eitaa logo
دفاع مقدس
4.8هزار دنبال‌کننده
25.2هزار عکس
16.1هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 اربعین تمرین دنیای ظهور ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
اربعین که می‌آید باید از زینب کبری گفت! کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب نبود ... 👆📸 قائمشهر ؛ اواخر دهه ۶۰ خانواده شهدای لشکر ویژه ۲۵ کربلا راه شهیدان را ادامه می‌دهند ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
16.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕌 _ یا رب الحسین… 🚩🚩🚩 . ▫️در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم ▫️اصلاً به تو افتاد مسیرم که بمیرم ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
25.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📺نماهنگ اهل ایلامم نماهنگ زیبای اهل ایلامم بمناسبت هفته ایران جان / ایلام و نزدیک شدن مراسم راهپیمایی حسینی 📎 📎
Amir Kermanshahi [ PapilMusic.ir ]4_5852665154444991721.mp3
زمان: حجم: 6.1M
🎞 کلیپ «صدق الله» 🎙 امیر کرمانشاهی 💠 بی نظیر و تکرار نشدنی... التماس دعا 🤲 ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
4_5837214477749061143.mp3
زمان: حجم: 12.1M
روضه ی اربعین حسینی پس از يک اربعين هجران و دوري به ديدار برادر خواهر آيد شاعر: محمدجواد غفورزاده (شفق) سلام من به خاک تربتت برادر شاعر: حاج حبیب الله معلمی شهیدان زنده اند الله اکبر شاعر: سیدرضا موید خراسانی نوای؛ حاج صادق آهنگران
4_5875068777602744390.mp3
زمان: حجم: 8.5M
نواهای ماندگار کربلا چون صحنه ی پیکار حق و باطل است شاعر:عبدالحسین عتیق بهبهانی هیهات مناالذله من وارث پیغمبرم شاعر:حاج حبیب الله معلمی 🎙 صادق آهنگران
🔴 ما از می‌ترسیم !! 💠 فرازی از وصیت نامه شهید غلامعلی پیچک: جنازه مرا بر روی مین‌ها بیندازید که منافقین فکر نکنند ما در راه خدا از جنازه‌مان دریغ داریم. مسئولیت ما، مسئولیت تاریخ است. بگذارید بگویند حکومت دیگری بعد از حکومت علی (ع) بود به اسم حکومت خمینی که با هیچ ناحقی نساخت، تا سرنگون شد. ما از سرنگونی نمی‌ترسیم، "از انحراف می‌ترسیم" ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️ ✍پ.ن: 🔴 امروز (۱۱ مرداد) سالروز اعدام آیت الله شیخ فضل الله نوری هم بود، همو که در برابر غربزدگان خودفروخته موضع گرفته و نقشه های شوم آنان را برباد می ساخت. او بالای دار رفت، ولی تن به سازش نداد. انحرافی که در جریان مشروطه شکل گرفت، منتج به این شد که رضاخان قلدر و رژیم منحوس بر سر کار آمده و کشور، ده ها سال به قهقرا رانده شد . ⛔️ 💠 ، دغدغه اصلی شهدا بود . ⚪️ آنها جان عزیز خود را ندادند که عده ای سر کار آمده و کشور را تقدیم بیگانگان کنند!! ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ✅ مرجع‌نشرآثارشـ‌هدا و دفاع‌مقدس
9.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 داستان زندگی شیخ شهید آیت الله ، عالمی که در برابر انحراف زمانه ایستاد ♨️تصویر پیکر شیخ فضل الله بالای چوبه دار یک معنا دارد: ▫️گاهی فضا را آنقدر غبار آلود می‌کنند که مردم یک شهر رضایت می‌دهند عالمشان را بالای دار ببینند. و تاریخ تکرار شدنی است... 🏴 ١١ مرداد سالروز شهادت آیت الله العظمی شیخ فضل الله نوری
⏳١١ مرداد ١٢٨٨ در تقویم شهادت شیخ رحمة الله عليه 🏴 دستگیری شیخ فضل اللّه نوری، محاکمه و اعدام او ▪️بعد از فتح تهران، مخالفان شیخ فرصت را غنیمت شمرده، واهمه خود از روشنگری های شیخ را در میان سردمداران حاکم مطرح ساختند. ▪️در منزل سپهدار تصمیم به اعدام شیخ گرفته شد. یپرم خان بر جنایت اصرار داشت و سپهدار راضی بود و سردار اسعد هم سکوت کرد. روز یازدهم رجب ١٣٢٧ ق هشتاد نفر از مجاهدان مسلح ارمنی به منزل شیخ هجوم بردند و خانه را محاصره کرده، پشت بام ها را اشغال کردند. ➖ شهادت ▪️نادعلی، پیشکار مخصوص شیخ، می گوید: در میان شیون و زاری و ناله اهل خانه، یوسف خان