شده از ام البکاء ؛
کربلایی حسین ستوده13.mp3
زمان:
حجم:
10.9M
"بادهی مستانه سبو سبو پیمانه، کشان کشان میآیم به مقصد میخانه"
@OmBoka
صبر است مرا چارهٔ هجرانِ تو لیکن
چون صبر توان کرد که مقدور نماندست؟
در هِجرِ تو گر چشمِ مرا آبِ روان است
گو خونِ جگر ریز که معذور نماندست
- حافظِ شیرازی
هدایت شده از تلپورت.
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/17601913/8606
که اعتبار هر مکان، به نورِ آن است...
#دایگو
خدایا الان تو میگی خوبه؟ جدی میگی یعنی؟ خدایا خدایی؟ من دلم نمیاد خب. خدایا لطفا. دلم آروم نمیشه.