𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟎𝟔
ح: چی بگم والا؟ معلوم نیست کدوم گوریه داره نقشه میکشه که چه غلطی بکنه.
س: واایی حامی توروخدا دوباره ترس تو جونم ننداز تازه آرامش گرفتم.
ح: ببخشید خوشگلم😊
میگم که بریم بهشت زهرا؟ میخوام برم پیش مامان و بابام خیلی وقته نرفتم پیششون.
س: ..... باشه بریم عزیزم.
من میرم آماده بشم.
ح: باشه خوشگلم من بیرون منتظرم بیا.
س: ..... لباسامو پوشیدم و از اتاق اومدم بیرون.
عشقم من آمادم بریم دیگه😊
ح: بریم خوشگلم بریم.
رفتیم بهشت زهرا پیش مامان لیلا و بابا حمید، چقدر دلم براشون تنگ شده بود.
آخخخ الهی قربونتون برم🥺
س: چقدر دلم برای حامی سوخت الهی بمیرم😔🖤
یه چند دقیقه اونجا موندیم و فاتحه خوندیم.
ح: ..... بلند شو بریم دیگه سپیده.
س: باشه بریم عزیزم.
داشتیم میرفتیم که چشمم خورد به یه چاله انگار قبر یکی بود!
دیدم توش.... اون کی بودددد؟!!!
خونین و مالین افتاده بود توی اون چاله.
خوب که دقت کردم... پـ..ـارسا بود!
حـ..ـااااااامـ..ـی؟؟؟
ح: سریع توی قبر رو نگاه کردم.....
پارسا بود!!!!
کی کشتتش؟؟؟
خوب که دقت کردم اسلحه دستش بود!
پس خودش خودشو کشته.
س: نفسام به شمارش افتاده بود.
یجوری شدم وقتی پارسا رو اونجوری دیدم.
نفسم تنگ شده بود....
حـ..ـامیی؟؟
ح: حواسم رفت به سپیده،رنگ از صورتش پریده بود.
جانم عزیزم جانم چیشدع؟
س: به قبر اشاره کردم... پـ..ـارسا...
نتونسم ادامه حرفمو بگم!
افتادم رو زمین و سیاهی مطلق....
ح: سپیده سپیده عزیزم چی شدی تو؟؟
بلند شو خوشگلم هیچی نیست بخدا بلند شو!
هرچی سپیده رو صدا زدم ولی بیدار نشد.
سریع گذاشتمش تو ماشین و بردمش بیمارستان و به پلیس زنگ زدم که بیاد بهشت زهرا و به این پارسا رسیدگی کنه.
منتظر بودم تا دکتر از تو اتاق بیاد بیرون.
خیلی نگران سپیده و دوقلو ها بودم.
ایشالا که سالم باشن چیزیشون نشه.
دکترش از اتاق اومد بیرون...
آقای دکتر حال همسرم چطوره؟
د: خوبه خداروشکر وضعیت دوقلو ها هم خوبه بد نیست.
بیشتر مراقب همسرتون و بچه هاتون باشید.
ح: ممنون، بله چشم مراقبشون هستم.
الان میتونم ببینمش؟
د: بله میتونید مشکلی نیست.
ح: با سرعت رفتم تو اتاق به طرف سپیده.
سپیده؟؟ خوبی خوشگلم؟!!!
س: .... خوبـ..ـم حـ..ـامی.
ح: چیشد عزیزم چرا اینجوری شدی آخه؟
س: نمـ..ـیدونم پارسا که اونجوری دیدم یه حالی شدم اصلا.
ح: دورت بگردم من دیگه بهش فکر نکن باشه؟
س: نمیـ..ـتونم همش اون صورت خونـ..ـین و مالـ..ـینش میاد جلوی چشـ..ـام.
ح: قربونت برم فراموش کن تموم شد دیگه باشه عزیزم؟
اینجوری هی حالت بد میشه، ول کن دیگه تموم شد خب؟
س: ..... بـ..ـاشه، کِی میریم خونه؟!
ح: فعلا تو استراحت کن میرم از دکترت بپرسم عزیزم.
𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝒎𝒂𝒓𝒓𝒊𝒂𝒈𝒆❤️🩹💍
𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟎𝟔 ح: چی بگم والا؟ معلوم نیست کدوم گوریه داره نقشه میکشه که چه غلطی بکنه. س: واایی حامی تور
واییییییییییی پارسا با دیدنت هم مشکل میاد سراقشون