eitaa logo
دُموعْ .
115 دنبال‌کننده
26 عکس
0 ویدیو
0 فایل
قسم به قداست حروف، چشم‌ها، و حروف چشم‌ها، که هرگز خوانده نشدند. « اشک‌ها » ؛ تن نازک کاغذ واژه‌هایم را تاب نیاورد به مَجاز پناه آوردم.
مشاهده در ایتا
دانلود
تهران می‌بینمت.
’’ میشلِ عزیزم. اگر بارقه‌های نور را بر انگشتان ظریف و سپیدت نمی‌بینی، و اگر دست نوازشگر نسیم را میان گیسوانت حس نمی‌کنی، اگر نمناکی چشمانت از شعف نیست و اگر بی‌فروغ و تیره، رو به خاموشی می‌روی، خاکسترهای از هم گسیخته‌ات را در تاریکی برقصان. حتی اگر نور ماه دامانت را روشن نکرد و چمن‌ها، جراحات کف انگشتانت را آزردند. اگر رد خون بر پیراهن سپیدت ماند و اگر خبری از آن انفاس روحانی نبود. حتی اگر بیگانه با جهان شدی، بیگانه و دور افتاده از آن بارقه‌ی نور، و ماه، آن انفاس روحانی و آسمانِ مسیح، روی نوک پا بایست، آرام و به دور از واهمه، چرخ بزن و پا در آسمان بگذار. ذره‌های خاکسترت را به دست پروردگار بسپار. او تو را خواهد خواند.
ماهِ به خون نشسته دیده‌ای ؟ ماهِ شرم‌زده، ماهِ دونیم‌شده، ماهِ دست‌بریده، ماهِ از آسْمان‌افتاده ..
« کاش قدری پیش از این، یا بعد از آن می‌زیستم. »
نزدیک من خونه‌ت رو نساز.
قصه‌ی سنگ و شیشه، میری واسه همیشه ..
شما فقط یک درصد از نوشته‌های مرا می‌خوانید. کلمات دفن می‌شوند در گورستان کاغذهایم. و در مدفن پیام‌های ذخیره شده. در قبرستان سینه‌ام و در آرامگاه چشم‌هایم. شما حقیقت کلمات و کلمات حقیقی‌ام را نمی‌بینید. شما حقیقت را، چه در واژگان باشند چه در چشم‌ها، هیچ‌گاه نمی‌بینید.
یا الآن، یا هیچ‌وقت.
کاش یه قو بودم در حال رقص، با پرهای سپیدِ خیس‌شده از آبِ خنکِ انتهای زمستون.