🕌 بعثت
«غار حراء» واقع در قله «کوه نور»، از معروفترین کوههای مکه و با ارتفاع ۲۰۰ متر در دو فرسنگی شهر #مکه و در شمال شرقی آن واقع شده است.
این محل از زمانهای دور، مکانی مقدس و محل #اعتکاف انسانهای حقیقتجو و روشنضمیری بوده است که به "حنفا" شهرت داشتند.
▫️موقعیت جغرافیایی غار:
سطح غار، هموار و برای نشستن و برخاستن فردی بلند قامت، مناسب بوده است؛ اما بالا رفتن از آن به دلیل ناهمواریهای شیبدار، دشوار است. پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم در غار که دهانهاش به سوی #کعبه و محله بطحا باز میشد، مینشست و ساعتها در اندیشه رهاییدن قومش از بیهودگیهایی بود که در آن غوطهور بودند.
منابع، درباره زندگی و ویژگیهای شخصیتی پیامبر صلیاللهعلیهوآله پیش از بعثت، چندان سخن نگفتهاند؛ اما از تحنث او در غار حراء میتوان تصور کرد که همواره در #اندیشه راه چارهای برای نجات قومش از تباهیها بود.
▫️مدت زمان وقوف در غار:
معمولاً تحنث، سالی یک بار به مدت یک ماه در غار حراء بوده است.
رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله در این مدت به مستمندانی که نزد او میرفتند، #طعام میخورانید.
پس از آن، هفت بار، کعبه را طواف میکرد و به منزل باز میگشت.
در سالهای نزدیک بعثت که رشد قوای عقلی و روحی پیامبر صلیالله علیه وآله به اوج رسیده بود، میل و اشتیاق او به کنارهگیری از مردم و تفکر و #عبادت، آنچنان بود که روزها و شبها را در غار حراء به سر میبرد؛ بهویژه در ماه رمضان، مدت تحنث طولانیتر بود. در این مدت، علی علیهالسّلام، همسرش خدیجه و یا فرد دیگری از اهل خانه برای او آب و غذا میبردند.
▫️نزول امین وحی
پس از سپری شدن ایام عبادت، پیامبر به مکه برگشته و پیش از اینکه به خانه خویش بازگردند، خانه خدا را #طواف مینمودند. این حالات همچنان ادامه یافت تا اینکه سن آن حضرت به چهل سالگی رسید و خداوند که دل ایشان را برترین و مطیعترین و خاضع و خاشعترین دلها در برابر خویش یافت، ایشان را #مبعوث کرد و به پیامبری گرامی داشت، تا به وسیله قرآنی که آن را روشن و استوار گردانیده، بندگانش را از پرستش بر بتان خارج ساخته و به پرستش خویش #هدایت کند.
رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلّم ساعتها در آسمان، کوهها و بیابانهای مکه که بیکرانگی خالق را به هزاران زبان نجوا میکردند به تفکر و #مطالعه میپرداخت و از خدایان سنگی و چوبی قومش به ستوه آمده، در جستجوی چاره آن، آسمان بیانتها را میکاوید.
جبرئیل امین در یکی از این تحنثها هنگام چهل سالگی بر او ظاهر شد و نخستین آیههای سوره علق را به وی القا کرد.
سپس پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم از غار به سوی منزل سرازیر شد و همسرش را از این ماجرا آگاه کرد. #خدیجه که سالها بود، آثار بزرگی را در کردار و گفتار وی دریافته بود، نخستین تصدیق کننده و ایمان آورنده به رسالتش شد.
«علاوه بر منابع تاریخی، #علی علیهالسّلام در نهج البلاغه میفرماید: «در حالی که در هیچ خانهای مسلمانی نبود، من سومین آنها بودم.»
و بدینسان رسالت بزرگ پیامبر صلیالله علیه وآله آغاز گردید .
🔸پی نوشت
اخبار مکه، ج۲،مجمع البیان، ج۱، السیرة النبویه، ج۱، ص۲۳۶. النهایة، ج۲، ص۷۱۳. نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲، ترجمه شهیدی، ص۲۲۲.۲۸. بحار الانوار، ج۱۸، ص۱۹۴. مناقب شهر آشوب، ج۱، ص۴۳.
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 @Dastan 📚✾•
🥀🕊🥀🕊🥀🕊🥀🕊
🌦🌈#قرار_عاشقی
از خیابان #شهدا آرام آرام در حال گذر بودم!🤔
.
🌷اولین کوچه به نام شهید همت؛
محمد ابراهیم با صدایی آرام و لحنی دلنشین...
نامم را صدا زد!
گفت: توصیه ام #اخلاص بود!
چه کردی؟...
جوابی نداشتم؛ سر به زیر انداخته و گذشتم...😞
.
🌷دومین کوچه شهید عبدالحسین برونسی؛
پرچم سبز #یا_زهرا سلام الله علیها بر سر این کوچه حال و هوای عجیبی رقم زده بود!
انگار #مادر همین جا بود...
عبدالحسین آمد!
صدایم زد!
گفت: سفارشم توسل بود به حضرت زهرا و رعایت #حدود خدا...
چه کردی؟
جوابی نداشتم و از #شرم😓 از کوچه گذشتم...
.
به سومین کوچه رسیدم!
🌷شهید محمد حسین علم الهدی...
به صدایی ملایم،اما محکم مرا خواند!
گفت: #قرآن و #نهج_البلاغه در کجای زندگی ات قرار دارد؟
چیزی نتوانستم جواب دهم!
