9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎤 مصاحبه با عبد صالح و عارف بالله، اوستا عبدالحسین برونسی
دوران جنگ تحمیلی
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صدای ماندگار؛
🌴 لهجه جذاب تربتی و عقیده صاف شهید عبدالحسین برونسی💕
👆🎙 روایت شهید برونسی از عملیات فتحالمبین و یاری امام زمان(عج)
📢 انتشار برای اولین بار
🌱 ۲۳ شهریور -- سالروز ولادت عارف روشن ضمیر فرمانده تیپ ۱۸ جوادالائمه(ع)، شهید عبدالحسین برونسی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
💚 مکاشفه شهید عبدالحسین برونسی با حضرت زهرا( س )
🔰شهید برونسی فرمانده است توی عملیات رمضان، تیربار دشمن می گیره تو گردان عده ای شهید میشن گردان زمین گیر میشه. 😞
سید کاظم حسینی میگه :
من معاون شهید برونسی بودم،
اصلا بچه ها نمی تونستن سرشونو بلند کنن،
یه دفه دیدم شهید برونسی بیسیم چی و پیک و
همه رو ول کرد و رفت یه جاافتاد به سجده
رفتم دیدم آروم آروم داره گریه می کنه،
میگه یا زهرا مدد، مادر جان مدد...😭
بهش گفتم: حالا وقت این حرفا نیس ،
پاشو فرماندهی کن !بچه های مردم دارن شهید میشن،
ولی شهید برونسی انگار مرده بود و اصلا توجهی به این خمپاره ها و حرفهای من نداشت.
گفت : بعد از لحظاتی بلند شد و گفت:
سید کاظم ؟ گفتم: بله ؟
گفت: سیدکاظم اینجا که من ایستادم قدم کن،
25 قدم بشمار بچه های گردان رو ببر سمت چپ،
بعد 40 قدم ببر جلو.
گفتم : بچه ها اصلا نمیتونن سرشونو بلند کنن
عراقی ها تیربارو گرفتن تو بچه ها. چی میگی؟
گفت : خون همه بچه ها گردن من، من میگم همین.
گفت : وقتی این دستورو داد آتیش دشمنم خاموش شد، 25 قدم رفتم به چپ، 40 قدم رفتم جلو،
بعد یه پیرمردی بود توی گردان ما خوب آرپیچی می زد، یه دفه شهید برونسی گفت فلانی آرپیچی بزن،
گفت : آقای برونسی من که تو این تاریکی چیزی
نمی بینم 😳
گفت : بگو یا زهرا و شلیک کن.
می گفت : یا زهرا گفت و شلیک کرد و خورد به یه تانک و منفجر شد.
تمام فضا اتیش گرفت و روشن شدفضا،
گفت اون شب 80 تانک دشمن رو زدیم و بعد عقب نشینی کردیم 💪
چند روز بعد که پیش روی شد و رفتیم شهدا رو بیاریم، رفتم اونجا که شهید برونسی به سجده افتاده بود
و می گفت یا زهرا مدد 😭
نگاه کردم دیدم جلومون میدون مین هست.😳
قدم شماری کردم 25 قدم به چپ دیدم معبریه که دشمن توش تردد می کرده
اگر من 30 قدم می رفتم اونورتر توی مین ها بودم
40 قدم رفتم جلو دیدم میدان مین دشمن تموم میشه رفتم دیدم اولین تانک دشمن رو که زدن فرمانده های دشمن با درجه های بالا افتادن بیرون و کشته شدن.
شهدا رو که جمع کردیم برگشتیم تو سنگر نشستم، گفتم آقای برونسی من بچه ی فاطمه ام ، من سیدم،
به جده ام قسم از پیشت تکون نمی خورم تا سِر اون شب رو بهم بگی،
تو اون شب تو سجده افتادی فقط گفتی یا زهرا مدد، چی شد یه دفه بلند شدی گفتی 25 قدم به چپ؟
40 قدم جلو، بعد به آرپیچی زن گفتی شلیک کن؟ شلیک کرد به یه تانک خورد که فرماندهان دشمن تو اون تانک بودن ؟ قصه چیه؟
گفت سید کاظم دست از سرم بردار!
گفتم نه تا این سِر رو نگی رهات نمیکنم،
گفت میگم ولی قول بده تا زنده ام به کسی نگی☝️
گفتم باشه!
