𑣲𝇁تئورے من دربارہ نزوڪو::
خب همہمون میدونیم نزوڪو برخلاف بیشتر شیطانها، براے قوی شدن و تجدید قوا خون انسان نمیخوره و با خوابیدن این کارو میکنہ. 𓈒 𑂘
ولے چیزے که جالبہ اینہ کہ شاید این قضیہ کاملاً بیربط بہ قبلِ شیطان شدنش نباشہ.
نزوڪو کلاً عاشق خوابہ و این ویژگے حتے بین اجدادش هم دیدہ شدہ. ᮫
توی یکے از فلشبکها، سویاڪو، همسر سومیشے و از اجداد نزوڪو، رو میبینیم کہ خیلي میخوابہ و انگار خوابیدن جزو عادتهاشہ. جالب اینجاست کہ همین ویژگے رو بعداً توے نزوڪو هم میبینیم؛ با این تفاوت کہ نزوڪو بعد از شیطان شدن، از خواب براے بهدست آوردن دوبارہ قدرتش استفادہ میکنہ.
یعنی شاید «خواب» از همون اول یک ویژگے ساده براے نزوڪو نبودہ و یک جورایے توے خاندان کامادو وجود داشتہ.
ولے اگه این ارتباط خواب نزوڪو با اجدادش عمدے بودہ باشہ، واقعاً جالبہ؛ چون یعنے شاید این جزئیات از خیلی قبلتر توے داستان کاشتہ شدہ بودن و ما تازه بعداً متوجہشون شدیم... 👀
𐔌چ݂نل:: @DailyAnime 𓈒 ׄ
𑣲𝇁تئورے من درباره نزوڪو؛ شخصیتے ڪـہ میتونست بیشتر از اینا باشہ::
بهنظࢪ من نزوڪو توے داستان میتونست نقش خیلی بزرگترے داشتہ باشہ. 𓈒 𑂘
اون یک دختر ۱۲ سالہ بود ڪـہ توے خانوادش مسئولیت داشت و حتی چیزاے کوچیکے مثل خریدن لباس هم نشون میداد ڪـہ چقدر حواسش بہ خانوادش بود.
مثلاً توے یکے از صحنہها، وقتے تانجیرو میخواست براے نزوڪو کیمونوی جدید بخرہ، نزوڪو مخالفت میکنہ و میگہ با همون پول میتونن غذا بخرن؛ حتی میگہ خودش میتونہ کیمونوی قدیمیش رو دوبارہ درست کنہ.
یک دختر کمسن، مسئولیتپذیر، قانع و خانوادہدوست. ᮫
ما توے بیشتر داستان تقریباً هیچوقت فرصت نکردیم خودِ واقعے نزوڪو رو بشناسیم.
خب چون نزوڪو دیگه نمیتونست مثل قبل حرف بزنه، بخش بزرگے از شخصیتش هم عملاً پشت سکوتش پنهان موند.
من شخصاً دوست داشتم بعضے قسمتهاے داستان رو از دید نزوڪو ببینیم.
مثلاً خاطراتش از خانوادہ، رابطہش با مادرش، خواهر و برادراش، یا حتے اینکه قبل از شیطان شدن چه فکرهایے داشت و چطور با اتفاقات روزمرہ برخورد میکرد.
بهنظࢪ من نزوڪو ظرفیت اینو داشت ڪـہ از یک شخصیتے ڪـہ بیشتر برای پیش بردن داستان تانجیرو استفاده میشہ، تبدیل بشہ بہ یک شخصیت کاملاً مستقل و عمیق.
شاید اگه نویسنده بیشتر روی زندگی نزوڪو قبل از شیطان شدنش تمرکز میکرد، ما میتونستیم بفهمیم این دختر کوچولویے ڪـہ بعداً تبدیل بہ شیطان شد، قبل از اینکه «نزوڪوی شیطان» باشہ، دقیقاً چه شخصیتے داشت. 𓈒
و راستش من بیشتر از هر چیز دوست داشتم همون نزوڪوے انسان رو بیشتر بشناسیم... 𓂃𓈒𐔌
𐔌چ݂نل:: @DailyAnime 𓈒 ׄ
درود زیبارو، حتما فقط این شخصیت ها از کدوم سری است؟ چون من جست و جو کردم پیدا نکردم
میشه اسم سری رو بگی بهم لطفا؟
ناشناس حتما بگو مرسییی!! #ناشناس
اینا طبقِ دࢪخواستِ شما هستن؛
گفتین تئوری اَز شخصیت های شیطان کش بدم،
#DemonSlayer #Theory
𐔌ˊ˗ ˗ ˗ ˗ ˗ ˗ ˗ ˗ ˗ ˗ ˗ ˗ ˗ ˗ ˗ ˗ ˗
اینا فقط تئوریها و بࢪداشتهای شخصیِ خودمن👇🏻 . ༌ 𑂘
𐔌چ݂نل:: @DailyAnime 𓈒 ׄ
𑣲𝇁تئورے من درباره یوشیرو و آیندہ شیاطین::
یک چیزے که همیشه برام جالب بود اینہ ڪـہ بعد از مرگ موزان، تقریباً تمام شیاطین از بین رفتن...