با چشمانی که گوشه اش نمناک شد!
سر به گریبان؛ گذشتم...
.
به چهارمین کوچه!
🌷شهید عبدالحمید دیالمه...
آقا وحید بر خلاف ظاهر جدی اش در تصاویر و عکس ها!
بسیار مهربان و آرام دستم را گرفت؛
گفت: چقدر برای روشن کردن مردم!
#مطالعه کردی؟!
برای #بصیرت خودت چه کردی؟!
برای دفاع از #ولایت!؟!
همچنان که دستانم در دستان شهید بود!
از او جدا شدم و حرفی برای گفتن نداشتم...😓
.
🌷به پنجمین کوچه و شهید مصطفی چمران...
صدای نجوا و #مناجات شهید می آمد!
صدای #اشک و ناله در درگاه پروردگار...
حضورم را متوجه اش نکردم!
#شرمنده شدم😓، از رابطه ام با پروردگار...
از حال معنوی ام...
گذشتم...
.
🌷ششمین کوچه و شهید عباس بابایی...
هیبت خاصی داشت...
مشغول تدریس بود!
مبارزه با #هوای_نفس، نگهبانی #دل...
کم آوردم...😭
گذشتم...
.
🌷هفتمین کوچه انگار #کانال بود!
بله؛
شهید ابراهیم هادی...
انگار مرکز کنترل دل ها بود!!
هم #مدارس !
هم #دانشگاه !
هم #فضای_مجازی!
مراقب دل های دختران و پسرانی بود که در #دنیا خطر لغزش و #غفلت تهدیدشان میکرد!
#ایثارش را دیدم...
از کم کاری ام شرمنده شدم😞 و گذشتم...
.
🌷هشتمین کوچه؛
رسیدم به شهید محمودوند...
انگار #شهید پازوکی هم کنارش بود!
پرونده های دوست داران شهدا را #تفحص میکردند!
آنها که اهل #عمل به وصیت شهدا بودند...
شهید محمودوند پرونده شان را به شهید پازوکی می سپرد!
برای ارسال نزد #ارباب...
.
پرونده های باقیمانده روی زمین!
دیدم #شهدای_گمنام وساطت میکردند،برایشان...
.
اسم من هم بود!
وساطت فایده نداشت...
از #حرف تا #عمل!
فاصله زیاد بود...😭😭😭
.
دیگر پاهایم رمق نداشت!
افتادم...
خودم دیدم که با #حالم چه کردم!
تمام شد...
#تمام
.
از کوچه پس کوچه های دنیا!
بی شهدا، نمی توان گذشت...
#وصیت_شهدا
🥀🕊 🥀🕊🥀🕊 🥀🕊
✾📚 @Dastan 📚✾
#بسم_رب_الشهداء
#دلنوشته_شهید
#رسول_خلیلی
در سن 18سالگی
"خدایا کمکم کن ، تنها امیدم تویی خدا
خوشا به حال #شهدا
هروقت خاطره #شهدا یا بعضی وقتها که تلویزیون تصاویر #شهدا و خاطره یا وصیت نامه آنها را پخش می کند حالم یک مقدار تغییر می کند ، به حال آنها ، به عمل آنها ، به وقت شناسی آنها ، به عبادت و.... آنها غبطه می خورم.
دوست دارم مثل #شهدا باشم ، با اخلاق، ایمان، محبت ، کیس، شجاعت، مردانگی ...
#اما_کو_همت؟
کجاست همت من و #شهید_همت که واقعا نامش برازنده اوست .
براستی که #شهادت لباس تک سایزی است که اندازه هرکسی نمی شود
کار یک روز و دو روز هم نیست ...
برای #شهید شدن باید #شهیدانه زندگی کرد.
✅پیامبر گرامی اسلام (ص) میفرمایند :
" شرافتمندانه ترین مرگ ها #شهادت است "
آقا رسول واقعا آماده #شهادت بود و بند بند وجودش برای #شهادت آماده بود..
حتی کفن خودش را هم خریده بود
روی زندگی #شهدا #مطالعه داشت و حتی #محل_دفنش که در #بهشت_زهرا قطعه 53 است، از قبل مشخص کرده بود و می رفت بالای مزار ابدی اش فاتحه می خواند !!!
#شهید_رسول_خلیلی حتی یک عکس برای خودش طراحی کرده بود که روی آن نوشته بود .......
❤️ اللهم عجل لولیک الفرج
✾📚 @Dastan 📚✾
🌷علامه مجلسی فرمودند: #شب_جمعه مشغول #مطالعه بودم، به این #دعا رسیدم...
💌 بسم الله الرحمن الرحیم،
☘️الْحَمْدُ لله مِنْ اَوَّلِ الدُّنْیا اِلی فَنائِها
وَ مِنَ الآخِرَه اِلی بَقائِها, اَلْحَمْدُاللهِ عَلی کُلِّ نِعْمَه، اَسْتَغْفِرُالله مِنْ کُلِّ ذَنْبٍ وَ اَتُوبُ اِلَیْه، وَ هُوَ اَرْحَمُ الرّاحِمینَ
🔸بعد یک هفته مجدد خواستم، آنرا بخوانم، که در حالت مکاشفه از ملائکه ندایی شنیدم، که ما هنوز از نوشتن #ثواب_قرائت قبلی فارغ نشده ایم...
📚قصص العلماء، ص 80
┄┅═══✼🍃💐🍃✼═══┅┄
🌹اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج🌹
✾📚 @Dastan 📚✾