گفت : تو سجده بودم همینطور که گفتم یا زهرا مدد، (توعالم مکاشفه) یه خانومی رو دیدم
به من گفت چی شده؟
گفتم بی بی جان موندم؛😔 اینا زائرین کربلای حسین تو هستند، اینجا موندن چه کنم؟😭
گفت : آقای برونسی جلوت میدون مینه، حرکت نکن، 25 قدم برو به سمت چپ، اونجا معبر دشمنه، از اونجا بچه ها رو 40 قدم ببر جلو میدون مین تموم میشه فرمانده های دشمن یه جا جمع شدن تو تانک جلسه دارن آرپیچی رو شلیک کن ایشالا تانک منفجر میشه و
شما ان شاء الله پیروز میشی💚
#شهید_عبدالحسین_برونسی🌷
#شادی_روح_پاکش_صلوات
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅
#فرق_من_و_بسیجی_هیچ!!
▫️یک جا نمیشست غذایش را بخورد. به سنگر بچه بسیجیها سر میزد و هرجا یک لقمهای میخورد؛ ناهار، شام یا حتی صبحانه ، فرقی نمیکرد. وقتی هم که ازش میپرسیدم؛ چرا این کار را میکند؟! میگفت:...
....میگفت: اگر من در سنگر فرماندهی بنشینم و غذا بخورم، آن بسیجی که نان خشک یا دوغ یا ماست میخورد، فکر میکند؛ من که فرمانده هستم، غذایی بهتر از غذای او میخورم. این جوری بهتراست. بگذار بسیجی بداند، بین من که فرمانده هستم با او [که] یک بسیجی است فرقی وجود ندارد.
💢 خاطره ای به یاد فرمانده شهید عبدالحسین برونسی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌴 روایتگر حال و هوای رزمندگان جبهه ها #دهه۶۰
🌷 ۲۳ شهریور ۱۳۶۰ - شهادت سعید ظروفچیان، دانش آموز ۱۶ ساله ، عضو گروه جنگهای نامنظم شهید چمران
🌱تولد : ۱۳۴۴- تهران، خیابان مولوی، میدان قیام
🕊شهادت: دهلاویه خوزستان
با اینکه سنش کم بود، اما در مبارزات انقلابی بسیار فعال بود. بطوری که در اوایل انقلاب چند روز به خانه نیامد و بعدها معلوم شد که به دفاع از سربازان نیروی هوایی در پادگان تهران مشغول بوده است. در درگیریها شرکت گسترده داشت و در خانه نیز به همکاری یکی از دوستانش، کوکتل مولوتف آماده میکرد و به دست مبارزان انقلابی میرساند.
▫️او بسیار آرام بود و کم حرف میزد.بیشتر اهل عمل بود. به ورزش تکواندو علاقه زیادی داشت و به واسطه جثه ورزیده و تنومندش در این ورزش پیشرفت کرده بود
با آغاز جنگ، به عضویت در بسیج مسجد درآمد و داوطلب حضور در جبهه شد، اما بخاطر سن کم او، مانع اعزامش شدند؛ اما او از پای ننشست. آنقدر تلاش کرد تا اینکه توانست نظر دکتر چمران را جلب کرده و در دورههای آموزشی این فرمانده بزرگ حضور یابد.سعید آموزش جنگهای چریکی را گذراند و راهی جبهههای حق علیه باطل شد
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈
🌴 کانال #دفاع_مقدس :
روایتگر رویدادهای جنگ
.... و حال و هوای رزمندگان جبهه ها
#دهه۶۰
#نشر_مطالب_صدقه_جاریه_است
دفاع مقدس
🌷 طلبه شهید غواصی که شفایش را از امام رضا(ع) گرفت 🌱 دوران #جنگ_تحمیلی ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌿روایتی از شهید آیتالله مدنی
به نقل از #شهید_علی_سیفی
شهید علی سیفی نماز را با حضور قلب میخواند انگار توی این دنیا نیست...
نمازهایش خیلی طولانی میشد...
یک روز #بچه_های_تخریب به علی اعتراض کردند و گفتند : نماز رو تندتر بخوان.