ارمنی دست شیخ را گرفته، کشان کشان بیرون آورد و درون درشکه انداخت و فرمان حرکت داد. سواران مجاهد دور درشکه را گرفته و یکسره شیخ را به اداره نظمیه در میدان توپخانه بردند و در ضلع شرقی عمارت نظمیه زندانی کردند. ▪️بعد ازظهر سیزده رجب، شیخ را برای محاکمه به عمارت گلستان بردند و در تالار آن، شیخ ابراهیم زنجانی شروع به محاکمه کرد. ▪️جالب اینجاست كه وقتی محاكمه صورت می گرفت، در بیرون مشغول آماده سازی جایگاه اعدام وی بودند. هنگامی كه می خواستند او را برای اعدام ببرند، اجازه ی خواندن نماز عصر را به وی ندادند و ایشان را به سوی جایگاه اعدام راهنمایی كردند. وقتی به در نظیمه رسید رو به آسمان كرد و گفت: افوّض امری الی الله ان الله بصیر بالعبادو حدود یك ساعت و نیم به غروب روز سیزده رجب ١٣٢٧ قمری بود. وقتی به پایه ی دار نزدیك شد، برگشت و مستخدم خود را صدا زد و مهرهای خود را به او داد تا خرد كند، مبادا بعد از او به دست دشمنانش بیفتد و برای او پرونده سازی كنند. پس از آن عصا و عبایش را به میان جمعیت انداخت و روی چهارپایه رفت و قریب ده دقیقه برای مردم صحبت كرد و فرمود: ▪️خدایا، تو خودت شاهد باش كه من آنچه را كه باید بگویم به این مردم گفتم خدایا تو خودت شاهد باش كه من برای این مردم به قرآن تو قسم یاد كردم، گفتند قوطی سیگارش بود. ▪️خدایا تو خودت شاهد باش كه در این دم آخر باز هم به این مردم می گویم كه مؤسس این اساس لامذهبین هستند كه مردم را فریب داده اند این اساس مخالف اسلام است. محاكمه ی من و شما مردم بماند پیش پیغمبر محمد بن عبدالله(صل علیه وآله). آن گاه عمامه را از سر برداشته و فرمود: از سر من این عمامه را برداشتند، از سر همه بر خواهند داشت. ▪️در آستانه ی اعدام یكی از رجال وقت با عجله برای او پیغام آورد كه شما این مشروطه را امضا كنید و خود را از كشتن برهانید و او در جواب فرمود: ▪️دیشب رسول خدا را در خواب دیدم، فرمودند: فردا شب مهمان منی. من چنین امضایی نخواهم كرد. ▪️طناب دار به گردن وی انداخته شد و لحظاتی بعد پیكر بی جان وی برفراز دار باقی مانده بود. دسته موزیك شروع به نواختن كرد و مردم از جمله پسر شیخ كف می زدند و شادی می كردند و چه بی احترامی هایی كه به جنازه ی شیخ نكردند. پس از این که آقا، جان تسلیم کرد، دسته موزیک نظمیه پای دار آمد و همان جا وسط حلقه شروع کرد به زدن. مجاهدین با تفنگهایشان همین طور می رقصیدند. شنیدم که بعضی ها می گفتند: "شیخ فضله به درک رفت!" از بالای ایوان نظمیه یک کسی فریاد کشید و به مردم گفت: "همچنین دست بزنید که صدایش توی سفارت به گوشش برسه!" یعنی به گوش محمدعلی شاه. ▪️در اثر تلاطم و طوفان که دائماً جسد را بالای دار تکان می داد، یک مرتبه طناب از گردن آقا پاره شد و نعش به زمین افتاد! ▪️جنازه را آوردند توی حیاط نظمیه-همه می خواستند خود را به جنازه برسانند؛ دور نعش را گرفتند؛ آن قدر با قنداقه تفنگ و لگد به نعش آقا زدند که خونابه از سر و صورت و دماغ و دهنش روی گونه ها و محاسنش سرازیر شد. هر که هرچه در دست داشت می زد؛ آنهایی که دستشان به نعش نمی رسید، تف می انداختند. ▪️یک مرتبه دیدم یک نفر از سران تفنگداران، مرد تنومند و چهارشانه ای بود، وارد حیاط نظمیه شد. جلو آمد و بالای جنازه ایستاد، این بی حیا به جنازه آقا... ▪️سپس یک مردی با لباس مشکی وارد شد، عصا به دست، مقابل سر آقا ایستاد؛ با عصا چادر نماز را از روی آقا پس زد و همین طور که تماشا می کرد فحش نثار آقا می کرد. این شخص شارژدافر سفارت عثمانی بود؛ او هم رفت!... ت┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🔹 به شیخ گفتند به یکی از سفارتخانه های انگلیس یا روسیه پناهنده شوید، گفت: نه !! گفتند حداقل پرچم روس یا انگلیس را بزنید سر در خانه تان برای حفظ جانتان. گفت: نه، "آیا رواست كه من پس از هفتاد سال كه محاسنم را برای اسلام سفید كرده‌ام حالا بیایم و زیر پرچم بیگانه بروم!" ⏳١١ مرداد ١٢٨٨ ه.ش - سالروز شهادت آيت ‏الله"شيخ فضل‏ الله نوري"