بیاباهم یکی بیشم... 🫂🔥
#pArT_71
در خونه رو باز کردم
صداش کردم
+ یاس! بیا!
جوابی نشنیدم
اخمام رفت توی هم
غذایی که گرفته بودم گذاشتم روی میز
سمت اتاق رفتم
که همون لحظه در باز شد
قامت ریزه میره اش همراه چمدون مشخص شد
اخمام و توی هم کشیدم
چمدون دستش چیکار میکرد؟
دندونام و یکم به هم سابیدم
بعد به چمدون اشاره کردم
+ کجا؟
با دستش بازی میکرد.
- برم خونه ی مامانم اینا
تک خنده ای کردم
خنده ی عصبی
بعد غریدم
+ خودت خونه نداری؟! زندگی نداری ؟!
منتظر واکنشش بودم
عصبیم کرده بود
با بغض گفت
- نمیخوام شب بمونم
وا رفتم
﹏﹏﹏﹏﹏﹏
بیا باهم یکی بشیم...🫂🔥
#pArT_72
چی شده بود که اینو میگقت؟
سریع به خودم اومدم
اخمامو کشیدم توی هم
با دو قدم خودم و رسوندم بهش
بازوی کوچکیشو چنگ زدم
فورا سرش و به نشونه ی منفی بالا انداخت
- نه
اخم کردم
دندونام قفل شده بود
+ پس چی؟
اخمام رفت توی هم
همون که دکتر توی بیمارستان گفت؟
بازوشو محکم تر فشار دادم
دست خودم نبود
آخی از بین لب هایش بیرون پرید
عصبی گفتم
با بغض دستشو گذاشت رو دستم
- هیچی
اخطار گونه صداش زدم
+ یاااس!!!
لب برچید
- هیچی فقط..
نتونست حرفش و کامل بزنه
﹏﹏﹏﹏﹏﹏
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
-
آره آقای چاووشی
ماه و خورشید منه دورش میکردم :(♥️
-
درقنوتم ز خدا عقل طلب میکردم
عشق اما خبر از گوشه محراب گرفت ؛
بیاباهم یکی بشیم..🫂🔥
#pArT_73
- من فرار کردم ، ازشون ترسیدم ، سه نفر بودن..
من هنوز وقت نکرده بودم چک کنم دوربینارو
دندونام و به هم سابیدم
خب
چیزی نگفت .
میترسید
میترسید بگه و پس بزنمش؟
+ با توام!
بازم هیچی نگفت
این چیزی نگفتنش خیلی روی اعصابم بود
داشت عصبیم میکرد
نفس عمیقی کشیدم
دست روی صورتم کشیدم
- فقط کتکم. زدن ، میخواستن ببرن منو که باباتون اوم ..
فوش ناموسی زیر لب دادم
اعصابم خورد شده بود
میخواستن ببرن؟
کی انقدر دشمن بود؟
کی؟!
+ خب دیگه نترس!
نگاهی به چمدونش کردم
اخمام رفت توی هم
+ ازم اجازه گرفتی؟
- اجازه باید میگرفتم ؟
﹏﹏﹏﹏﹏﹏
بیاباهم یکی بشسم... 🫂🔥
#pArT_74
رفتم جلو
رو به روش وایسادم
با اخم نگاهش کردم
+ نباید میگرفتی؟
چیزی نگفت
این بیشتر عصبیم کرد
دستشو گرفتم
+ نباید به شوهرت خبر بدی؟! اجازه بگیری؟
لب برچید
ناخداگاه این کار و کرد
لب زد
- روزی که عقد کردیم بهم گفتی فقط سربارتم!
تک تک حرفای اون روز یادم بود
اینکه چجوری بهش
که با گریه بله گفته بود
سر بارم بود تا یه مدتی ولی حالا؟
تکیلفم یا خودم مشخص نبود
+ نیستی!
- چی؟
پچ زدم
+ سر بار نیستی!
اینو گفتم و فاصله گرفتم ازش
- چمدون و برگردون ، بی من قلم پات و خورد میکنم اگه جایی بخوای بری.
﹏﹏﹏﹏﹏﹏
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
🔴عروس جوانی مادرشوهرش را کنار سگ می بست و غذای سگ به او می داد😱 ولی اتفاقی افتاد که همه را شوکه کرد😨
عروس جوانی در غیاب شوهرش ، مادر شوهر پیرش را داخل لانه سگ انداخت و به او غذای سگ میداد!
برای اینکه در نبود همسر، بدون هیچ مزاحمتی مردان غریبه را به خانه بیاورد و روابط پنهانی خود را دنبال کند.
هر زمان که پسر زن مسن تماس میگرفت عروس برای لحظاتی ظاهر اوضاع را مرتب میکرد و مادرشوهر را به اتاق خودش میبرد تا وانمود کند همه چیز عادی است. اما به محض پایان تماس، دوباره او را به لانه سگ بر میگرداند ...
یک شب در لانه سگ باز شد و کسی وارد شده که ....😳😱
ادامه داستان واقعی
ادامه داستان واقعی ☝️
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
-
من هر بار تو خودم میرم
این پسره سند میزاره منو میاره بیرون
قربونش بشم 🤍
-
سیوش کن "sieluni rauhaa" یعنی آرامش روحم
سیوش کن "Ma Rose" یعنی گل رُزِ من
سیوش کن "Okara efu" یعنی نیمه تو
سیوش کن "occhi perlati" یعنی چشم مروارید من
سیوش کن "Hugin" یعنی زندگی بخش
سیوش کن "setinom" یعنی تکیه گاه زندگیت
سیوش کن "Mi paz" یعنی آرامش ابدی
سیوش کن "Metanoia" یعنی معجزه من
سیوش کن "Mi morfina" یعنی مُورفین من
سیوش کن "Mein seele" یعنی نفس من💜
-
مولانا نمیگه دوست دارم به جاش میگه:
گر تو گرفتارم کنی،
من با گرفتاری خوشم!
داروی دردم گر تویی
در اوج بیماری خوشم❤️🩹...