eitaa logo
دفاع مقدس
4.8هزار دنبال‌کننده
25.1هزار عکس
16هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
17.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 کلیپ فوق 👆 در سالروز رحلت مرجع عالیقدر عالم تشیع، حضرت آیت الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی، تقدیم همراهان کانال دفاع مقدس می گردد. 💦 وضو گرفتن و به جای آوردن نماز در منزل توسط آیت الله مرعشی نجفی ◼️ ۷ شهریور ۱۳۶۹ --سالروز ارتحال آیت الله مرعشی نجفی ( رحمة الله علیه )
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞فیلم دیده نشده از صیاد دلها امیر سپهبد شهید شیرازی چقدر عاشقانه، خالصانه و بسیجی گونه دربین رزمندگان در حال وضو گرفتن هست ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
📷 تصویر سمت چپ👆: 🌴 اقامه نماز جماعت به امامت یک ارتشی 🔹️ نماز یک نجوای عاشقانه با محبوب /// 🔹 مکان: ارتفاعات مرزی بین منطقه پاوه و مریوان / تابستان ۱۳۶۰ 🌼🌸🍀در صف نماز، جاویدالاثر حاج احمد ، شهید و نیز دیده می‌شوند ا🌱🌴🌱🌴🌱🌴🌱 💠 خاطره‌ای از شهید 🔸 در آسمان کردستان بودیم و سوار بر هلی‌کوپتر. ایشان مدام به ساعتشان نگاه می‌کرد. علت را پرسیدم، گفت: موقع اذان است. به خلبان اشاره کرد و گفت: همین جا فرود بیا تا نمازمان را اول وقت بخوانیم. 🔹 خلبان پاسخ داد: این منطقه امن نیست و اگر صلاح می‌دانید تا رسیدن به مقصد صبر کنیم. 🌿 شهید صیاد گفت: اشکالی ندارد، ما باید همین جا نماز بخوانیم. 🌸🍀 خلبان اطاعت کرد و هلی‌کوپتر همانجا نشست. از آب قمقمه‌ای که داشت وضو گرفتیم و نماز خواندیم. (راوی: از همراهان شهید) ------------------------------------------- ✅ ایتا 📡 کانال "دفاع مقدس" 🕊🕊
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 دعای همیشگی شهید صیاد شیرازی قبل از هر سخنرانی دوران دفاع مقدس
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌴 خدا کمکشو به کسی میده که مطیع محضش باشن.... شهید مهدی باکری        ‌‌‍‌‎‌
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 📽 / در یک سه راهی در جزیره مجنون بود که به «سه‌راهی مرگ» معروف شده بود و هر کسی را که می‌فرستادیم برود از خطوط درگیری خبر بیاورد ، برنمی‌گشت..! سردار فرمانده لشگر ۲۷ محمد رسول الله (ص) به فرمانده لشگر ۲۵ کربلا ، سردار مرتضی قربانی گفت : یکی دو نفر را بفرست که بروند و خبر بیاورند تا بفهمیم وضعیت از چه قرار است..!؟ سردار قربانی گفت : من هر کسی را که فرستاده‌ام ، رفته و دیگه برنگشته است..! حاج ابراهیم سری تکان داد و به طرف جزیره مجنون راه افتاد و گفت : انگار خدا ما را طلبیده است..! این را گفت و رفت و او هم دیگه هرگز برنگشت...!
هفتم شهریور ۱۳۶۵ اعزام نیروهای تخریب لشگر ۱۰ از قلاجه به آذربایجان غربی برای انجام عملیات کربلای ۲ 💠 خاطره ای از اعزام بچه‌های تخریب برای 🎙 راوی: جعفر طهماسبی ⚪️ یک هفته به مانده بود مقر تخریب لشگر ۱۰ در قلاجه (بین راه اسلام آباد_ایلام) بود. آماده می‌شدیم برای محرم سال ۶۵ آمادگی از این جهت که ساک ها رو بسته بودیم برای رفتن مرخصی . اکثر بچه ها می‌خواستن دهه ی اول محرم رو تهران باشند. از منطقه هم قول و قرار برای حسینیه لباس فروشها و مسجد جامع بازار تهران گذشته بودند و ما هم که هیات داشتیم خوشحال بودیم که امسال محرم لااقل به هیئت های عزادارمان می‌رسیم. اما دستوری همۀ این امید و آرزوها رو به فنا داد و فرمان دادند که گردان‌ها و واحدهای لشگر به منطقه پیرانشهر حرکت کنند. ▫️غروب روز جمعه ۷ شهریور ۶۵ از قَلاجِه با دو تا اتوبوس راه افتادیم شب را در مسجد ترک های باختران به صبح رسونیدیم مسجد خیلی شلوغ بود رزمنده های زیادی توی شبستان مسجد خوابیده بودند من تا صبح از صدای خرناسه بعضی ها خوابم نبرد. بلافاصله بعد از نماز صبح سفره ها رو انداختند و صبحانه خوردیم و راه افتادیم به سمت سنندج. دو تا اتوبوس بودیم دو تا اتوبوسمان هم خیلی تمیز و شیک بود. یادم هست اتوبوسی که ما در آن بودیم "ایران