شهید سیفی در جواب حکایتی از #شهید_محراب_مدنی گفت و اظهار داشت که درصف اول نمازجمعه تبریز پشت سر شهید مدنی نماز میخواندیم، این شهید هم نمازهایش توام با طمأنینه و اشک بود. شخصی در صف اول نماز بود و شهید مدنی درحال اقامه نماز بود که شنید میگوید آقا نماز را تند بخوان. یکدفعه دیدم شهید مدنی تمام قامت برگشت و در حالیکه قطرات اشک صورتش را پرکرده و از محاسنش سرازیر بود فرمود: قارداش جان میدونی میخواهی با کی حرف بزنی؟
شهید سیفی با نقل این حکایت به بچه ها فهموند که هر چیزی حساب و کتاب داره
غواص شهید حجت الاسلام علی سیفی در عملیات والفجر8 به شهادت رسید
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
👇👇👇
هدایت شده از دفاع مقدس
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▫️ #ببینید
🎥 #فیلم | پند و نصیحت شهید آیت الله مدنی در جمع امامان جمعه سراسر کشور --- اوایل انقلاب
#سفارش_به_تقوی
#کار_برای_خدا
🌱سخنی کز دل برآید، لاجرم بر دل نشیند🌱
🌷کلام نورانی شهید مدنی
، همراه با اشک 💦 ؛ التجا و پناه بردن به پروردگار
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
📆 ۲۰ شهریور۱۳۶۰ - سالروز شهادت آیتالله مدنی، نماینده امام در استان آذربایجان و امام جمعه تبریز - به دست گروهک تروریستی منافقین
🌷 شهید مدنی از شخصیت های کم نظیر انقلاب بود. ویژگی های برجسته او ، وی را از دیگران متمایز ساخته بود.
🌿 مجتهد مجاهد و سالک الی الله، سالها قبل از شهادتش در یکی از جلسات درس گفت: «همیشه دو سؤال ذهنم را مشغول کرده بود؟! یکی اینکه آیا واقعاً من سیدم و دوم اینکه شهید خواهم شد یا نه؟»
🌷یک شب امام حسین(ع) را در خواب دیدم که بالای سرم آمد و دستی بر سرم کشید و به من گفت: «یا بُنَیَّ، انت مقتول» از خواب که بیدار شدم جواب هر دو سؤالم را گرفتم...
──┅┅┅══ঊঈঊঈ══┅┅┅──
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅مرجعنشرآثارشـهدا و دفاعمقدس
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
✅ روزی که تیپ سیدالشهداء علیه السلام تشکیل شد👇👇
23 شهریور 1361
... و
15 فروردین 1361
و
🔹شهید حاج علیرضا موحد دانش
🔹 شهید محسن وزوایی
به عنوان فرمانده تیپ سیدالشهداء(ع) منصوب شدند
با عنایت به اسناد ، همزمان با عملیات الی بیت المقدس در فروردین ماه سال 1361 سردار شهید محسن وزوایی طی حکمی که به امضاء شهید حاج داوود کریمی رسیده به فرماندهی تیپ سیدالشهداء(ع) منصوب شد ولی به دلیل همزمانی عملیات بیت المقدس مراحل اجرایی تشکیل تیپ به بعد از عملیات موکول شد و #شهید_محسن_وزوایی در عملیات به شهادت رسید و بعد هم اعزام تیپ محمد رسول الله (ص) به سوریه پیش آمد و بعد هم اسارت حاج احمد متوسلیان اتفاق افتاد و پس از برگشت رزمندگان تهرانی از سوریه، عملیات رمضان در تیر و مرداد سال 1361 انجام شد و شرایط تشکیل تیپ سیدالشهداء(ع) فراهم نشد تا اینکه در 23 شهریور سال 1361 طی حکمی که به امضاء فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سردار محسن رضایی رسید #شهید_حاج_علیرضا_موحد_دانش به عنوان دومین فرمانده تیپ سیدالشهداء(ع) منصوب شد . و اینگونه یگان دوم #استان_تهران در سال های دفاع مقدس پا به میدان حماسه گذاشت و تا امروز ادامه دارد.
دیدگانمان را صفا دهیم
با این چهار شهید ...
فروردین ۶۵- موقعیت الوارثین
📷از سمت راست:
🌷شهید صاحب علی نباتی
🌷شهید حاج امیر یحیوی
🌷شهید حسین مسیبی
🌷شهید پیام پوررازقی
#قهرمانان_وطن
#لشکر۱۰_سیدالشهداء (ع)
#روحشان_شاد_با_ذکر_صلوات
دوران جنگ تحمیلی