eitaa logo
‌"دلـارا|𝜗ৎ 𝐃𝐞𝐥𝐚𝐫𝐚"
2.5هزار دنبال‌کننده
161 عکس
18 ویدیو
2 فایل
_نگارشم‌ازعشق‌بود‌آن‌هنگام‌که‌واژه‌هاهمگی؛دردکشیدند! _اینجا، جایی‌ست که قلمِ شکسته از نبودنت می‌نویسد؛ و کلمات، گویی پای لغزیده، افتان و خیزان، در جاده‌ی دلتنگی تو گام برمی‌دارند.» کپی؟لا زیرمجموعه‌هامون: @naayss
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
همه‌رفتن‌بلدن؛ولی‌موندن‌فقط‌اندکی‌آدم‌بلده‌ جزاون‌دسته‌کم‌باشید ...
درد ما را در جهان درمان مبادا بی‌شما مرگ بادا بی‌شما و جان مبادا بی‌شما
مَرا مُحکَم بَغل کُن ؛ زِنده خواهَم شد به آسانی ، که گَرمای تَنَت در گَردِش خونَم اَثَر دارد :)
بعضی از زخم ها نامرئی اند اما بی پایان...
شانه‌ات می‌لرزد اما این نشانِ خنده نیست گریه‌ی پشتِ نقابت را نمی‌فهمد کسی
غَمی دارد دلم شرحش فقط افسانه می‌خواهد ، به پای ِخواندنش هم گریهٔ جانانه می‌خواهد .
خرّم آن روز ك بازآیی و سعدی گوید : آمدی ؟ وَه ك چه مشتاق و پریشان بودم . - سعدی
من به عشق پناه می‌برم ، به آن گرمای ِبی‌دفاع .. که حتی مرگ را هم بی‌معنا میکند . - فروغ فرخزاد .