پیما" بود و راننده اش ماشین رو از تمیزی برق انداخته بود. وقتی وارد اتوبوس شدم گفتم : خدا رو شکر ، یه بار ما رو آدم حساب کردند و یک ماشین خوب برای ما فرستادند. یک راست رفتم صندلی آخر اتوبوس یه جای دنج پیدا کردم. قبل از نماز ظهر و عصر رسیدیم به سپاه بوکان آنجا نماز ظهر و عصر را خواندیم و نهار هم خوردیم و حدود ساعت ۲ بعد از ظهر بود که به سمت نقده حرکت کردیم. من کف اتوبوس چفیه ام را پهن کردم و خوابیدم.. البته راننده و کمکش یه خورده غر غر کردند اما مهم نبود. مست خواب بودم که یک صدای عجیبی آمد. مثل اینکه چیزی به عقب ماشین ما خورد و من که کف ماشین خوابیده بودم سر خوردم تا دم درب اتوبوس. همه ی بچه ها از خواب پریده بودند و هر کسی یه ذکری می گفت: یکی می گفت یا زهرا(س) یکی یا حسین و یا ابالفضل من که کف اتوبوس بودم و از چیزی خبر نداشتم با زحمت از میان صندلی ها و بچه هایی که به سمت درب اتوبوس هجوم آورده بودند خودم رو بالا کشیدم و با تعجب پرسیدم چی شده؟؟ چرا اینقدر شلوغش می کنید!!! که نگاهم به سمت راست جاده و پشت ماشین افتاد. اتوبوس پشت سری ما از پل مسیر جاده غلطید و به پهلوی راست روی زمین افتاد. اینبار خودم با همه ی وجودم یه یا ابالفضل(ع) گفتم. اتوبوس ما چند متری جلو رفت و راننده از ماشین پایین پرید و من هم پایین رفتم هی می گفتم خدایا به ما رحم کن... خدایا بچه هامون چیزیشون نشده باشه. شیشه جلوی ماشین خورد شده بود و راننده از شیشه آمد بیرون و پشت سرش یکی یکی بچه ها بیرون آمدن. در کمال ناباوری همه ی تخریبچی ها سالم بودند فقط یکی از بچه ها یک خورده گوشه ی پایش زخم شده بود که با یک چسب زخم مشکل حل شد. وسایل بچه ها توی صندوق اتوبوس بود که به علت ترکیدن گالن های گازوئیل آلوده شده بود. همه ی وسایل را از دو تا اتوبوس خالی کردیم اتوبوس دوم که چپ کرده بود و اتوبوس اول هم که ما بودیم در اثر ضربه ای که به موتورش خورده بود از کار افتاده بود. به خنده گفتم: بخشگی شانس... یه بار یه اتوبوس خوب برای ما اومد و این هم شد سرنوشت ما.‼️ راننده دو تا اتوبوس توی سر خودشون می زدند . چون هم اتوبوس ها صدمه دیده بود و هم اینکه نگران بودند اگر هوا تاریک بشه با نا امنی جاده ها چه کنند!! خطر هجوم ضدانقلاب یود.... از طریق بی سیم یکی از پایگاه های تامین جاده که در نزدیکی ما بود خبر تصادف را دادند و یک ساعتی طول کشید که ماشین آمد و قبل از غروب آفتاب به شهر نقده رسیدیم. مقر بچه های تخریب لشگر داخل یک هنرستان بود و نماز جماعت مغرب و عشاء رو به جماعت خواندیم و بعد از نماز چون روزهای قبل از ماه محرم بود مجلس عزاداری برگزار شد. شهید حسن مقدم آن شب حال خوبی داشت. و بعد از خواندن من ، او مجلس را به دست گرفت. یادم میاد آن شب توسل به حضرت مسلم (ع) داشتیم. شهید مقدم توی ناله ها و گریه هاش می گفت: ارباب جان. حالا که میری کربلا یه خورده آهسته برو ما هم برسیم. و شهید حسن مقدم نیمه شب دهمین روز شهریورماه ۱۳۶۵ میهمان اربابش شد روحش شاد
24.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جمع فرماندهان ... و آنسوتر،صدای انفجارات ... دوران جنگ تحمیلی شهید باقری شهید زاهدی شهید سوداگر رئوفی نژاد
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 برادرا کجا میخاین برین ...؟؟؟ 🎥 تصاویری از کربلایی های ، کربلای این خوزستان ، از لشگر خط شکن ۲۵ کربلا ... یادی کنیم از شهدای دفاع مقدس که راه کربلا را بازکردند و کربلا را ندیدند
34.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌴 ٣١٣ تن از یاران امام زمان به چه معناست؟ 🌿 ویژگی های سردار سلیمانی 🌷 بیاناتی درباره شهید ابراهیم هادی 🎙در محضر استاد فاطمی‌نیا ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ https://eitaa.com/DefaeMoqaddas
کتاب-سلام بر ابراهیم.pdf
حجم: 3.5M
📚 نسخه PDF | 📖 کتاب: 💠 زندگینامه و خاطرات عارف وارسته، شهید ابراهیم هادی ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ https://eitaa.com/DefaeMoqaddas