eitaa logo
‌"دلـارا|𝜗ৎ 𝐃𝐞𝐥𝐚𝐫𝐚"
2.3هزار دنبال‌کننده
165 عکس
23 ویدیو
2 فایل
_نگارشم‌ازعشق‌بود‌آن‌هنگام‌که‌واژه‌هاهمگی؛دردکشیدند! _اینجا، جایی‌ست که قلمِ شکسته از نبودنت می‌نویسد؛ و کلمات، گویی پای لغزیده، افتان و خیزان، در جاده‌ی دلتنگی تو گام برمی‌دارند.» کپی؟لا زیرمجموعه‌هامون: @naayss
مشاهده در ایتا
دانلود
عشق را در اوج غم ها بیشتر فهمیده ام.. گر ز پا افتم فقط یادت نگهدار من است ...)))
ظاهرا سال نو شده بود.. اما کهنه زخم های مارا چنان نمک پاشیدند، تا سر باز کرد)))
گفت‌نمیدانم‌چطور،ولی‌توتغییرکردی انگارغمی‌راتجربه‌کرده‌ای‌که‌تورابزرگترکرده‌است../
"ما روزهایی را گذراندیم که اگر کتاب شود، آدم‌های زیادی را به گریه می‌اندازد."
آرامش از دست رفتهِ جانم، چگونه بپذیرم ورق روز جدید که همه بودن تو مانده به تقویم قدیم:))
آدمی به مرور آرام می‌گیرد, بزرگ می‌شود، ‌بالغ می‌شود، و پای اشتباهاتش می‌ایستد! ‌گذشته‌اش را قبول می‌کند، نادیده‌اش نمی‌گیرد! ‌می‌فهمد که زندگی یک موهبت است، یک غنیمت است، ‌یک نعمت است، و نباید آن را فدای آدم‌های بی‌مقدار کرد! ‌اصلا از یک جایی به بعد حال آدم خودش خوب می‌شود..؛
گاهی سکوت علامت رضا نیست! شاید كسی دارد خفه میشود پشت سنگینی یك بغض!!