eitaa logo
داستانهای آموزنده
18.5هزار دنبال‌کننده
584 عکس
189 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🌺🍂🌺🍂 📚از بایزید بسطامی، عارف بزرگ، پرسیدند: این مقام ارزشمند را چگونه یافتی؟ گفت: شبی مادر از من آب خواست. نگریستم، آب در خانه نبود. کوزه برداشتم و به جوی رفتم که آب بیاورم. چون باز آمدم، مادر خوابش برده بود. پس با خویش گفتم : اگر بیدارش کنم، خطاکار خواهم بود. آن گاه ایستادم تا مگر بیدار شود. 🔺هنگام بامداد، او از خواب برخاست، سر بر کرد و پرسید. چرا ایستاده ای؟! قصه را برایش گفتم. او به نماز ایستاد و پس از به جای آوردن فریضه، دست به دعا برداشت و گفت : خدایا! چنان که این پسر را بزرگ و عزیز داشتی، اندر میان خلق نیز او را عزیز و بزرگ گردان. 🚨پیام متن : اشاره به جلب رضایت مادر و تأثیر دعای او در حق فرزند، و این که جلب رضایت مادر، آدمی را به مقام های والای معنوی می رساند. به کانال داستانهای آموزنده بپیوندید 👇👇👇👇👇👇 @Dastanhaeamozande