ولی اهوهایی که امروز تو باغ وحش دیدم خیلی خوشگل بودننن>>>
ولی در کنارش اینطوری بودم که چقدر بده حیوونا زندانین و خب خیلیاشون هم خواب بودن و کلافه شده بودن...
وقتایی که خیال پردازی میکنم خودم رو به عنوان یه دانشجو تو پاریس تصور میکنم. یه دختر جوون که استایلای کوکت میزنه، درس میخونه، شیرینی پزی میکنه و نقاشی میکشه، یه اپارتمان کوچولوی ناز داره و یه هاپو کوچولوی بامزه. خیابونای پاریس و میگرده و به کافه ها، کتابفروشی ها و موزه هاشون میره و یه زندگی ناز داره.
هدایت شده از 𝒜𝑠𝑡𝑟𝑜𝑑𝑖𝑛𝑔 ݁˖ ✮ ⋆
ویرگو، لبخندت قشنگتر از چیزیه که خودت فکر میکنی ، بیشتر لبخند بزن باشه؟
هدایت شده از زندگی به عنوان قارچ خپل ๋࣭𓏲 ๋࣭ ࣪
انقدر درگیری های ذهنی زیاد و مضخرفی دارم که میخوام مغزم رو در بیارم بشورمش و دوباره برش گردونم توی سرم تا شاید بالاخره آروم تر شدم .