اما یوشیرو هنوز زندہ موند.
چون یوشیرو مثل بقیہ شیاطین، مستقیماً با خون موزان ساخته نشدہ بود؛ تامايو خودش اون رو به شیطان تبدیل کردہ بود. براے همین مرگ موزان باعث مرگ یوشیرو نشد و در نهایت یوشیرو تبدیل شد بہ آخرین شیطان شناختهشده. 𓈒 𑂘
حالا اینجا یک سؤال جالب پیش میاد:
اگہ یوشیرو هنوز یک شیطان باشہ، یعنی نسل شیاطین واقعاً میتونہ دوبارہ شروع بشہ؟
چون تامايو تونسته بود بدون خون موزان، یک انسان رو به شیطان تبدیل کنہ.
فرض کنہ سالها بعد، یک انسان که به هر دلیلے در آستانہ مرگہ، یوشیرو رو پیدا کنہ و ازش بخواد نجاتش بدہ...
یوشیرو هم که قرنها زندہ مونده و علم و تجربہ تامايو رو هم با خودش داره، شاید بتونہ همون کارے رو که تامايو با خودش کرد، دوبارہ انجام بدہ.
و اینجاست ڪـہ یک اتفاق خیلی خطرناک میافتہ:
یک شیطان جدید متولد میشہ؛
شیطانے ڪـہ هیچ رابطہ اے با موزان نداره.
اگہ اون شیطان برخلاف یوشیرو، انسانها رو بخوره و شروع کنہ بہ تبدیل کردن آدمهاے دیگہ، یک نسل جدید از شیاطین به وجود میاد؛ بدون اینکه موزان اصلاً وجود داشتہ باشہ.
یعنی ممکنہ با مرگ موزان، نسل شیاطین کاملاً منقرض نشده باشہ؛ فقط نسل قبلیشون تموم شده باشہ.
و شاید اینجا یوشیرو میتونہ تبدیل بشہ بہ مهمترین شخصیت براے جلوگیری از برگشت شیاطین؟..𓈒 𑂘
*البتهدوست ندارم هیجوقتادامهشیطان کش رو بنویسن، کلا اثری که تموم شده لازم نیست کش بدن!خرابش میکنن!
#Yushiro
𐔌چ݂نل:: @DailyAnime 𓈒 ׄ
𑣲𝇁تئورے من درباره موئیچیرو::
من همیشه موئیچیرو رو یکم متفاوت میبینم؛ انگار ما توے داستان با دو تا موئیچیرو روبهرو بودیم
خود موئیچیرو میگہ زمانے ڪـہ خاطراتش رو یادش نمیومد، شخصیتش خیلی شبیہ برادرش، یوئیچیرو، شده بود؛ سرد، بیحوصله و نسبت بہ بقیہ بیتفاوت.
اما بعد از اینکه خاطراتش کمکم برگشتن، انگار دوبارہ خودش شد.
یادش اومد مادر و پدرش کیا بودن، برادرش رو به یاد آورد، یادش اومد چہ اتفاقاتے براے خانوادش افتادہ و اصلاً خودش قبل از اون اتفاقات چطور آدمے بود.
بهنظࢪ من برگشتن خاطرات فقط باعث نشد گذشتهش رو یادش بیاد؛ باعث شد دوبارہ خودش رو پیدا کنہ.
براے همین من توے ذهنم دو تا موئیچیرو دارم:
یکے موئیچیروے قبل از برگشتن خاطرات؛ همون پسرے ڪـہ بیشتر شبیہ یوئیچیرو شده بود و انگار هیچ چیز براش اهمیت نداشت.
و یکے موئیچیروے بعد از برگشتن خاطرات؛ همون موئیچیروے واقعے، با احساسات، خاطرات و شخصیت خودش.
و راستش رو بخواین، من شخصاً موئیچیروے دوم رو خیلی بیشتر دوست دارم.
نه فقط چون مهربونتر و احساساتےتر شد؛ بیشتر بہ این خاطر ڪـہ حس میکنم بالاخره دوبارہ خودِ واقعیش شد.
شاید موئیچیروے سرد و بیاحساس واقعاً «موئیچیرو» نبود؛ فقط پسرے بود ڪـہ انقدر از گذشته و دردهاش دور افتادہ بود ڪـہ ناخودآگاه تبدیل بہ چیزے شد ڪـہ از برادرش براش باقی مونده بود.
و شاید قشنگترین بخش شخصیتش همین باشہ؛
اینکہ موئیچیرو با بهیاد آوردن گذشتہ، فقط خاطراتش رو پس نگرفت...
خودش رو پس گرفت. 𓈒 𑂘
#muichiroTokito
𐔌چ݂نل:: @DailyAnime 𓈒 ׄ