eitaa logo
𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲🕯
210 دنبال‌کننده
26 عکس
1 ویدیو
0 فایل
𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲 | سرنوشت به قـلـم؛ 𝗡𝗶𝗸𝗮 | نیکا🥀 عاشقانه | درام | رازآلود دو غریبه، یک دیدار اتفاقی... "بعضی آدم‌ها اتفاقی وارد زندگی‌مان می‌شوند؛ اما ماندنشان، کارِ سرنوشت است..." Kod:𝟬𝟯𝟴📝 𝑺𝒕𝒂𝒓𝒕 𝒐𝒇 𝑫𝒆𝒔𝒕𝒊𝒏𝒚 | 05/6/24🍷
مشاهده در ایتا
دانلود
خیلی عالیییی تروخدا یه پارت امشب بدههه ~•~ دوتا میدم✨
وایییییییییییی ننهههههههههه😭 عالیییییییییی بوددددددددد😭✨️ ~•~ چشمآت خوب میبینه عزیزدلم💕
بریم برای پارت؟؟
| «کم‌کم یه چیزایی داشت عوض می‌شد» 😂 عصر شده بود همه هنوز دور هم جمع بودیم سعاد روی زمین نشسته بود و داشت با مهرسا حرف می‌زد سنا هم کنار هستی نشسته بود اون طرف‌تر شروین و کیوان سر یه موضوع مسخره داشتن کل‌کل می‌کردن حامیم هم کنارم نشسته بود منم داشتم با گوشیم ور میرفتم که حامیم گوشیمو از دستم گرفت نیکا: اِ چرا برداشتی؟ حامیم: چون پنج دقیقه‌ست داری به صفحه نگاه می‌کنی و هیچی نمی‌بینی نیکا: فضولی نکن😂 حامیم:بیا نزدیک ترم نیکا:آروم بهش نزدیک شدم که صدای کیوان دراومد کیوان: خب هیچی، ادامه بدین ما هم چشمامونو می‌بندیم😂 نیکا: خف*ه شو🤣😭 حامیم: بذار هرچی می‌خوان بگن😝 نیکا: خیلی پررویی حامیم: فقط جلوی تو --- چند دقیقه بعد مهرسا داشت از آشپزخونه برمی‌گشت که نزدیک بود لیوان از دستش بیفته شروین سریع دستشو گرفت شروین: اِ وایسا! مهرسا: اوه... مرسی شروین: چیزی نشد؟ مهرسا: نه بابا شروین: دستت زخم شد؟؟ مهرسا: نه شروین: مطمئنی؟ مهرسا خندید مهرسا: آره شروین، زنده‌ام 😂 شروین هم خندید شروین: خب خوبه رفت سر جاش نشست کیوان که صحنه رو دیده بود، یه نگاه ریزی به شروین انداخت کیوان: هوممم... شروین: چیه؟ کیوان: هیچی شروین: پس چرا این‌جوری نگاه می‌کنی؟ کیوان: گفتم هیچی😂 شروین: مشکوکی کیوان: من؟ نه بابا --- چند دقیقه بعد مهرسا کنار شروین نشست مهرسا: راستی اون آهنگی که گفتی رو برام فرستادی؟ شروین: آره مهرسا: کِی؟ شروین: همین الان گوشی‌ش رو برداشت و آهنگ رو براش فرستاد مهرسا: مرسی شروین: خواهش مهرسا لبخند زد شروین هم ناخودآگاه چند ثانیه بیشتر از معمول نگاهش کرد بعد سریع نگاهشو برداشت کیوان از اون طرف دوباره دید این بار چیزی نگفت فقط یه لبخند شیطنت‌آمیز زد --- حامیم هم متوجه شده بود حامیم: شروین؟ شروین: جان؟ حامیم: چیزی شده؟ شروین: نه حامیم: پس چرا اینطوری میکنی؟ 😂 شروین: چی؟! همه برگشتن سمتش مهرسا: چی شده؟ شروین: هیچی بابا! حامیم زد زیر خنده حامیم: باشه، هیچی😂 شروین: تو زیادی دقت می‌کنی نیکا: اووووه... مهرسا: چیه؟ نیکا: هیچییی😂 شروین سریع بحث رو عوض کرد ولی گونه هاش یه کم قرمز شده بود کیوان آروم زیر لب گفت: کیوان: گرفتمت داداش شروین: چی رو گرفتی؟ کیوان: هیچی😏 و شروین فقط یه نگاه حرصی بهش انداخت •|Don't copy|• به قلم:نیکا🤍
| «بازم> اون طرف سنا داشت دنبال یه آهنگ توی گوشیش می‌گشت کیوان: سنا خانم سنا: جان؟ کیوان: اون ویدیویی که هفته پیش گفتی رو پیدا کردی؟ سنا: کدوم؟ کیوان: همونی که گفتی نورش از همه بهتره سنا: آره چرا؟ کیوان: بفرست برام سنا: تو هم میخوای بینیش؟ کیوان: آره شاید خواستم چیزی اضاف کنم سنا ویدیو رو براش فرستاد کیوان: مرسی سنا: خواهش یه لبخند کوچیک بینشون رد و بدل شد شروین که کنارشون بود چشماشو تنگ کرد شروین: هوممم... کیوان: چیه؟ شروین: هیچی داداش😂 کیوان: تو هم شروع کردی؟ شروین: من فقط نگاه کردم کیوان: نگاه نکن😂 سنا خندید --- همون موقع مهراد از آشپزخونه اومد بیرون و دید سعاد جای همیشگیش نشسته مهراد: سعاد یه کم برو اونور تر سعاد: چرا؟ مهراد: می‌خوام بشینم سعاد: خب یه جای دیگه بشین مهراد: اینجا جا هست سعاد: نیست مهراد: تو همیشه باید حرف خودتو بزنی؟ سعاد: آره مشکلیه؟ 😂 مهراد: خیلی سعاد: خب تحمل کن مهراد: نمی‌تونم سعاد: پس وایسا مهراد: واقعاً رو اعصابی سعاد: تو هم کم رو اعصاب نیستی مهراد: من؟! سعاد: آره، تو مهراد چند ثانیه نگاش کرد بعد زد زیر خنده مهراد: باشه قبول سعاد: چی شد بلاخره گوش کردی مهراد: چون تو هنوز جای منو گرفتی و قرار نیست پاشی انگاری سعاد: پررو مهراد: خودتی کیوان از اون طرف گفت: کیوان: این دوتا چرا هر بار همدیگه رو می‌بینن دعواشون میشه؟ 😂 سعاد: چون رو اعصابه مهراد: چون اون رو اعصابه! هر دو همزمان حرف زدن همه خندیدن حامیم آروم کنار گوشم گفت: حامیم: این دوتا آخرش یه بلایی سر هم میارن نیکا: منم همین نظرو دارم 😂 حامیم: ولی فعلا بذار دعوا کنن نیکا: چرا؟ حامیم: سرگرمی خوبیه😂 خندیدم حامیم: چرا انقدر می‌خندی توو؟😂 نیکا: تقصیر توئه حامیم: پس من مسئول همه‌چی‌ام؟ نیکا: تقریباً حامیم: چه افتخاری 😂 •|Don't copy|• به قلم:نیکا🤍
پآرت شصت چهارم و شصت و پنجم رمآن《🕯𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲/سرنوشت 》 تقدیم نگآه قشنگتون شد رد احساستون رو زیر این پارت ها جا بزارید... با شوق میخونمش؛🤍 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_uv4skw3&btn=هرچی.دوست.داری.بگو...:)✨️