غمانگیزترین قسمت داستان شازده کوچولو اونجایی نیست که میره؛ اونجاییه که میفهمی برای "اهلی کردن" یک نفر، باید ریسکِ گریه کردن رو هم بپذیری.
توی این آسیای نشدنها و نداشتنها و کافی نبودنها، وسط قیمت گوشت و مرغ و دلار، تو اوج درد چشمهای کمخواب و شونههای خسته، یه چیزی عین شاهکبرا گردن میکشه تو وجودم.
تلخ و تیز و خشمگین و مرگبار: امید.