eitaa logo
دُچــــ☁︎ــــاࢪِ طُ 𐚁̸˖ ֢
9.9هزار دنبال‌کننده
746 عکس
242 ویدیو
0 فایل
« دُچــــ☁︎ـــاࢪِ طُ ღ در هیاهویِ جهان، من به آرامشِ چشمانِ «طُ» دُچارم... ‌—-------------------------- تبلیغات @Baran_HQ 𐚁̸˖ ֢📩
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از حکایت های بهلول
♨️ «وقتی شوهرم خواب بود، گوشیش زنگ خورد... یک پیام از شماره‌ای که با اسم "تعمیرگاه" ذخیره شده بود!»🔞 «کنجکاو شدم. پیام رو باز کردم و با دیدن عکس و متنی که فرستاده شده بود، بدنم داغ شد! باوری که بهش داشتم در یک ثانیه دود شد رفت هوا.😱 فردا صبح هیچی به روی خودم نیاوردم، اما تصمیمی گرفتم که تمام زندگیمون رو وارد یک بازی خطرناک و پر از حسادت و انتقام کرد...» 👇 ادامه این داستان واقعی و اتفاقات بعدی را اینجا بخوانید: 🔗 [ورود به کانال و خواندن ادامه داستان](سنجاق کانال شده ) https://eitaa.com/joinchat/3545235789C4c623726db
Sohrab PakzadEshghe Yedooneh - Sohrab Pakzad.mp3
زمان: حجم: 3M
ﺗﻮ ﻣﻌﺮﻭﻓﯽ ﺑﻪ ﻣﺨﻠﻮﻗﯽ ﮐﻪ ﺩﻝ ﺑﺮﺩ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺵ❤️‍🩹:) ‌ ‌‌
- من به هیچکس اهمیت نمیدم ، ولی برای تو میمیرم ..🥺❤️ ‌‌
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- ازدواج با کسی که عاشقشی رو برات آرزو میکنم🤍:) ‌‌
•┄┄┅┄✧♥️🫧✧┄┅┄┄• • باهم یکی بشیم.. 🫂🔥🫧 • • بهونه گیر شده بودم دست خودم نبود عصبیم میکرد + شماره پسر عموت روی گوشی کوفتی تو چه غلطی میکرد؟! - پسرعمومه! اینو گفت رفتم جلو جلوی پای تختی ، گوشیش و برداشتم + هرکس .. سیم‌کارتشو در آوردم جلوی چشمش شکوندم عصبی غریدم + شماره زن من نباید دست کسی باشه.. عصبی شده بود انگار صداش تند شد - تا دیروز که زنت نبودم،. چرا سیم‌کارتمو شکوندی . بلند شد سمتم اومد نیشخندی زدم + خوب کردم! حس میکردم می‌ترسه ازم وگرنه می‌گفت غلط کردی.. که اون موقع یه جور دیگه جوابش و میدادم گوشیش و خواست از دستم بگیره که نزاشتم + از این به بعد گوشی تعطیل! با پسری بخوای قرار مدار بزاری قلم میکنم پات و ، دهنتم سرویس میکنم •┄┄┅┄✧♥️🫧✧┄┅┄┄•
- بیاباهم یکی بشیم..🫂🔥 تک خنده ای کرد بعد ناباور بهم خیره شد اصلا نمی‌دونستم چم شده بود به جهنم که شکمش درد میکرد به من چه؟! من چرا باید به فکرش می‌بودم برای چی باید ماساژش میدادم؟ اخم کردن با قدمای بلند از اون جهنم دره زدم بیرون سوییچ و سریع برداشتم. حوصله نداشتم اعصابم بدجوری خورد بود سمت در رفتم در و باز کردم رسوندم سمت خونه مریم اینا! تنها زندگی میکرد‌‌.. در زنگ در و فشار دادم که صداش اومد + کیه؟ در و باز کرد به وضعش نگاه کردم ناخداگاه با اون دختره مقایسه کردم حیای اون کجا و حیای این کجا؟ ﹏﹏﹏﹏﹏﹏
هدایت شده از 𝙎𝘼𝙔𝙀
همراهان عزیز رمان های دیگمون بازدید کنید بزنید رو لینک هر کدوم لینکش جدا زده شده خیلی رمان های جذاب قشنگن لطفا حمایت کنید ..... رمان در هوای تو https://eitaa.com/joinchat/183174308C98c8b77894 رمان بیا با هم یکی بشیم https://eitaa.com/Dochar_To رمان گناه شیرین https://eitaa.com/joinchat/953483999Ce1300adfdd رمان خط قرمز https://eitaa.com/joinchat/183174308C98c8b77894 رمان شریک پنهانی https://eitaa.com/joinchat/1507525471C2a23233a0c رمان اس ام اس سیاه https://eitaa.com/joinchat/4076011747Cda1df01f58
هدایت شده از تبادل موقت
🔴عروس جوانی مادرشوهرش را کنار سگ می بست و غذای سگ به او می داد😱 ولی اتفاقی افتاد که همه را شوکه کرد😨 عروس جوانی در غیاب شوهرش ، مادر شوهر پیرش را داخل لانه سگ انداخت و به او غذای سگ میداد! برای اینکه در نبود همسر، بدون هیچ مزاحمتی مردان غریبه را به خانه بیاورد و روابط پنهانی خود را دنبال کند. هر زمان که پسر زن مسن تماس می‌گرفت عروس برای لحظاتی ظاهر اوضاع را مرتب می‌کرد و مادرشوهر را به اتاق خودش می‌برد تا وانمود کند همه چیز عادی است. اما به محض پایان تماس، دوباره او را به لانه سگ بر میگرداند ... یک شب در لانه سگ باز شد و کسی وارد شده که ....😳😱 ادامه داستان واقعی ادامه داستان واقعی ☝️
بیاباهم یکی بشیم...🫂🔥 با دیدن من گل از گلش شکفت لب زد + سلام! اخمام رفت توی هم کنار رفت + بیا تو عزیزم پا گذاشتم داخل خونه اش. غریدم - چه وضعشه؟ سر و وضعتو درست کن میای جلوی در دستی به صورتش کشید + چشم! اهمیتی نداشت اگه گفتم به خاطر خودش بود - میگم که.. سرشو کج کرد - دلم ... +برو عقب! سمت خونه راه افتادم در خونه رو باز کردم با دیدن وضعیت خونه ابروهام رفت بالا + خب ، مهمونی بود اینجا؟ خندید - اره! ﹏﹏﹏﹏﹏﹏
بیا باهم یکی بشیم... 🫂🔥 پوزخندی زدم بوی قلیون و سیگار و همه چی می اومد دستی بین موهام کشیدم فقط تونستم پوزخند بزنم نشستم روی مبل سر کج کرد + عزیزم از این مونده یکم + بیارم! نیشخندی زدم - نه! برای یه کار دیگه اومدم..آب بیار با دلبری اومد جلو + جانم ، من در خدمتم پوزخندی زدم لیوان آب و برداشتم و چسبوندم به لبم ناخداگاه اون دختره رو با این مقایسه کردم چی بود اسمش آها یاس! یاس و مریم! چقدر تفاوت داشتن زمین تا آسمون ﹏﹏﹏﹏﹏﹏