باید همه جوانب رو بسنجید بعد کانال بزنید
مخاطب داشتن مسؤلیت داره
شما در قبال تک تک پست هایی که میذارین مسؤلین و باید جواب پس بدین
شما در برابر وقتی که از مخاطب میگیرین مسئولین
میخواید کانال بزنید کانال مفید و بدرد بخور بزنید
محتوای کانالتون جوری نباشه که به درد لای جرز دیوار نخوره و وقت خودتون و مخاطب گرفته بشه
وقت وقت وقت و نت خیلی مهمه
نشه فقط ذهن مشغولی
خودتون بیشتر تولید کننده باشین از خط فکری خودتون باشه نه فقط فوروارد یا کپی
ولی اگه قصدتون در این مورد جدیه با یه نفر که در این مورد آگاه باشه صحبت کنین که تجربه و مطالعه داشته باشه که درمورد انتخاب محتوا نوع ارائه جذاب ارتباط با مخاطب و ... صحبت و راهنمایی کنه
اگه میبینین از پس این مسؤلیت بر میاین
میتونین براش درست و حسابی کار کنین و وقت بذارین
اگه واسه محتواش برنامه دارین و ایده جدید و بدرد میخوره و مفیده
اگه میدونین جای کانال شما خالیه بودنش لازمه چون اثر گذار هست و باید این حرکت رو بزنین
اگه مهمون یکی دو روز نیس یا اون کانالی نمیشه که قراره خاک بخوره پس
بــســم الـلـه .....
.
.
.
کاملا درسته ✨
پس فعلا برای این موضوعات ساخته نشدم
خیلی درگیری ذهنی و کاری دارم
https://eitaa.com/DTabiidi/9298
سیده فاطمه تو این روزا
با خوندنِ نوشته هات
یاد سرنوشت کیمیا می افتم
موقع هایی که تک تک اتفاقاتو مینوشت
در نهایت شد کتابی از خاطرات روزهایی که پشت سر گذاشته بود
همزمان آهنگ تیتراژ کیمیا هم برام پلی میشه
چقد خوبه که این روزا عین کیمیا مینویسی همه چیو
به جزئیات و تک تک سوژه ها بها میدی و یه جایی واسشون داری تو نوشته هات
به نوشتن آنچه میبینی ادامه بده
بیشتر بنویس برامون
بنویس روایت این روزا رو با دلی غمگین و چشمانی تار
تا بعدها نوشته هایی خواندنی و جذابی برای نسل ها داشته باشیم
از این روزهایی که با همه سختی و غم هایی که داره تهش پیروزی جبهه حق قطعی ست ...
-
این پیام خیلی بهم دلگرمی داد :)
انگار منتظر یه تلنگر باشم که نوشتههام دیگه صرفا روایت نباشن. روایتهایی باشن که بخوام بمونن...
۴۰۴ جدی جدی فردا تمومه و ما امشب آخرین افطار و شامِ امسال رو توی خونهمون خوردیم.
جدی جدی خدایا لطفا ۱۴۰۵ پر از نجف و کربلا باشه. اصلا یه نجفِ بدون بازگشت باشه لطفا.
نخل و نارنج ؛
آخرین ساعتِ سال هزار و چهارصد و چهار ٫
میتونم بگم از زیباترین منظرههایی بوده که توی زندگیم دیدم.
باران شدید میبارید. بار اولی که از میدان گذر کردیم مردم روی زمین موکت و زیرانداز انداخته بودند و گویا که لحظات تحویل سال را هم کفِ میدان بودند. و حالا که برای بار دوم داشتیم از میدانِ جمهوری عبور میکردیم، همچنان مردم زیر باران شدید ایستاده بودند و پرچم تکان میدادند. راستش من با تمام وجود به مردم افتخار کردم.
اولین ساعات سال هزار و چهارصد و پنج ٫
یکیتون توی ناشناس دربارهی آقای فاطمیصدر یه صحبتهایی کرده که صلاح نمیدونم توی کانال بذارم. ولی خوشبختانه یا متاسفانه، خودم شخصا توی یه سری مسائل با ایشون همنظرم(😔😂) و سالهاست که دنبال میکنم کانالشون رو. نه اینکه لزوما همه حرفهاشون و اعتقاداتشون رو قبول داشته باشم، ولی خب، تو یه سری چیزها هم واقعا قبولشون دارم. منکر اینکه به نسبت بعضی مذهبیها تندتر هستن نیستم. ولی اون لفظی که شما به کار بردی هم قبول ندارم و با توجه به تجربیاتی که کسب کردیم توی این جنگ، به نظرم حواسمون باشه به اینکه فردا روزی شرمنده کسی نشیم و سرمون پایین نباشه واسه طلب حلالیت. آقای فاطمیصدر توی وانفسای سکوت خیلیها و عدم انجام وظیفهها، خیلی حرفها رو رُک و بدون پرده میزنن. برای همین به مذاق خیلیها خوش نمیاد و بهشون بر میخوره. وگرنه من اونقدری که بخوام کلا این آدم رو ببرم زیر سوال ازشون اشتباهی ندیدم. خصوصا اخیرا که خیلی معتدلتر از سالهای پیش بوده.
راجع به پوشیه هم، والا من که از خدامه!
نه به حرف آقای فاطمیصدر، بلکه به علاقه و اعتقاد خودم. ما از زمان کرونا و قبلتر حُب پوشیه توی قلبمون هست😂😔✋🏻
نگاه صفر و صدی رو بذارید کنار. هیچ آدمی بیعیب نیست. هیچ آدمی هم صد ایراددار نیست.