eitaa logo
دُچــــ☁︎ــــاࢪِ طُ 𐚁̸˖ ֢
10هزار دنبال‌کننده
734 عکس
237 ویدیو
0 فایل
« دُچــــ☁︎ـــاࢪِ طُ ღ در هیاهویِ جهان، من به آرامشِ چشمانِ «طُ» دُچارم... ‌—-------------------------- تبلیغات @Baran_HQ 𐚁̸˖ ֢📩
مشاهده در ایتا
دانلود
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- آره آقای چاووشی ماه و خورشید منه دورش میکردم :(♥️ ‌‌
- درقنوتم ز خدا عقل طلب میکردم عشق اما خبر از گوشه محراب گرفت ؛ ‌‌
- به دیدارِ تو می‌‌آیم، برایم بوسه‌‌ای دَم کن . ‌‌
بیاباهم یکی بشیم..🫂🔥 - من فرار کردم ، ازشون ترسیدم ، سه نفر بودن.. من هنوز وقت نکرده بودم چک کنم دوربینارو دندونام و به هم سابیدم خب چیزی نگفت . میترسید میترسید بگه و پس بزنمش؟ + با توام! بازم هیچی نگفت این چیزی نگفتنش خیلی روی اعصابم بود داشت عصبیم میکرد نفس عمیقی کشیدم دست روی صورتم کشیدم - فقط کتکم. زدن ، میخواستن ببرن منو که باباتون اوم .. فوش ناموسی زیر لب دادم اعصابم خورد شده بود میخواستن ببرن؟ کی انقدر دشمن بود؟ کی؟! + خب دیگه نترس! نگاهی به چمدونش کردم اخمام رفت توی هم + ازم اجازه گرفتی؟ - اجازه باید می‌گرفتم ؟ ﹏﹏﹏﹏﹏﹏
بیاباهم یکی بشسم... 🫂🔥 رفتم جلو رو به روش وایسادم با اخم نگاهش کردم + نباید میگرفتی؟ چیزی نگفت این بیشتر عصبیم کرد دستشو گرفتم + نباید به شوهرت خبر بدی؟! اجازه بگیری؟ لب برچید ناخداگاه این کار و کرد لب زد - روزی که عقد کردیم بهم گفتی فقط سربارتم! تک تک حرفای اون روز یادم بود اینکه چجوری بهش که با گریه بله گفته بود سر بارم بود تا یه مدتی ولی حالا؟ تکیلفم یا خودم مشخص نبود + نیستی! - چی؟ پچ زدم + سر بار نیستی! اینو گفتم و فاصله گرفتم ازش - چمدون و برگردون ، بی من قلم پات و خورد میکنم اگه جایی بخوای بری. ﹏﹏﹏﹏﹏﹏
🔴عروس جوانی مادرشوهرش را کنار سگ می بست و غذای سگ به او می داد😱 ولی اتفاقی افتاد که همه را شوکه کرد😨 عروس جوانی در غیاب شوهرش ، مادر شوهر پیرش را داخل لانه سگ انداخت و به او غذای سگ میداد! برای اینکه در نبود همسر، بدون هیچ مزاحمتی مردان غریبه را به خانه بیاورد و روابط پنهانی خود را دنبال کند. هر زمان که پسر زن مسن تماس می‌گرفت عروس برای لحظاتی ظاهر اوضاع را مرتب می‌کرد و مادرشوهر را به اتاق خودش می‌برد تا وانمود کند همه چیز عادی است. اما به محض پایان تماس، دوباره او را به لانه سگ بر میگرداند ... یک شب در لانه سگ باز شد و کسی وارد شده که ....😳😱 ادامه داستان واقعی ادامه داستان واقعی ☝️
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- من هر بار تو خودم میرم این پسره سند میزاره منو میاره بیرون قربونش بشم 🤍 ‌‌‌‌‌
- سیوش کن "sieluni rauhaa" یعنی آرامش روحم سیوش کن  "Ma Rose" یعنی گل رُزِ من سیوش کن  "Okara efu" یعنی نیمه تو سیوش کن "occhi perlati" یعنی چشم مروارید من سیوش کن  "Hugin" یعنی زندگی بخش سیوش کن "setinom" یعنی تکیه گاه زندگیت سیوش کن  "Mi paz" یعنی آرامش ابدی سیوش کن  "Metanoia" یعنی معجزه من سیوش کن "Mi morfina" یعنی مُورفین من سیوش کن  "Mein seele" یعنی نفس من💜 ‌‌
- ‌مولانا نمیگه دوست دارم به جاش میگه: گر تو گرفتارم کنی، من با گرفتاری خوشم! داروی دردم گر تویی در اوج بیماری خوشم❤️‍🩹... ‌‌
هدایت شده از 𝙎𝘼𝙔𝙀
همراهان عزیز رمان های دیگمون بازدید کنید بزنید رو لینک هر کدوم لینکش جدا زده شده خیلی رمان های جذاب قشنگن لطفا حمایت کنید ..... رمان در هوای تو https://eitaa.com/joinchat/183174308C98c8b77894 رمان بیا با هم یکی بشیم https://eitaa.com/Dochar_To رمان گناه شیرین https://eitaa.com/joinchat/953483999Ce1300adfdd رمان خط قرمز https://eitaa.com/joinchat/183174308C98c8b77894 رمان شریک پنهانی https://eitaa.com/joinchat/1507525471C2a23233a0c رمان اس ام اس سیاه https://eitaa.com/joinchat/4076011747Cda1df01f58