بیاباهم یکی بشیم... 🫂🔥
#pArT_68
دو ساعت داشتیم روی برنامه جدید کار میکردیم
بعد دو ساعت تموم شد
بلند شدم از جام
حوصله نداشتم
تموم این تایمم که داشتم روی برنامه کار میکردم فکرم پیش اون دختره بود
-زنم منتظره.
حیرت زده نگاهم کرد
+ میری پیشش؟
چیزی نگفتم
کفشام و پا کردم
+ پاشا با توام!
به دستش نگاه کردم
بعد خونسرد چشمام و کشیدم بالا
دوختم به چشماش
-هوم؟
+ میری پیش اون دختره؟
- میرم پیش زنم
مهم نبود
نظر هیچکس برام مهم نبود
+چرا میری پیشش!
پوفی کشیدم
- زنمه ، خونه تنهاست!
بغض کرد
+ منم...
﹏﹏﹏﹏﹏﹏
هدایت شده از 𝙎𝘼𝙔𝙀
همراهان عزیز رمان های دیگمون بازدید کنید
بزنید رو لینک هر کدوم لینکش جدا زده شده
خیلی رمان های جذاب قشنگن لطفا حمایت کنید .....
رمان در هوای تو
https://eitaa.com/joinchat/183174308C98c8b77894
رمان بیا با هم یکی بشیم
https://eitaa.com/Dochar_To
رمان گناه شیرین
https://eitaa.com/joinchat/953483999Ce1300adfdd
رمان خط قرمز
https://eitaa.com/joinchat/183174308C98c8b77894
رمان شریک پنهانی
https://eitaa.com/joinchat/1507525471C2a23233a0c
رمان اس ام اس سیاه
https://eitaa.com/joinchat/4076011747Cda1df01f58
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
-
تو را دوست دارم بی دلیل و بی پایان🫀
بفرس براش🤍
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
-
عمرِ دوبارهی منه دیدنُ بوییدنِ تو.💕
خواننده ی جذاب 🫂🔥
#pArT_69
نیشخندی زدم
به سر تا پاش نگاه کردم
+ من.
بلند میشم
نیشخندی میزنم
بعد پچ میزنم
- خودتتو بپوشون حداقل!
صاف میشم.
اشک حلقه میزنه تو چشماش..
با بغض بهم خیره میشه
پوزخندی میزنم
تحقیر شده بود
حقش بود!
دلم نمیسوزه براش
اولین بار بود اینجوری میشد
ولی حالا
با وجود اون دختر که زنمه و تو خونه اس
به خاطر این حسم اخم میکنم
دوست داشتن نیست
شاید تنوع طلب شدم!
﹏﹏﹏﹏﹏﹏
بیاباهم یکی بشیم...🫂🔥
#pArT_70
با خودم رو راست نبودم.
هیچ طلبی غیر اون نبوده تا حالا
پوفی کشیدم
اعصابم خورده شده بود
بابت این همه تشویشی که با خودم داشتم..
بدون توجه به مریم
به چشمای اشکیش
از خونه زدم بیرون
فقط ثانیه ی آخر قبل اینکه در بسته بشه ، در و باز کردم و پچ زدم
+برنامه ام بفرست!
در و بستم
سوار ماشین شدم
ساعت و نگاه کردم.
دیروقت بود
شام خورده بود؟!
پوفی کشیدم و دستمو بردم لای موهام
شام؟
نمیدونستم خورده یا نه
ولی مریض بود
فکر نکنم تونسته باشه درست کنه..
چشمم به مردی افتاد که داشت جیگر میفروخت
پارک کردم
۱۰ سیخ سفارش دادم.
برا ش خوب بود
بعد اینکه خریدم
سمت خونه راه افتادم
﹏﹏﹏﹏﹏﹏
میدانی جـانـاااا..
طُ دلیل چشم باز کردن هر صبح منی!
آرامش این قلب تپنده منی!
ای کاش..!
حکم شود که تا ابد؛
در قلب من عاشق حبس شوی!
آخر بودنت
امیدِ قلب من است
-
جهانِ بی تو مرا ذره ذره خواهد کشت
کفاف زندگی ام را نمیدهد "یادت"🫀
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
-
اونی که بی منت کنارت میمونه رو ساده نگیر ..♥️
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
🔴عروس جوانی مادرشوهرش را کنار سگ می بست و غذای سگ به او می داد😱 ولی اتفاقی افتاد که همه را شوکه کرد😨
عروس جوانی در غیاب شوهرش ، مادر شوهر پیرش را داخل لانه سگ انداخت و به او غذای سگ میداد!
برای اینکه در نبود همسر، بدون هیچ مزاحمتی مردان غریبه را به خانه بیاورد و روابط پنهانی خود را دنبال کند.
هر زمان که پسر زن مسن تماس میگرفت عروس برای لحظاتی ظاهر اوضاع را مرتب میکرد و مادرشوهر را به اتاق خودش میبرد تا وانمود کند همه چیز عادی است. اما به محض پایان تماس، دوباره او را به لانه سگ بر میگرداند ...
یک شب در لانه سگ باز شد و کسی وارد شده که ....😳😱
ادامه داستان واقعی
ادامه داستان واقعی ☝️