eitaa logo
دلگویه♡
24.7هزار دنبال‌کننده
3.2هزار عکس
1.5هزار ویدیو
29 فایل
این یک متن طولانیه: ‏«صبر🌱» کپی از فیلم و عکس ها ، و نوشته هایی که اسم نویسنده ندارن ممنوعه؛) فور کنید لطفاً 🤍 تبلیغات:←https://eitaa.com/joinchat/1630077199C6828ccc3ed 💠گروه مشاعــــره در کانال سنجاق شده
مشاهده در ایتا
دانلود
الهی انّی وُلدت، حتی أحبّـک خدایا زاده شدم تا تو را دوست بدارم ...!
05آیت الکرسی.mp3
زمان: حجم: 459.8K
[•خواندن آیت الکرسی هر شب فراموش نشود•••¡🌿] 〖-ツ〗
نماز صبحت رو حتمااااا اول وقت بخون. به محض اینکه اذان شد بلند شو. اصلا نذار نیم ساعت بعدش یا موقع طلوع آفتاب. تموم نمازات رو اول وقت بخون. به خصوص نماز صبح. به خودت سخت بگیر. بنده های خوب خدا نماز صبحشون اول وقته... نذار خواب گولت بزنه. عیار آدما نماز صبح مشخص میشه نه تو نماز ظهر و مغرب. بدترین تنبیه هارو برای خودت در نظر بگیر اگه نماز صبحت اول وقت نیست. در ضمن ؟ هرگز نذار نماز صبحت قضا بشه. اگه نماز صبحت قضا میشه بدون که وضعت خیلی داغونه. جدی میگم.. من دارم میگم اول وقت بخون بعد تو نماز صبحت قضا میشهههههه؟؟؟؟؟ اصلا به خودت رو نده‌. اگه نماز صبحت قضا میشه بخاطر اینه که به نفست خیلی خیلی رو دادی. انقدر با نفست مدارا نکن ! پوست نفست رو باید بکنی ! باید با نفس جهاد کرد ! پس جهاد کن و تحت هر شرایطی که شده نماز صبحت رو اول وقت بخون.
چند تا تنبیه در نظر بگیری مطمئن باش نماز صبح بیدار میشی. در ضمن ؟ شبا هم زود بخواب. اگه جغد باشی معلومه بیدار نمیشی. در کل هر کاری میدونی درسته بکن تا نماز صبح بیدار بشی و اول وقت بخونی... حتی شده صد تا زنگ بذار تا بیدار بشی... اگه واقعا بخوای موفق میشی.. ولی اگه خواستنت آبدوغ خیاری باشه نمیتونی. بهونه نیار چون خودم عمل کردم و نتیجه گرفتم. هر کی بخواد راهشو پیدا میکنه‌. اگرم نخوای بهونشو پیدا میکنی. برای با خدا شدن باید تلاش کنی.. نابرده رنج گنج میسر نمیشود :) 😉
هدایت شده از •[ وصـٰال ]•🌵
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یا باب الحوائج یا موسی ابن جعفر
هدایت شده از تربیت فرزند 🌱 | مصطفوی
4_6039850978939764892.mp3
زمان: حجم: 9.1M
باب‌الحوائج‌ شد بگیرد دست‌ها را :)
دلگویه♡
ای کاش طاق‌های آسمان می‌شکست و باران بلا بر زمین نازل می‌شد و این اتفاق وخیم نمی‌افتاد! (علیه السلام) دلـگویه @Delgooyeツ
(1) سلام و عرض ادب خدمت شما دوست بزرگوار ممنونم از این که وقت میزاری و این دلنوشته ی بنده ی حقیر را مطالعه میکنید. ...متشکر... 2 سال بود که از ورودم به حوزه ی علمیه داشت میگذشت... حدود 16 سال سن داشتم. توی حوزه به خیلی از پاسخ های سوالاتی که داشتم میرسیدم إلا این که یک روز سوالی در ذهنم ناخودآگاه عبور کرد و خیلی من را درگیر خودش کرد و تا حدی این سوال پریشانم کرد که باعث شد به خیلی از مسائل اعتقادی شک کنم و... متأسفانه یکی از بدی های این سوال این بود که من با شنیدن پاسخش قانع نمیشدم و به شدت میبایست به همان پاسخی که خودم مد نظرم بود میرسیدم... آن سوال بدین شرح بود که: آیا واقعاََ (عج) وجود دارد؟؟؟ پس اگر وجود دارد من باید او را ببینم ... مدتی از این سوال گذشت من همچنان دنبال پاسخ ... یه روز هنگام مطالعه روایت عجیبی توجهم را به خودش جلب کرد که حس کردم شاید بتوانم به وسیله ی این روایت به پاسخم برسم.!!! خلاصه ی آن روایت بدین مضمون بود که اگر میخواهید امام زمان(عج) به سراغتان بیاید 40 شبانه روز واجبات و مستحبات را به خوبی انجام دهید و از مکروهات و محرمات دوری کنید... من خیلی به خودم سخت گرفتم و سعی کردم که حتی مکروهی هم ازم سَر نزنه روز اول به خوبی گذشت ...روز دوم و سوم هم گذشت... تا این که رسیدم به روز چهارم ... تا شب را به خوبی پشت سر گذاشتم... اما شب هنگام خواب مشغول تفکر بودم و خسته شده بودم از این همه سخت گیری هایی که به خودم اعمال میکردم (البته به این خاطر میگم سخت گیری چون خیلی زیاده روی میکردم و مقصر خودم بودم) همان شب مصادف بود با شب شهادت حضرت فاطمه ی زهرا(س) من خیلی کلافه شده بودم و قبل از این که بخوابم با خود گفتم: هی... بی خیال... من پشیمان شدم... اگر امام زمان بخواهد بیاید اندازه ی همین 4 روز میاد و من او را میبینم... درگیر همچین افکاری بودم که خوابم بُرد...، در عالم روئیا دیدم که در یک اُتاق تاریک و کوچکی هستم و یه آقایی با لباس مشکی دارد به من نگاه میکند... من چهره ی او را به سختی میتوانستم ببینم... در همان حالت که آرامش عجیبی حکم فرما بود ناخودآگاه چشمانم اشک آلود شد و شروع کردم به گریه کردن... لابه لای گریه کردن هام با خود زمزمه میکردم که : من امام زمان را دیدم. من امام زمان را دیدم. و... حس خوب و آرامش بخشی داشتم... بعد از مدت کوتاهی از آن اتاق خارج شدم و متوجه شدم که در فضای باز قرار دارم . در همین حین بود که یکی از دوستانم به سراغم آمد و گفت: فلانی چته؟؟ ناراحتی؟؟ وقتی که میخواستم به سوالش پاسخ بدهم ناخوآگاه دوباره شروع به گریه کردن کردم و تکرار کردم: من امام زمان را دیدم. من امام زمان را دیدم. و... بعد از دیدن این اتفاقات در عالم روئیا از خواب بیدار شدم و با خود غرق در تفکر شدم... چیزی که برام خیلی عجیب بود این بود که تمام گریه ها از روی شوق بود و عجیب تر از آن آرامشی بود که داشتم... 💠السلام علیک یا أباصالح المهدی أدرکنی(عج)💠 خداوند ان شاءالله همه ی ما را از سربازان حضرت و از یاران حضرت در دنیا و آخرت قرار بدهد. تعجیل در فرج حضرت صلواتی عنایت بفرمایید؛
ای که بی واژه مرا میشنوی . . .