eitaa logo
دُچــــ☁︎ــــاࢪِ طُ 𐚁̸˖ ֢
10.1هزار دنبال‌کننده
751 عکس
243 ویدیو
0 فایل
« دُچــــ☁︎ـــاࢪِ طُ ღ در هیاهویِ جهان، من به آرامشِ چشمانِ «طُ» دُچارم... ‌—-------------------------- تبلیغات @Baran_HQ 𐚁̸˖ ֢📩
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از حکایت های بهلول
👽قلعه وحشتناک آدمخوار در اردبیل صورت مسئله این است، می گویند که سال ۱۳۱۴  مردمانی که به روستای کورعباسلو در استان اردبیل می رفته اند، پس از بازدید از قلعه ی باستانی بوینی یوغون به صورت کاملاً مرموز ناپدید می شده اند. چون معلوم نبود که چه بر سر این افراد آمده است محلیان می گفتند گویی این قلعه آن ها را بلعیده است! با ادامه داشتن این روند، کم کم این دژ در میان اهالی روستا به قلعه ی آدم خوار مشهور شد و داستان های بی شمار و بسیار زیادی درباره ی آن دهان به دهان در میان مردم محلی میچرخید تا اینکه روزی ۳جوان گفتن ما خواهیم رفت داخل... https://eitaa.com/joinchat/1558904853C13eee7720b ادامه داستان👆 اینجا سرچ کنید قلعه میاره بالا سریع
هدایت شده از حکایت های بهلول
خواهر شوهرم زن زیبایی بود که بعد از جدایی از همسرش اومد خونه ما بمونه روزای اول همه چی عادی بود افسردگی بعد طلاق و توجه های زیاد همسرم به خواهرش ....اما روز ب روز توجه اش به خواهرش بیشتر می‌شد حتی بعضی شبا بدون من میرفتن بیرون بعد از مدتی همسرم وام گرفت برا خواهرش خونه جدا گرفت اولش خوشحال شدم که رفت ولی همسرم خیلی از شب ها میرفت خونه خواهرش همونجا هم میموند به رفتارهای همسرم شک کردم تصمیم گرفتم سر از رفتارهای عجیبش در بیارم تا اینکه . . . . . تا اینکه 👇👇 https://eitaa.com/joinchat/1507525471C2a23233a0c حتما بخونید خیلی جالبه👌
Shadmehr AghiliShadmehr Aghili - Panah.mp3
زمان: حجم: 8.5M
از تـہ قلبم با تمام وجود    تا آخرین نـ؋ـس دوستت دارم 💕 ‌
- باید کمی ،دیوانه تر باشیم اگر نه ،دیوانه خواهد کرد ما را دردِ دوران ...♥ ‌‌
- تنت مانند اهواز و نگاهت چون شب ِشیراز.‌.. دلت آشوب ِتبریز و غمت چاقوی زنجان است...🌈🫂 ‌‌‌
- بیاباهم یکی بشیم...🫂🔥 بوی موهاش خوب بود خوب که نه! عالی بود نفس عمیقی کشیدم. چشمام گرد شد نمی‌دونم کی خوابم برد ** میدونستم بیدار شده میخواستم واکنششو ببینم.. چرخید سمتم دستشو گذاشت روی قفسه سینه ام لبخندی که میخواست بشینه رو لبم و کنترل کردم پوفی کشید دستشو گذاشت روی صورتم +آقا ، آقا پاشو. تکونم داد که زیر لب هومی گقتم ﹏﹏﹏﹏﹏﹏
- بیاباهم یکی بشیم..🫂🔥 دوباره تکونم داد زیر لب غرید + پاشو دیگه.. تک خنده ای کردم نگاهش کردم که با اخم گفت - ریخت ، دستاتو باز کن. نچی‌کردم حالت گریه گرفت - تورو خدا ولم کن بزار برم لبخند کجی زدم چشماش گرد شده بود اولین بار بود این روی من و میدید.. چرخیدم با چشمای گرد شده نگاهم میکرد نیشخندی زدم + ولم کن دستشو گذاشت روی سینه ام با چشمای خبیث نگاهش کردم دید چاره نداره‌ سرش و آورد پایین جدا شد ﹏﹏﹏﹏﹏﹏
- سیوش کن: odnoliub یعنی کسی که اینقدر یه نفرو رو دوست داره که بقیه‌ی آدما به چشمشش نمیان !💜 ‌‌‌
Javid NasiriJavid Nasiri - Ki Mese Man.mp3
زمان: حجم: 5.4M
و تمامِ جانم به قربانَت ، که از شدت خوب بودنت احساس کردم خدا دوستم دارد .❤️:)) ‌‌
- بیاباهم یکی بشیم...🫂🔥 دستم و ول کردم فورا بلند شد دویید سمت سرویس خندیدم داد زدم صدای نازدار اونم اومد که داد زد - خیلی پررویی.. لبخند روی لبم نشست که فورا جمع کردم بلند شدم اخمام و کشیدم توی هم من از کی اینجوری شده بودم؟! دندونم و آروم روی هم سابیدم.. پوفی کشیدم من اینطوری نبودم! هیچ موقع نبودم.. نباید بهش اهمیت میدادم، اونم مثل همه بود یکی مثل مریم که تا یه مرد پولدار میدید می اومد به خودم تشر زدم اونطوری نیست! ولی پس چرا با بابام میخواست بره؟ دوربین مخفی! اون میتونست نشون بده.. ﹏﹏﹏﹏﹏﹏