در یک مقطع از زندگی هر مردی، همه چیز خراب میشه همه میرن و تنها کاری که میتونه بکنه اینه که تنها بمونه و خودش رو دوباره بسازه...
من از یه جایی عمیقا فهمیدم خدا قرار نیست برات معجزه کنه، بلکه توانایی خلق معجزه رو درونت قرار داده. پس اینکه دائم میپرسی چرا من نه؟ چرا برای من نمیشه؟ پس کی نوبت من میشه؟ باید بگم تا زمانی که پتانسیل درونت رو کشف نکردی، تا زمانی که جنگیدن برای معجزه ساختن رو یاد نگرفتی، و تا زمانی که به خودت تکیه نکردی، هیچوقت نوبت تو نمیشه...
نه آرامشت را به چشمی وابسته کن، نه دستت را به گرمای دستی دلخوش؛ چشمها بسته میشوند و دستها مشت میشوند، و تو میمانی و یک دنیا تنهایی...
حیف که یادمان رفته بسیاری از آنچه امروز داریم؛
همان دعاهایی بود که فکر میکردیم،
خدا آنها را نمیشنود..
بزرگسالی یادت میده یا باید دور ارتباط با بعضی آدمارو خط بکشی، یا دور آیندت. یا دور رفتن به بعضی جاها رو خط بکشی، یا دور شخصیتت. یا دور بعضی از احساسات عمیقت خط بکشی، یا دور غرورت. زندگی هم یه معلم صبوره که بارها درسش رو با زخم شدیدتر تکرار میکنه. تا جایی که یا کنار بکشی، یا درسشو بپذیری و رشد کنی...
رادیوچهرآزی4_5814394809699279195 (1).mp3
زمان:
حجم:
1.5M
تا حالا بهت گفته بودم که برای چشمهای خوشگل اصل ایتالیایت میمیرم؟