در نزدیکی پیتزا فروشی🍕(شعبه ی مریخ)
میخوام از انسان بودن مرخصی بگیرم و یه هفته گلدون باشم.
من که مدت هاست گل هستم
هدایت شده از شَبهایِروشَن؛
سرانجام به ادبیات رو آوردم ؛
که پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پرشور خود را کجا بر زمین بگذارند .
هدایت شده از شَبهایِروشَن؛
🏷 دلتنگ نمیشوند؟!
مگر آنها شب ندارند...
هدایت شده از گردآفرید فرفری؛
میخوام کارزار قتل آدمایی که آن میشن سین نمیزنن راه بندازم.
هدایت شده از ^᪲᪲᪲خَلوَت آهو
چقدر بده دوراهی بین رفتن و نرفتن.
هدایت شده از بلاتکلیف.
وای کاش چیزی به نام حساسیت وجود نداشت.
هدایت شده از بلاتکلیف.
ولی جدی فیزیک وقتی ک مسئله هاشو بلدی حل کنی خیلی خفنه.