ولی اهوهایی که امروز تو باغ وحش دیدم خیلی خوشگل بودننن>>>
ولی در کنارش اینطوری بودم که چقدر بده حیوونا زندانین و خب خیلیاشون هم خواب بودن و کلافه شده بودن...
وقتایی که خیال پردازی میکنم خودم رو به عنوان یه دانشجو تو پاریس تصور میکنم. یه دختر جوون که استایلای کوکت میزنه، درس میخونه، شیرینی پزی میکنه و نقاشی میکشه، یه اپارتمان کوچولوی ناز داره و یه هاپو کوچولوی بامزه. خیابونای پاریس و میگرده و به کافه ها، کتابفروشی ها و موزه هاشون میره و یه زندگی ناز داره.